خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۳۸ ق.ظ

زندگی به سبک سرو

گاهی حس می کنم شده ام آفتاب پرست

همرنگ با محیط

اما آن چه تغییر کرده فقط رنگ ظاهر من است

مثلا مدتی در خاک بوده ام ،رنگم خاکی شده است

یا مدتی  بودن در آسمان ، مرا آسمانی کرده است

یا مدتی در مرداب و...


نه

نمی خواهم


شاید بعد از گذر زمان این رنگ ظاهر باورم شود و دیگر تغییر نکند

اگر آن رنگ اشتباه باشد چه...

زندگی به سبک بید مجنون و آفتاب پرست یعنی با تغییر محیط ،تغییر جهت دادن و ظاهر عوض کردن

دلم می خواهد قاطی رنگ ها بگردم بهترینش را انتخاب کنم و آن رنگ بشود رنگ من

چه در صحرای بی آب و علف

چه در دریای پر زرق و برق

رنگم بماند همان

بدون هیچ تردید

با یقین کامل

دلم می خواهد همه ام بشود یک رنگ

و بمانم یک رنگ

در این دنیای هزار رنگ


بهترین رنگ

و بهترین جهت

همان است که صاحب رنگ و جهت برایت نشانه گذاری کرده است


جهتی که اهل حق  رفته اند را بگیر و برو

بعد از آن زندگی کن به سبک سرو

نه بید مجنون

آن وقت هرچه قدر هم که بادهای مخالف وزیدن گرفت

باز هم راست قامت بمان




+ حواست باشد

در زندگی آن قدر وقت نداری که خودت بخواهی به هرجهتی بروی و تنهایی انتخاب کنی


+"ایمان بیاور و مومن شو بعد هم دیگر نیندیش تا شک نکنی "

نادر ابراهیمی -یک عاشقانه ی آرام



۹۵/۰۲/۰۳
کوثر متقی

نظرات  (۸)

۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۴۰ معبر سایبری فندرسک
سلام خداقوت 
پاسخ:
سلام
سپاس!

حواست باشد

در زندگی آن قدر وقت نداری که خودت بخواهی به هرجهتی بروی و تنهایی انتخاب کنی


By kowsar motaghi


پاسخ:
زندگی با حواس جمع
:(
:)

:
می فرماید که اگر همه ی بدی های عالم در یک اتاق جمع باشند و درش قفل باشد کلید در ان اتاق دروغ است!
خب همین میشه که کسی که نهایت صداقت رو داشته باشه به هیچ بدی ای راه پیدا نکنه.
دروغ و صداقت به معنای عام و خاص توأمان.
پاسخ:
واقعا همین جور
صداقت و امانت داری...
امانت داری هم خیلی مهم
خیلی
خیلی
یه مشکل بزرگی دارم....وقتی زیاد به این چیزا فکر میکنم دچار رکود وحشتناکی میشم....
پاسخ:
خب بهتره وقتی به یه سری مسائل از راه اصولی و درست ایمان میاریم و میشه باورمون دیگه درموردش فکر نکنیم وگرنه شک زیاد میشه و رکود طبیعی...
مخصوصا الان با شبهات فراوونی که پیش میارن اگه بخوایم به یکی ازین تفکرات روو بدیم دیگه هیچی نمی مونه...
بحث شبهه و شک نیست. بحث یه چیز دیگه ست که نمیدونم چیجوری باید حرف بگم!
پاسخ:
کامنتت خیلی بسته بود من برداشتی جز این نشد داشته باشم
"ایمان بیاور و مومن شو بعد هم دیگر نیندیش تا شک نکنی "
یعنی چی ؟
شک مقدمه ایمانه ...
:|
پاسخ:
نمیدونم والا این جمله برای یه کتاب یعنی از خودم نیست اما برداشت من این هست که وقتی ایمان آوردی و یه چیزی شد واست باور (البته از راه درست و الهی) دیگه نرو و پیگیر بشو چون شک می کنی مثل خیلی هایی که به خاطر شبهه افکنی بی خیال یه سری چیزها میشن... بعضی ها ظرفیت این که شک واسشون مقدمه ی ایمان بشه را ندارن
اگه مومنی شک کن ِو شک هاش به جایی نرسه بازم مومن می مونه یا این که پایه هاش سست میشه؟

این جمله عجیب من رو یاد تفکرات آگوستین انداخت ... 
:|
البته شایدم این جمله رو درست متوجه نشده باشم (آیکون فکر کردن)
پاسخ:
رفتم نظریاتشو خوندم شاید نویسنده ازون الهام گرفته

دارم می ترسم کم کم [آیکون ترس از چرت نویسی و شبه افکنی و ...]
خوبه برش دارم
هان؟
خب ببین کسی که ایمان میاره و بعد با شبهه های متفاوت و شک در دینش دست از ایمانش می کشه یعنی اینکه حقیقتا ایمان نیاورده بوده که شبهات باعث شده تا دست از ایمانش بکشه ... یعنی ایمانش یه ایمان زبانی بوده نه یه ایمان قلبی ولو اینکه خودش معتقد باشه که ایمان قلبی داشته ... 
همانطوری که خداوند در مورد ایمان اعراب در قرآن می گه « قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم » 
وگرنه الان شدیدترین و سختترین و شبهه انگیزناکترین شبهات به علما می شه ولی آیا خللی در ایمان علمایی که روی خودشون کار کردند ایجاد می شه ؟
مومنی که شک می کنه ولی دنبال پاسخ برای شکش نمیره یعنی از اول مومن نبوده و مومن هم نخواهد شد ... چرا که فکر و تعقل پایه ی ایمان و همراه ایمان ... ایمان که تنها یک سطح نداره برای گذر از یک سطح ایمان به سطح بالاترش، باید دچار شکیات شد ... وقتی دچار شک در سطح قبلی ایمانت شدی و بعد با تفکر و تعقل  و مراجعه به اهل تعقل و متخصص دین پاسخ شکهات رو دادی تازه وارد سطح بالاتر ایمان می شی ... و همین امره که باعث می شه پایه های ایمانیت قوی بشه ... 
البته برای پاسخ گرفتن در مورد شکیات هم باید به اهلش آدم مراجعه کنه نه مثل اکبر گنجی که کلا بشینه خودش فکر کنه بعد عقل ناقصش نتونه معارف بالاتر رو درک کنه بعد کلا بزنه زیر همه چیز ... 
ولی در کل به نظرم شک بعد از ایمان هم چیز بدی نیست به شرط اینکه آدم دنبال پاسخ به اون شکیاتش بره ... 
نه بابا بزار باشه .. آدم رو به فکر می اندازه ...
پاسخ:
اوهوم موافقم ولی...
آخه خودت هم میگی علما ،شاید  این جمله هه واسه عوام بوده!
آخه بعضی شک ها هست که با بدجنسی مطرح میشن مثلا سندیت بعضی حدیث ها یا چیز های دیگه که ممکن سال ها از قول یه امامی مطرح میشده و خیلی هم تاکید بوده روی اون بعد مثلا میدونی برای یکی دیگه بوده
البته این که من میگم خیلی پیش پا افتاده س ! اما هست دیگه
من میگم تا وقتی پایه های ایمانت خیلی قوی نشده یه سری کارها بهتره از اهل حق تبعیت بشه بعد از خودشون پرسیده بشه و این که اگه شکی هم اومد یا از همون اهل حق بپرسه یا اگه دسترسی ش نداره زیاد بهش فکر نکن
یعنی مثلا اگه برای من نوعی تو یه سری مسائل شک پیش اومد باید برم از اهلش بپرسم بعد اگه قانع نشدم چی؟
هان؟


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">