خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


جمعه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ق.ظ

درد با درمان

وقتی داری درد می کشی ... نگاه کن ... فکر کن ...ببین این درد از کجاست

چه بسیار زمان هایی که درد به ظاهر از جسم است اما منشا و عاملِ شدت درد، آن موضع از جسم نیست ...دردت از روحت آمده   ... از زخم هایی که برداشته  از رنج هایی که کشیده ... از فشارهایی که تحمل کرده 

دردت به تنهایی می تواند عامل پوست اندازی ات شود

پوست اندازی روحت برای قد کشیدنش است

برای بزرگ شدن

نمی بینیَش اما حسش می کنی

می بینی با هر بار زخم خوردن ...  با هر بار فشار رد کردن  ... شدی یک آدم دیگر

بعضی ها به هر دلیلی دوستت ندارند ... به تو رنج تحمیل می کنند ... روحت با آن رنج بزرگ می شود بعد می بینی می توانی همان ها را ببخشی

برخلاف رنج هایت ... برخلاف دردهایت

این ها  از همان بزرگ شدنست

ازان پوست اندازی


یه وقت هایی می بخشی اما عزت نفست اجازه نمی دهد دوباره خودت را در معرض همان رنج ها قرار دهی

حس می کنی این قرار دادنِ اسمش می شود ظلم به نفس


با این تیکه  آخر نمی دونم چه کنم  ... نمی دونم درست یا نه    

می دونم باید بخشید  

اما نمی دونم وقتی می بخشی دوباره باید خودتو در معرض همان درد ها قرار بدهی یا نه ؟




۹۵/۰۱/۲۷
کوثر متقی

بخشش

رنج

نظرات  (۲۵)

درد ما را نیست درمان الغیاث/ هجر ما را نیست پایان الغیاث 
دین و دل بردند و قصد جان کنند/  الغیاث از جور خوبان الغیاث 
در بهای بوسه ای جانی طلب/  می کنند این دلستانان الغیاث 
اولین چیزی که به ذهنمم اومد وقتی متن رو خوندم 
:)
پاسخ:
خیلی زیبا بود ممنون
اگه دوست داشتید در مورد خط آخر هم بفرمایید
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۱۶ خانم الفــــ
بنظرم همه چیز بر می گرده به "من"...اگر این وسط کاری رو که "من" میگه انجام بدیم،حتی بخشیدن هم ارزشی نداره چون بخاطر نفس بوده، این جور شرایط باید من رو حذف کرد و بعد تامل کرد که"او" چی میپسنده..هر چند آدم دلش نخواد این کار رو بکنه...

از طرفی داریم  المومن کیس..مومن زیرکه..میشه زیرکانه شرایط رو تغییر داد و در معرض قرار نگرفت.هوم؟
:)نظر خودت چیه بانو؟
پاسخ:
درسته موافقم با صحبتات :) ...بخشیدن که برای من باشد نه برای او را کار ندارم .

فرض کن که یک نفر همه ی کیاستش را به کار بگیره اما باز هم شرایط جوری بشه که یه سری افراد خواسته یا ناخواسته بهش رنج تحمیل کنند
این که این فرد بره خودشو با اون افراد مواجه کن درست؟ یا بهتره بی خیالشون بشه چون عزت نفسشو ازش میگیرن؟
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۵۹ خانم الفــــ
دقیقا نمیدونم چی درسته.
اما من توی شرایط مشابه، قطعا روابط رو محدود میکنم. تنها استثناء در این مورد ارحام هستند که باید با نظر مرجع تقلید برخورد کرد و الا درمورد بقیه،قطعا باید حدی رو رعایت کرد توی روابط...شاید محبور نباشیم خودمون رو در معرض قرار بدهیم..اینه که باید اول درجه فامیلیشون چک بشه و بعد تصمیم :)

من خودم تقریبا مدتی همین کار رو کردم.و حتی بنظرم گاهی کار درست اینه که فاصله بگیری
پاسخ:
آخه اگه ارحام باشن رابطه باهاشون محدود میشه بشه :)
اگه ارحام نباشن کار راحت ترِ،میشه قطع کرد
اما یه سری ها هستن نه میشه کااااملا بی خیالشون بشی نه جز ارحام هستن که عذاب وجدان ندیدن داشته باشی ... :)) کلا ماجرایی ها
ممنونم ازت
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۲۶ خانم الفــــ
در حالت اول هم باید شرایط رو برای مرجع نقلیدت بگی ،شاید شرایط طوری باشه که نوع خاصی از ارتباط رو بطلبه :)
خیره ان شاءالله.
پاسخ:
امیدوارم
بازم ممنون عزیزم:)
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۳۰ خانم الفــــ
:) چه شرایط سختی :)

خدا کمکت کنه ان شاءالله :)
پاسخ:
:))
هنگ کردم دیگه...
 ان شاءالله
ممنون :)
در واقع آدمی نه باید خودش را در معرض درد قرار دهد و نه باید فرار کند...باید منتظر بایستد تا درد بیاید...در این جا دیگر انتخاب معنایی ندارد...
پاسخ:
با قسمت اول موافقم... اما یعنی چی باید منتظر بایستد تا درد بیاید؟

خط آخر رو موافقم. مصداق اینه که مومن از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه!
خب شما می بخشی دلیل بر این نیست که هی اجازه بدی که آزارت بدهند!
شاید نظرم اینه، چون شرایط خودم همینه و خواستم چیزی به نفع خودم گفته باشم! :|
پاسخ:
منتظر اجازه من نیستن خودشون به صورت خود جوش آزار میدن...
هعی...
من توصیه م دوریه. سیاستی که خودم دارم در پیش میگیرم..
دوری و دوستی.
فقط در مناسبتهای خاص بهشون سر میزنم و دیگر هیچ!
قطعا باید خودم رو بیشتر از اونها دوست داشته باشم . البته این چیزیه که جدیدا یاد گرفتم :)
پاسخ:
منم به این اصل ایمان دارم
دوری و دوستی
حالا شاید دوستی به معنی علاقه نباشه منظور همون صلح باشه:))

یک خود آزاری زیباست که من تنهایم
لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست
 و گاهی :
اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست
 ور نه تنهایی من که گره اش محکم نیست

درد خواه ناخواه می آید...اما انتظار برای آمدن درد یک نوع مراقبه است . مثل انتظار برای مرگ. یعنی همان مرگ اندیشی.
پاسخ:
درسته درد خواه ناخواه میاد این که منتظرش باشیم یه بحث این که خودمونو در معرضش قرار بدیم یه بحث دیگه س
یعنی به نظر شما باید آدم خودشو در معرض درد و رنج قرار بده ؟
آخه مرگ خیلی فرق نداره؟ فکر به مرگ حُسن زیاد داره اما انتظار برای رنج واسه سیرو سلوک و ریاضت نفس!...نیست؟


ببینید ما حق نداریم برای خودمون درد و رنج تولید کنیم...مصداق این مورد یکیش همین آسیب زدن به بدنه مثلا...اما باید مطمئن باشیم که خدا ما رو با رنج امتحان می کنه. ما رو هدف تیر بلا قرار می ده...به قول شهید آوینی ابتلائات ایمانی...پس رنج به خودی خود و به امر خداوند به سمت ما میاد ما فقط باید آمادگی کسب کنیم...رنج و بلا تیرهای مرگ هستند...هر کدوم از رنج ها نوعی مرگ ضعیف اند...تفاوت زیادی با مرگ ندارند...اگه متفاوت باشن هم در شدت و ضعف وجوده نه در ماهیت...
رنج ما رو اماده ی مرگ می کنه...
یا حق
پاسخ:
تا حالا این تعبیر را از رنج نشنیده بودم ...تیرهای مرگ
خیلی ممنونم

جسارتا شما می دونید سهم رنج هرکسی متناسب با چی؟
مثلا مثل رزق هرکسی که مشخص هست رنج هم واسش مشخص؟
یا این که بسته به اعمال هر فرد هست و...
یعنی مثلا یه نفر رنج بیشتری باید تحمل کن یه نفر دیگه نه
یا مثلا در مواجهه با یه موقعیت مشابه بعضی ها کاملا منعطف هستن و هیچ رنجی نمی کشن، بعضی واسشون سخته و به قولی انگار از ظرفیتشون یکمی بالاتر بوده
؟

همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست

 دلبسته اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست

کار بزرگ خویش را کوچک مپندار
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست

 چشمی حقیقت بین کنار کعبه می گفت
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست

در فکر فتح قله قافم که آنجاست
جایی که تا امروز برآن پرچمی نیست

فاضل نظری

پاسخ:
زیبا بود
ممنون
۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۰۳ آب‌گینه موسوی
بله خب؛ درد آدما را بزرگ، آرام و مهربان می‌کند! :)

بستگی دارد که آیا قطعِ ارتباط موجبِ قطعِ رحم باشد یا نه؟ من اگر بتوانم؛  شرعی و عرفی، قطعِ ارتباط می‌کنم و اگر نتوانم کمتر و محترمانه ادامه می‌دهم و مدارا می‌کنم!
پاسخ:
درد ،دلو دریا میکن روح رو بی نهایت...
البته اگه دردش اُرجینال باشه ;)
بعضی درد ها شکل درد هستن
بعضی هاشون به کلاس درد نمیان :)

قطع رحم که نه صله ی رحم این قدری راه در رو داره که نیاز به گناه نباشه :)
ممنونم آبگینه جانم

در ارتباط با این پست پیشنهاد من به دوست خوبم کوثر عزیزم کتاب تکبر پنهان  استاد پناهیان البته من هنوز نشد که بخونم امروز راجع به کتابش چیزهایی شنیدم که ترغیب شدم حتما مطالعه ش کنم
پاسخ:
ممنون از پیشنهادت عزیزم
امیدوارم تکبر نداشته باشم :)
چه پنهان
چه آشکار
;)
۲۹ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۵۴ همسر سید علی
چقدر خوب بود این پستت ... و چقدر می فهممش ...
منظور از خط آخرت رنجهای خود خواسته است ؟
پاسخ:
بگم نوش جان... نگم نوش جان...
رنج مگه خودخواسته میشه؟
یعنی مثلا دعا کنیم رنج بیاد؟
بیشتر منظورم از اون خط این هست که مثلا تو می دونی در مواجهه با یه شرایطی اذیت خواهی شد اما به خاطر یه سری دلایل مثل جبر! یا هرچی مجبورت میکنه که بری و مواجه بشی با اون افراد یا شرایط ...

در عالم غیر دینی از این تناسب آگاهیِ چندانی ندارم. اما در عالم دینی میزان رنج هر مومن و مسلمان به میزان ایمان او بستگی دارد. این تناسب البته قابل پیش بینی و اندازه گیری نیست ولیکن این قدر هست که می تواند فهمید که به هر صورت مومنان در زندگی به انواع بلایا مبتلا می شوند که همانا نقصان در مال و جان و ... می باشد.در قرآن کریم هم به این نقصان اشاره رفته است. اما این که به صورت رزق قابل تقدیر باشد نمی دانم. این طور به نظر می رسد که تفاوتاتی با رزق دارد. رزق معین است و بیش تر از مقدار و کم تر از مقداری نمی شود. اما بلا نسبت به افزایش ایمان و نسبت به اعتقاد آدمی متغییر است.البته رزق معین با گناه کم می شود...

دلبستگی ها و وابستگی های هر فرد نیز موثر است. گاه نزول بلا برای ایجاد یک ظرفیت در روح آدمی است. گاه برای محو کردن اثرات یک گناه. گاه برایِ متوجه کردن انسان به یک انتخاب اشتباه. گاه برایِ بالا بردن درجات ایمانی. گاه برای بریدن وابستگی ها. گاه برایِ صرفِ ناله و زاری و آه است چه که خداوند منان و حنان ناله ی بندگان و آه کشیدن شان را بسیار دوست می دارد...چیزهای دیگری هم می تواند برشمارید.اما این که کدام بلا به خاطر کدام یک از اینان است تنها خداوند و اولیاء اش می دانند...

پاسخ:
آهان
آخه بعضی ها هستن از بچگی کلی مریضی تحمل می کنند یا مثلا کلی سختی میکشن خب بچه اون سنی که ایمان و امتحان نمیدون چی یعنی به خاطر امتحان پدر و مادرش هست که باید این سختی بهش وارد بشه و یا این که از اول هر انسانی در رنج هست
پس چرا همه این جور نمیشن...
واسه همین پرسیدن رنج هم سهم مشخصی داره واسه هر فرد یا نه

خیلی ممنون از پاسختون
۲۹ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۰۴ همسر سید علی
عه آنلاین بودی ؟ :)
آره رنج خود خواسته هم می شه ... چون همونطوری که خودت گفتی در پس هر رنجی یه رشدی هست ... مثال خیلی دم دستیش می شه مثال مرتاض ها ... رنچ های خود خواسته ای رو به خودشون تحمیل می کنند تا بتونند قدرتها و نیروهای خاصی رو به دست بیارند ... در اسلام هم داریم مثلا همین پا روی نفس گذاشتن که خیلی بهش تاکید شده و اولین پله سیر و سلوکه .. می شه رنج خود خواسته یعنی تو برای اینکه امر خالق رو گوش کنی و به مدارج بالای سیر و سلوک و عرفان برسی رنج مخالفت با هوای نفست رو قبول می کنی تا رشد کنی ...
مثلا همین دعایی که آدمها می گن خدایا من رو برای خودت تربیت کن ... می تونه یکی از مصادیق همین رنجهای خود خواسته باشه چرا که در بطن تربیت برای خدا شدن رنجهای فوق العاده ای هست ... 
البته این نظر منه در این باب که با عثل ناقص بشریم بهش رسیدم ... شایدم اشتباه باشه ...
پاسخ:
اوهووم :)
یعنی اگه مسیری که میخوای داخلش قدم بذاری برای رسیدن به خداست باید بدونی که خواسته یا ناخواسته یه سری رنج را باید تحمل کرد
به قولی اگه 40 روز رفت و همه چی زیادی گل و بلبل بود باید ترسید...
خدا خودش ظرفیتش هم بده خواهرجون گاهی خیلی سخت میشه البته به گمانم خدا ظرفیتشو میده و شاید هم اگه نده همون رنجه خودش ظرفیت میاره...

۲۹ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۰۷ همسر سید علی
خب باید طرف ببینه جنس اون رنج چیه ؟
آیا مواجهه شدن دوباره با اون رنج فقط می شه سوهان روح و باعث درجا زدن آدمی و شکسته شدن عزت نفسش می شه و یا مواجهه شدن دوباره با اون رنج باعث می شه که آدم رو رشد بده و به سطح کمالیه اش نزدیک کنه ... 
پاسخ:
فااااطمههه
:((
چه سختتتتتت
خُل شدم

گاهی نمی دونم من سخت میگیرم یا سخت واقعا
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۳۵ همسر سید علی
آره دقیقا ظرفیت تحمل همه رنجهایی که به ما داده می شه در ما هست ... چون اگه نبود خدا اصلا اون رنج رو بهمون نمی داد ...
آره خیلی سخته ... کلا زندگی چرا اینقدر سخته (آیکون متفکر)
:))
پاسخ:
واالا :)))
گاهی وقت ها آنقدر بین برخی دوراهی های انتخاب مرددی که حتی  وقتی میخواهی ببینی انتخاب کدام یک برای نفس ات سخت تر است تا آن راه را بروی بازهم به جواب نمی رسی.
نمیدانم شاید باید این وقتها فقط توکل کرد و توسل.
امیدوارم نظرم بی ربط نبوده باشد.
پاسخ:
کدام یک برایت سخت تر است تا آن را بروی؟ برای سیر و سلوک و ریاضت این جور ،برای حالت عادی هم این جور هست؟ 
توسل و توکل برای دوراهی را موافق هستم ممنون
بسیار هم مرتبط بود با یه زاویه ی نو
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۸ ام اسی خوشبخت
کاملا موافقم
درد چه جسمی و چه روحی انسان رو بزرگ میکنه
سوال مهم اینه آیا در معرض همان درد قرار گرفتن انسان رو بزرگتر میکنه؟
از نظر من گاهی بزرگتر میکنه و گاهی نه، باید ببینی اون مورد خاص چه تاثیری داره میزاره
پاسخ:
یعنی میگید چه خواسته چه ناخواسته  دوباره باهاش مواجه بشم بزرگتر میکنه {تفکر}
آخه میدونی سختی کار همینه که نمیدونم این رنجی هست که باعث رشد بشه یا شکسته شدن البته شکسته شدن هم گاهی خودش رنج ...
وای :))

برای سیر و سلوک که قرار نیست کوه بکَنیم و یک سَره روزه بگیریم و نماز شب بخوانیم و قرآن ختم کنیم. اصن ما قرار است با مراقبت از همین حالات عادی و وقایع روزمره مان رشد کنیم دیگر.
البته این انتخابِ موردِ سخت تر و آن تردیدی که گفتم برای وقتی است که بین دو کار خیر مردد باشی.
وگرنه اگر انتخاب بین خوب و بد باشد فقط اراده قوی می خواهد...
این نظری هم که دادم برگرفته از حدیثی نبوی است که به علی ع گفته شده است:
علی جان هر وقت بین دو کار خیر مردد بودی آنی را انتخاب کن که برای هوای نفست قبول کردنش دشوارتر است.
احساس می کنم کمی گنگ توضیح دادم، ببخشید
پاسخ:
درسته خیلی ممنون
اما آیا از متن این جور دریافت شد که من بین دو خیر مرددم ؟یا این که شما کلی فرمودید؟
مشکل من این هستش که نمیدونم خیر هست واسم یا نه
نمیدونم این که باهاش مواجه بشم خوبه واسم چون رنج جدید ازش میگیرم و به قول شما رشد داره واسم یا این که چون عزت نفسمو میاره پایین باید بی خیالش بشم
کلا مانده ام ...
راستش برای همین سوال اول تان بود که گفتم شاید نامربوط باشد. نه کلی بود.
وضعیت شما یک مقدار پیچیده است. من هم که ته کشید آنچه که می دانستم و...
این جور مواقع، رجوع به یک کارشناس و مشاور درست و حسابی خیلی کمک می کند به آدم. خیلی.
پاسخ:
خیلی هم خوب بود
والا چی بگم... مراجعه کردم توصیه شون هم  همون مواجه شدن بوده نه بی خیال شدن... به کار بستم اما کم آوردم!!
 گفتم از دوستان بپرسم شاید راه بهتری پیدا کردم
 :)

با سلام
شما بعضی پست هایتان را بی جعبه ی نظرخواهی تدیون می کنید و خب آدم می خواهد نظر بدهد نمی شود. بعد میلش برای نظردادن در پست های نظرباز!، فروکش می کند:)
دیگر اینکه دختر ما عاشق این شکلک های وب شما شده است و با اینکه آن نشانی که داید برای من باز نشد ولی همیشه م گوید اینها را به به من نشان بده و کلی خوشش می آید. همه را هم پاندا می بیند:))) با اینکه یکی شان لباس پاندایی بود.
تشکر
یا علی
پاسخ:
سلام
 ببخشید؛ زیاد در این زمینه تذکر گرفتم ...این وضعیت برای پست هایی هست که اشتراک ؛یعنی نهایت تلاش من انتخابش از داخل یه کتاب یا یه سخرانی یا ... بوده و یا تابپش کردم یا لینک دادم و یه عکسی که واسش گذاشتم...برای همین نظر گرفتم ازش واسم دور از تصور اون اثر از من نبوده و...

وااای عزیزم ... ای بابا چرا باز نشد :(  آدرس درست بود پایین عکس هم هست آدرسش

خواهش می کنم
۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۱۳ آب‌گینه موسوی
خیلی هم خوب! :)
سایهٔ پدر و عشق بر سَرت مستدام، ذیلِ توجّهاتِ مولا!
عیدت هم بسی مبارک! 
پاسخ:
:)
قربونتون برم خیلی ممنون :***
عید شما هم مبارک مهربان بانو :)
۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۰۱ آب‌گینه موسوی
ممنون عزیزم. :)
خدا نکناد! :****
پاسخ:
:)
:*****

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">