خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۲۱ ق.ظ

هدف بندگی نه آن است که تو می بینی...



خواستم کلی بنویسم *

از آن هایی که اجبار می کنند

از آن هایی که تا سنی به دلخواه خود نیستند و همه چیز به آن ها تحمیل می شود

ار آن هایی که نمی دانند چرا و برای چه کسی باید این کار ها را انجام دهند

آن هایی که اجبار می کنند هم به گمانم نمی دانند برای چه باید این کارها انجام شود

زیرا اگر می دانستند جز این می کردند

حاصل چه می شود؟

در سن مقرر به چیز هایی که باید، اعتقاد ندارند



+لطفا به دختران خود قبل از سن تکلیف (9 سالگی ) به بهانه ی عادت کردن ،حجاب نپوشانید...

دختر 9 ساله آن قدری جذاب نیست که چادر بخواهد ...

+حفظ قرآن واجب نیست  پس اگر بچه تمایلی ندارد اصرار نفرمایید

اگر خیلی مایل هستید خودتون تشریف ببرین برای حفظ

کاش می دانستید به بهانه ی دین دار شدنش دارید ضد دینش می کنید

*جامعه ی آماریم به حدی رسیده که به خودم اجازه پست نوشتن بدم :((



*نوشته ی داخل عکس به قدری گویا هست که دیگر نیازی به تفصیل ندیدم (هرچند دامنه ی وسیعی را در بر می گیره اما برای این موضوع انتخابش کردم :))


تکمیل نوشت :همه ی افراد مثل هم نیستن بعضی خانواده ها چادر واسشون به اندازه ی بلوز، عادیِ ...

محیطی که افراد رشد می کنند درش باهام تفاوت میکن و مثل هم نیست پس نمی تونم مقایسه بکنم مثلا وقتی همه ی اطرافیان بچه آدم ها بازی هستند با زمانی که اطرافیانش همه چادر دارن خیلی فرق داره...


خود بچه هاهم باهم فرق دارن

دین داری نسخه های منعطف تر می طبد ;)






وبلاگ نویسی بهم یاد داد آدم ها را به خاطر روح بزرگشون دوست داشته باشم

وبلاگ درون آدم ها را میگه

این که من یه نفر را می خونم و وبلاگش را می پسندم به خاطر ذهن زیباش میشه ...بدون دونستن پیشینه و تیپ ظاهری و شهر زندگی و مدرک تحصیلی و...

این جا روح آدماست که ارزش پیدا میکنه

چقدر بعضی ها وصلن به دریا

چقدر دنیاشون وصل به خدا

+هر چه از وبلاگ نویس بی خبر تر باشم راحت تر میخوانمش

+حتی گاهی می خوانم به خاطر شخصیت وبلاگ نویس نه نوشته هایش!!




شما هم مستند مسابقه ی فرمانده را می بینید؟


عجب پست تیکه پاره ای شد!



۹۵/۰۱/۱۳
کوثر متقی

نظرات  (۲۲)

۱۳ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۵۴ آب‌گینه موسوی
ای خواهر جان! منم یک یادداشت برای این کلاس‌های حفظِ قرآن نوشتم که چه اجحافی در حقِّ فرشته‌های سه چهارساله می‌شود و...  همه در همه‌چیز دچارِ افراط و تفریطیم!

بله، تا حدودِ زیادی موافقم امّا به همان اندازه که آدم‌ها در وبلاگشان خودشان هستند و حاضرند، به همان اندازه هم غایب و پنهانند. بسیار دیده‌ام که تصوّرِ مجازی‌ام از صاحبِ یک وبلاگ با خودِ واقعی‌اش متفاوت بوده‌است.

ای داد! یعنی فصلِ جدید؟ من خیلی دوست داشتم و خیلی ممنون که اشاره کردی.
پاسخ:
:( اکثرا اونایی که تا یه سنی به اصرار خانوادشون رفتن حفظ یا حجابشون هوشمندانه بهشون تحمیل! نشد از دین زده شدن حتی بعضی ها کلا قید حجابو زدن :(


درست می فرمایید شاید بهتر بود این تیکه را هم بهش اضافه کنم که بهتره روابط دنیای مجازی بمونه واسه همون محیط چون به قول شما تصورات 95% موارد متفاوت با شخصیت واقعی طرف ...ممکنه گاهی هماهنگی اونقدری نباشه که به نظر میرسه
بعدم این جا واسه هر حرفی فرصت فکر کردن هست اما تو عالم واقع ،نه


آره قسمت اول و دومشواز تو سایتش اگه دوست داشتید ببینید(لینکشو گذاشتم)
 قسمت سومم امروز تکرار میشه این سری بهتر از قبلی :) خواهش می کنم عزیزم
سلام
ممنون عزیز
شما خوبی؟ 
واقعا فکر میکنم بعضی چیزها راه رفتن روی یه خط باریکه و خیلی باید احتیاط کرد.همین موضوع واقعا از اون دسته موضوعات مهمه...
پاسخ:

سلام‎:)‎

خدا راشکر

الحمدلله

سخت اما بعضی هاش به قدری ساده هست که از عاملا نش تعجب میکنم

آره موافقم ...نباید سخت گرفت ...تا جایی که میشه باید آزاد باشن
هر چی به وقتش :)

نه من این مستند رو ندیده بودم ...اما کلیپ رو تا نصفه دیدم ...البته بقیشم میبینم :دی
پاسخ:
والا
آخه واسه یه چیزی مثل حجاب وقت معین داریم اما  واسه یه چیزای دیگه نه... بعضی ها از دین هم میخوان سبقت بگیرن

وای آره ببین خیلی باحال :)
موافقم بخصوص بند اول
پاسخ:
:)
متن خیلی قشنگ بود
و عکس قشنگ تر
فرمانده ک عالیه!
پاسخ:
آره عکس خیلی خوب... برای "این جا"ست
فرمانده هر چی فصل هاش پیش میره جذاب تر میشه :)

قسمت اول پست عالی بود...متاسفانه گاهی میخوان دیندار بار بیارن ولی چون راه و روش غلطه بچه بدتر ضددین میشه..

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی از بهترین کارهای دنیاست..من دوستان خیلی خوبی رواز طریق وبلاگ پیدا کردم...

نه من هم ندیدم. .

پاسخ:
متاسفانه...وقتی خودشون ندونن هدف  از انجام یه کاری چی، بعد به یکی دیگه بگن تو انجامش بده حاصل ش غیر ازین نمیشه

اوهووم :))  فقط به نظرم دوستی هایی که تو این فضا ایجاد میشن بهتر واسه همین جا بمون چون معمولا تصورات متفاوتی میده (البته استثنا هم هست:))

یه بار ببین مشتری میشی :)
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۵۱ آب‌گینه موسوی
خیلی ممنون کوثر جان، تکرارش را دیدم.
پاسخ:
خواهش می کنم^_^
قسمت دومشم لینکشو گذاشتم هم داخل سایت شبکه افق هستن اون قسمتشم خیلی خوب بود (نحوه انتخاب شدنشون:))
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۳۳ آب‌گینه موسوی
قربانت. چشم. :)
پاسخ:
بی بلا;)
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۰۱ همسر سید علی
سلاااااااااااااااام دوست جان 
خوبی ؟
سال نو و میلاد حضرت زهرا بر شما مبارک باشه :)
با یه جاهایی از پستت موافقم ولی به یه جاییش هم نقد دارم ...
عمری باقی باشه میام می گم ...
غرض این بود که سلامی بکنم و اعیاد رو تبریک بگیم ..
قربون شما ..
یا علی 
:)
پاسخ:
سلااااااااام به به، ببین کی این جاست:)
الحمدلله خوبی شما؟
سپاس فراووون ...بر شما نیز
منتظر نقدت می مونم
لطف کردی بازم بیا ازین طرفا
علی یارت :)
یه خروار کلمه ردیف کردم که بگم با حجاب پوشاندن قبل از سن تکلیف موافق ترم اما... پرید خواهر جان! پرید! :((


پاسخ:
اِ :((
میشه اگه یادت اومد بیای دوباره بگی؟

نوشته ی داخل عکسو خوندید؟ به نظر من باید زمینه فراهم کرد یعنی روی ذهنش کار کرد بعد مثلا روسری خوشگل واسش خرید تا خودش بره سمتش گاهی وقت هام تفریحی بپوشتش
فقط در همین حد نه بیشتر:)
سلام :) 
پست خوبی بود. متن تصویر هم همینطور. با شما موافقم اما در رابطه با حجابِ قبل از سن تکلیف نظرم با شما کمی متفاوته. روایت هست که دختربچه از چهارسالگی باید مفهوم حجابو بفهمه و کم کم باهاش آشنا شه. شاید دختر 9 ساله نیازی به چادر نداشته باشه بله قبول دارم چون جذابیت خاصی نداره. (هرچند بعضی از دختر ها به دلیل تفاوت جثه شون ممکنه نیاز به چادر داشته باشن اما چون معمولا کم پیش میاد درنظر نمیگیرمش) اما حجاب رو باید داشته باشه. دختری که تا قبل از سن تکلیف به دلیل ترس از زده شدن آزاد گذاشته شه وقتی به سن تکلیف رسید یهو نمیتونه کامل حجابشو رعایت کنه. حجاب چیزی نیست که بشه یهویی درستش کرد. باید کم کم و آروم آروم از همون چهارسالگی شروع کرد تا تو 9 سالگی بتونه بپذیره. اتفاقا به نظرم اگه اینطور نشه، بعد ها که بخوای بهش چادر 
بپوشونی زده میشه. چون حجاب سختی داره و اگه از قبل سن تکلیف که هنوز شاید وظیفه ی خاصی نداره مثلا 
روسری و مانتو نپوشه با 9 ساله شدن هم چیز خاصی تغییر نمیکنه که یکباره بشه انتظار داشت حجاب کامل بگیره
و زده نشه. این بهانه نیست. واقعیتیه که بچه بدون عادت کردن قبل از مکلف شدن نمیتونه سختی های حجابو تحمل کنه. این سختی همچنان باهاش میمونه و طبیعیه که آدم خواستار راحتی باشه. و به راحتی میشه هم کاری کرد که کم کم قبل از 9 سالگی حجابو رعایت کنه و هم زده نشه. مادر ما مارو همینطور بزرگ کرد. زده هم نشدیم الحمدلله. اطراف هم از این موارد زیاده..
پاسخ:
سلام:) خوش آمدید
لطف دارین
این کامنت یا نشون میده من درست منظورمو مطرح نکردم یا افق هامون فرق داره واسه همین برداشت کمی تفاوت داره هرچند که من زیاد توضیح ندادم داخل پست و خیلی واسم دور از تصور نبود...بحث من افراط هست به اسم دین و با روشنگری حداقلی!...مثلا خیلی ها را من می شناسم از دور که میبینی دختر محجبه و حافظ و... اما از درون دختر که باخبر میشی میبینی خارج از ظرفیتش بهش تحمیل شده خیلی هاشونم تحمل نمی کنن...خیلی ها هستن که به خاطر وجهه اجتماعی شون به بچه هاشون اجبار میکنن حجاب بپوشن نه به خاطر دین داری بچه
قطعا این که من میگم به بچه ها قبل از سن تکلیف حجاب نپوشانید به این معنی نیست که به امان خدا بسپاریمش و مراقبتی نداشته باشیم ...مقصود این که  اتفاقا شما زمینه را بچین اونم باهاش آشنا کن تو انتخاب دوستشم دقت کن اما اجباری مبنی برا این که حالا هر جایی میخوایم بریم حجاب بپوش نباشه
 یه جورایی این مسئله هوشمندی خاصی می طلبه
مشکل همین تحمیل،این که شما میگی چادر بپوشونی نمیگی بپوشه و حقیقتم میگی چون غیر این من ندیدم اما مشکل این که خیلی ها با زور این حجاب سر دختر هاشون میکنن بعد اون دختر یکمی که بزرگتر میشه به حداقل ها اکتفا میکن خیلی هاشونم دست خودشون نیست زده شدن من میگم نباید افراط کرد
ببینید خودمونم قبول داریم که چادر و حجاب محدودیت هایی میاره اما تا حالا بچه بخواد به دل چسب بودن محدودیت هایی که حاصل از چادر برسه طول میشکه تا اون زمان بهتره با هاش کجدار و مریض برخورد بشه

+من میگم باید باهاش جوری برخورد بشه که نخوایم از واژه بپوشونیم استفاه کنیم ،بگیم بپوشه اونم با رغبت...
+آدرس روایت را اگه میشه بفرمایید
+همه ی افراد مثل هم نیستن بعضی خانواده ها چادر واسشون به اندازه ی بلوز، عادی ...محیطی که افراد رشد می کنند درش باهام تفاوت میکن و مثل هم نیست پس نمی تونم مقایسه بکنم مثلا وقتی همه ی اطرافیان بچه آدم ها بازی هستند با زمانی که اطرافیانش همه چادر دارن خیلی فرق داره...
آره میشه دوباره بگم! ههه هه! ولی قطعا با چیزی که اول گفتم تفاوتهای اساسی ای خواهد داشت! نظر من اینه که:
ببین عزیز جان. حجاب پوشاندن به دختر زیر نه سال سه جنبه داره، یا از سر اجباره، یا از سر تشویق، یا از سر عادت! میدونم منظورت این بود که اجبار نکنیم، خب اینو قبول دارم، اجبار نکنیم، اما اون دو تای دیگه رو هم قبول تر دارم. که تشویق کنیم و عادت بدیم. البته تشویقمون نباید افراطی باشه که بچه فکر کنه خیلی هنر کرده!! بدونه کار طبیعی ای داره میکنه.. مثل مادرش و همه. و عادت بدیم. من بسیاااااااار کسانی رو تو همین خانواده ی مذهبی خودم می بینم و دیدم، که برمبنای روشنفکری عصر حاضر، اعتقادشون این بوده که آزادی بدیم تا قبل از نه سال. خب آزادی دادند. روسری قشنگ خریدند، اگر مویی این وسط بیرون بود چیزی نگفتند، اگر دختر دنبال شال و روسری سرکردن فقط به قصد خوشگلی بود تشویقش کردند و هی گفتند چقدر خوشگل میشی، چقدر بهت میاد و از این حرفا، که باعث شد حجاب بشه ابزاری برای زیبایی! وقتی حجاب بشه ابزاری برای زیبایی تا ابدالدهر دختر با حجابش مشکل خواهد داشت چون هر موجود آی کیو جلبکی هم می فهمه که زیباییِ حجاب خیلی محدودتر از زیباییِ بی حجابیه. و حتی وقتی به سن من و شما برسه اگر تو خانواده ی بسته ای باشه باز هم دنبال چادری خواهد بود که زیباترش کنه، نه محجوب تر. دنبال روسری های قرمز و بنفش و زردی میگرده که خوشگلش کنه و بهش بیاد تا از قِبَل حجاب و حتی چادر، قشنگ تر بشه. این خودش یه آسیب فوق العاده بزرگه که تو قشر مذهبی هم تا دلت بخواد هست. این میشه که حجاب کامل داریم با آرایش رقیق و غلیظ(که اساسی همه گیر شده). حجاب کامل داریم با چادرهای ملی که مانتو محسوب میشه بس که تنگه! حجاب کامل داریم با چادرهای فلان و بهمان که جلوش بازه.حجاب کامل که میگم متوجه منظورم میشی دیگه. اینها هیچکدوم حجاب کامل نیست اما چارچوب مو و دست تا مچ و پا رو کامل رعایت میکنه حجاب کامل میشه فقط مو و دست و پا. که به وفوووووووووووووووور تو جامعه بین مذهبی ها هم مشاهده میشه. چون حجاب شده ابزار زیبایی!
آسیب دوم یه چیز دیگه است این که بچه ای که تا هشت سالگی در برابر حجابش آزاد بوده هرگز و هرگز و هرگز به سادگی نه سالگیشو نمی پذیره چون نه سالگی مساوی است با یک محدودیت عظییییییییییییم برای همه چی. این میشه که خیلی هم اگر پایبند باشند خانواده شون، می بینی که تو دریا دختر نه و ده ساله شلوارشو تا زانو زده بالا رفته تو آب، اما از اونطرف روسریشو سفت بسته و آستینش هم بلنده، می بینی که روسریش رو از جلو محکم کرده اما از پشت موهاش از زیر روسری معلومه، میبینی که شوهرخاله میشه نسبتا محرم که لازم نیست همه جاتو بپوشونی، داماد خونه میشه خودمونی، پسرعمو که تا دیروز همبازی بود میشه بچه ای که لازم نیست جلوش حجابت کامل باشه، می بینی که هر از چندی روسری هم عقب میره و دختر حواسش نیست، نه اینکه لزوما عناد بورزه! نه! براش مهم نیست و اگر گوشزد کنی زده میشه و گوشزد نکنی خب مکلفه! اما چیزی که بدیهیه اینه که به حجاب و سختی هاش عادت نداره، و نمیتونه بپذیره که این حجاب خیلی هم خوبه، میگه من که تا سال پیش مشکلی نداشتم، چی شد یهو دیده شدن موهام نامناسب شد؟! چیزی هم که از میل جنسی نمی فهمه با اون سن و سال! خب چطوری براش جا بندازیم که این یه بایدِ قشنگه؟ چطوری براش جا بندازیم که ما افتخار میکنیم که محجبه نه اینکه به خاطر باید بودنِ حجاب داریم الزامش میکنیم؟
اما عادت دادن، به نظر خود من، بچه ی دختر، از ماکزیمم دیگه شش سالگی بدون روسری نباید از خونه بیاد بیرون (حالا چون دختر ندارم تو سن شاید سخت گیرتر یا سهل گیرتر هم بشم، نمیدونم!). باید بهش بقبولونیم که این روسری هم یه لباس خروج از خونه ست. در همین حد بپذیره خوبه! مثل پیراهن، مثل شلوار و جوراب. و ما هم تشویق کنیم. بچه ی این سنی اگر روسریش بره عقب مشکلی نداره لازم نیست تذکر بدی، بچه ی اینقدری اگر جایی خواست شیطنت کنه میکنه، لازم نیست تذکر بدی و حجابش رو هم داره. حتی میگم بچه ی شش ساله رو با لباس آستین کوتاه هم بیاریم بیرون مهم نیست اما روسری رو سرش کنیم. چون سخت ترین بخش حجاب همین روسریه. کم کم تا نه سالگی تکلیف، حجابش رو بیشتر میکنیم از آستین و هرجای دیگه، و تشویق ها رو کمتر،  تا اینکه به حجابش عاااااادت میکنه. به عادت دادن خیلی اعتقاد دارم.
من خودم یه شوهرخاله دارم از 4 سالگی من وارد خونه زندگیمونشده، هنوزم که هنوزه میگه من هیچوقت موهای لوسی رو ندیدم! ههه هه! نه اینکه الان بخوام افتخار کنم به این موضوع چون افتخار خاصی نداره اما میخوام بگم نمیگه من تو رو همیشه با حجاب کامل دیدم، میگه موهات از اول پوشیده بود. بعد کم کم حجابه افزایش پیدا کرده تا رسیده به تکلیف. اینها بوده که من و امثال من عادت کردیم به بودن یه شیء اضافه روی سرمون و نگفتیم دست و پا گیره. بزرگتر شدیم چراییِ حجاب رو هم به چالش کشیدیم و گاهی حتی با فلسفه ش درگیر شدیم، اما کنار نذاشتیم. چون بخشی از هویت خروجمون از خونه بود و تحمل بودنش سخت نبود برامون، ما محض دست و پاگیر بودن حجاب درموردش کنجکاو نشدیم، ما فلسفه ش رو میخواستیم بدونیم. اما الان، یه نگاه به نوجوانهای دور و برم کافیه تا بدونم تمام حجابی که دارند به خاطر اجبار دین و نگاه مذهبی خانواده ست، و هر لحظه که اجازه بدی از خدا خواسته کنار میذارنش.بس که براشون دست و پاگیره. این میشه که می بینی یه عاااااااااااااااااالمه خانمهای مذهبی و خیلی مذهبی هستند که تو خونه جلوی مهمان تو خونه با مانتو هستند، بیرون که میرن حجاب چادر سر میکنند، مرد تو خونه و بیرون براشون فرق میکنه!! جلوی برادرشوهر حجابشون نصفه تر از مردِ غریبه است! چرا؟ بروز کامل اینه که این حجاب دست و پاگیره!!

+چقدر حرف زدم! تازه کلی مختصر کردم تو ذهنم! :|
پاسخ:
دست شما طلا خیلی ممنونم
خیلی درست میگی خیلی هم شیک منظور منو گرفتید خیلی عالی تحلیل کردی
من با زور برای این قضیه مشکل دارم چون میگم بعضی ها سر این مسئله دچار عقده شدن یعنی تو سنی که اصلا جذاب نبوده چادر ( و خیلی مسائل دینی دیگه)بهش تحمیل شده بعد تو سنی که جذاب شده بی خیال چادر شده ( و حتی مورد دارم که بی خیال حجاب شده) خیلی هم روشون کار شده بوده (البته به خیال خودشون)
با این که بعضی مادر پدر ها جو گیر میشن  مشکل دارم مثلا یه جورایی فخر فروشی هم پشتش دارن که ما بچمونو این جور بار آوردیم بعد بچه هه چند سال بعد خیلی زیبا مادر و پدر را ضایع می فرماید و کلا همه چی را میذاره کنار
به نظر من بهتره مفهوم حیا را واسه بچه جا بندازیم (البته حیا از لحظه ی تولد و حتی قبل ش باید باشه تا بهش انتقال پیدا کن) یه جورایی حیا که باشه خودش چند بار حجاب و بی حجاب بیرون رفتنو ببینه حتی اگه نفهمه دلیل نگاها را اما قطعا به این میرسه که چادر یا حجاب اسلامی- از نوع خدا پسندانه ش- واسش واجب و امنیت میده بهش
من قبل 9 سالگی حجاب نمی پوشیدم ... چادر و روسری را هم تا یه زمانی که شادانه سرم می کردمش اونم خودم نه این که کسی بهم بگه... 8 ساله هم که شدم دیگه بیشتر تاکید داشتم روی حجاب البته پدر و مادرم هم بهم گفتن بهتر دیگه بپوشی ...حتی یادمه یه زمانی قبل تکلیف بهم گفتن دیگه همیشه بپوش من گفتم نه میخوام از فرصت ها استفاده کنم:دی  من کلا واسه همه چی مقاومت میکردم اما وقتی پذیرفتمش دیگه دلم نخواست بذارمش کنار حتی اگه تیکه شنیدم و...


خود بچه ها باهم فرق دارن
واسه بچه های تاثیر پذیر گروه دوستی خیلی مهم ...

بازم میخواستم بگم بادم رفت اگه یادم اومد دوباره مینویسم :)
+اختیار داری خیلی لطف کردی :)
الان کامنت بانوی پینه آل رو خوندم باهاش موافقم. با همون بپوشونی هم موافقم. چون بپوشونی رو برای زیر سن نه سال میگه. بعد نه سال این بپوشونی میشه بپوشه!
ولی پاسخ شما هم درسته.
این بحثهایی که راه میندازی یه جوریه که همه مون داریم یه چیز رو میگیم، اما با یه ذره بالا و پایین که ناشی از برداشتهای ما و بولد بودن یه سری از جنبه های اون قضیه در ذهن ماست. وگرنه همه مون داریم یک حرف رو میزنیم. منم با جلوتر از خدا و پیغمبر رفتن مخالفم، منم با اجبار کردن مخالفم. میگم دیگه همه مون داریم یه حرف مشترک میزنیم با نگاه به ابعاد خاص از ماجرا.
پاسخ:
:) این مسئله خیلی ریزه کاری داری به قول یه دوستان رو لبه تیغ رفتن
منم با همین زیاده روی ها مشکل دارم
با این که خیلی پدر ما ها باید اول واسه خودشون روشنگری بکنن بعد بخوان واسه بچه توضیح بدن ...خیلی هاشون صرفا حجاب می پوشن همون جور که خیلی از کار های دیگه را انجام میدن بدون این که اصلا به فلسفه ش فکر کنن ،بعد هم به بچه همون جوری تحمیل میکنن بدون علم حاصل ش همون زدگی
هر چند خیلی ها را هم دیدم که تحمیل کردن از روی علم و بازم باعث زدگی شدن

هوشمندانه نمی پوشونن هوشمندانه تحمیل نمی کنن

بله شاید این اختلاف نظر واسه این باشه که تو پست توضیح ندادین.  باهاتون موافقم اما بچه از هفت تا چهارده سال باید تربیت شه و طبق فرمایش معصومین هم زمان ادب گرفتنشه. پس میشه گفت همون بپوشونی .. بعد از چهارده سالگی یا تو همین حدود که خودش فهمید میشه بپوشه.. چون یه بچه ی کوچیک که از بدو دنیا اومدن فلسفه ی حجابو نمیدونه که بخواد خودش بپوشه. میدونم منظورتون اینه که کاری کنین تا خودش با رغبت بپوشه. درستم میگین. اما واژه ی بپوشونی به دلیل اجبار نیست. پدر و مادر چادرو میپوشونن به بچه شون.. اما اجبارم نمیکنن. اگه آدرسشو پیدا کنم میگم.
پاسخ:
:)
انسان اشخاصی را می‌بیند که‌ می‌گویند می‌خواهم بچه راتربیت کنم . خوب ، چطور می‌خواهی تربیت کنی ؟ نمی‌گذارد بچه پنج شش ساله برود با بچه‌ها بازی بکند ، هرمجلسی که خودش‌ می‌رود بچه را هم می‌برد برای اینکه تربیت بشود ، جلوی خنده او را می‌گیرد ، جلوی خوراک او را می‌گیرد . یا یک افرادی پیدا می‌شوند ( ما دیده‌ایم ) که چون خود او معمم است ، یک عبا و عمامه و نعلین تهیه می‌کند ، بچه هت‌ ساله را عمامه سرش می‌گذارد ، عبا بدوشش می‌اندازد و همراه خودش این‌ طرف و آن طرف می‌برد . بچه بزرگ می‌شود در حالی که احتیاجات طبیعی‌ وجودش بر آورده نشده است ، همه اش به او گفته‌اند ، خدا ، همه‌اش‌ گفته‌اند ، قیامت ، همه‌اش گفته‌اند ، آتش جهنم . تا در سنین بیست و چند سالگی این قوای ذخیره شده ، این شهوتها و تمایلات
اشباع نشده یکمرتبه زنجیر را پاره می‌کند . این بچه‌ای که شما می‌دیدید در اثر تلقین پدر در دوازده سالگی نمازش بیست دقیقه طول می‌کشید ، نمازشب‌ می‌خواند ، دعا می‌خواند ، یک مرتبه می‌بینید در بیست و پنج سالگی یک‌ فاسق و فاجری از آب در می‌آید که آن سرش ناپیداست . چرا ؟ برای اینکه‌... شهید مطهری/گفتارهای معنوی.
تو این چند سالی که وب میام شاید مجموعا ده پونزده تا وب دیدم که نوشته هاشون ادم رو به فکر فرو می بره. بعضی از نوشته های وب شما اینطوریه. یه تعداد از نوشته های وب آب گینه هم. قبلا یه سطرهای سفید هم بود. این اواخر! عقیق هم یاد گرفته. قبل تر میکائیلی اسمی هم بود. یه پسر دیگه بود الان نه اسم وبش یادمه نه خودش. شاید ملا دولا. احتمالا. اینا رو از وب بگیریم بقیه ی وب جز ارزش آرشیوی و ارتباطی چیز خاص و دندون گیری نداره.
پاسخ:
دقیقا دقیقا دقیقا
من هم همین سبک منظورم بود همین هایی که با این روش پیش میرن ...به بقیه فحر هم میفروشن تازه به بقیه هم سبک تربیتی پیشنهاد میدن ازون ها که میخوان عقایدشونا به همه تحمیل کنن
من از مدل دخترونش خیــــــــــــــلی دیدم متاسفانه ازون ها که توی پیک نیک و مهمونی و موقع بازی هم چادر و روسری کلیپس زده دارن ازون ها که با چادر میدون و مادر هاشون توهم میزنن بهترین ها را بار آوردن ازونها که یهو بی خیال همه چی میشن...
خیلی ممنون
واقعا بعضی پست های چرتن باید حذفشون کنم خودم زیاد بهش فکر می کنم...
(ممنون به خاطر تعریفتون از وبلاگم ولی واقعا این جور نیست! البته امیدوارم باشه...)
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۵۹ همسر سید علی
اومدم که نقدم رو بگم ...
دیدم دوستان گفتند ...
خب با پاسخ های شما دیگه نقدی نمی مونه ...
:)
پاسخ:

‎:)‎

نقد دوستان یه چی بود

پاسخ های من چیزی دگر

حس کردی نقد بی فایده س؟

نظر دوستان محترم اما بنده روی حرف خودم هستم

۱۷ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۰۰ همسر سید علی
راستی مسابقه فرمانده واقعا عالیه ...
مسابقه خانه ما رو هم می بینی ؟
پاسخ:

خیلی

دیشب به قسمتشو دیدم واسه اولین بار

اونم باحال بود

خوندم.
هم متن و هم کامنت ها رو...
پاسخ:

ممنون که خوندید

...

اگرچه خیلی کامنت نمی گذارم ولی اینجا زیاد سر می زنم.
مانند پست های قبلی جالب و قابل تامل بود....
خوب قلم می زنید... ادامه دهید...
پاسخ:
لطف می کنید
ممنون لطف شما ست ...این جور نیست...
نه :(    چشم ادامه میدم بلکه خوب بشه
نه. منظور من از اینکه "بعضی از نوشته های وب شما اینطوریه" این نبود که بعضی دیگر از پست های وبتان، بد است.
لزوما پایان شب سیه، سپید نیست. ممکن است خاکستری باشد یا اصلا فضا و کانال عوض شود. منظور من آن نبود که نوشته اید.

پاسخ:
من منظور شما را گرفتم ...مطمئن باشید
اما حس خودم را هم نوشتم (پاسخ کامنت حس خودم بود)
این که خیلی وقت ها حتی همین پست های به قول شما و دوستان ،تامل برانگیز را هم با ترس و لرز نشر میدهم دیگه چه برسه به بقیه...
خب اگر حس شما بود و بر گردن بنده باری در جهت تضعیف نوشته های شما چیزی نیاید جای شکرش باقی.
اگر کسی مقید باشد خب ترس و لرز دارد. حتی نوشتن یک آیه و یک حدیث ناب.
رب کلمة سلبت نعمة.... چه بسا سخنی که نعمتی را بگیرد....
چون موقعیت ها و مخاطبان و... فرق دارد. ممکن است رفیق من که بچه دار نمی شود به وبم بیاید و من حدیثی در باب فرزند نوشته باشم و با خواندنش کمی غمگین شود.
به خاطر همین، دقت در حد وسواس در فضای وب و در برخورد با انسان هایی که کمتر می شناسیم لازم است.
اما اگر کسی-مثل من-مقید نباشد خب هر چه بادا باد.
پاسخ:
واقعا...
سخنی که نعمتی بگیرد...
خیلی ممنونم جناب نجفی
۲۱ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۵۱ همسر سید علی
نه اتفاقا نقدها به جا بود ... چون متنت به خاطر کم توضیحی قابلیت اون نقدها رو پیدا کرده بود ... ولی در پاسخ دوستان که منظورت رو از پست توضیح دادی ... پست تکمبل شد :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">