خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۲ ق.ظ

منِ ریاکار



چند سالی هست که کوثر متقی زاده شده ...

زاد روزش یادم نیست اما یادم هست اول ها فقط با این نام برای وبلاگ ها کامنت می دادم

و یک سال و نیم است که با این نام می نویسم

قبلا او ،من بودم اما چند وقتی است که حس می کنم دارد برای خودش شخصیت و هویتی مجزا پیدا می کند

این حس زمانی بیشتر می شود که می دانم اگر در دنیای واقعی بود فلان مسئله را راحت تر باز گو می کردم یا فلان برخورد نبود یا فلان جا سکوت نمی کردم

ذهنم میرود سمت آن که می گفت چهره های فرهنگی (و گاهی هم +مذهبی) بعد از مدتی شخصیت واقعی شان را پنهان می کنند لای نقاب و آن چه بروز می دهند شخصیت اصلی شان نیست یعنی می شوند آن چه اطرافیانشان دوست تر دارند هرچه منصب بالاتر رود این نقاب بزرگتر می شود و آن تضاد عمیق تر

این گونه می شود که نفاق زاده شده و اعتماد کم می شود

حاصل هم چیزی نیست جز یک آقای ریش دار با یقه ای که تا سر حد خفگی بسته شده + تسبیحی در دست !+یک خانمی که نشان می دهد ریش شوهرش بی ریشه است

یا

خانمی که چادر و مقنعه ی چانه دار پوشیده است  و همه را به راه مستقیم میخواند اما خود راه دیگر می رود




*یکی از روزهای! این هفته زاد روز من است!

لطفا نصیحتم کنید! از آن نصیحت هایی که عصاره ی زندگی است با تشکر



۹۵/۰۴/۱۱
کوثر متقی

نظرات  (۱۵)

۱۱ تیر ۹۵ ، ۰۹:۰۹ آب‌گینه موسوی
به‌نظرم، آدم از اسمِ مستعار استفاده می‌کند تا اتّفاقاً راحت‌تر حرف‌هایش را بزند و برایم جالب بود که گفتی، تو برعکسی.
به‌به؛ مبارک است! این هم بوسِ تولّد: :*
امّا نصیحت با معنای لغویِ آن و نه اصطلاحی: تحتِ هر شرایطی و در برخورد با هر تفکّر و نگاه و مرامی، ببین حضراتِ معصومین چه فرمودند و چه امر کردند. 
این سطرِ بالا خیلی سخت است، خیلی تقواست! به‌نظر، بدیهی و حتمی می‌آید ولی در زندگیِ جاری، در هر مشکل و مسئله‌ای اگر بخواهی ببینی؛ مثلاً آقا اگر بودند، چه را می‌پسندیدند، مَرد می‌‌خواهد که عامل باشی. آن بخش‌هایی از دین  که معمولاً موردِ پسندِ ما نیست و هنوز با آن سنّتی و عرفی برخورد می‌کنیم...

در ذهنم هست که برایش چیزکی بنویسم. 
مطوّل شد، ببخشید. 
پاسخ:
نه خیلی ها ولی حس می کنم کم کم دارم بین دنیای حقیقی با مجازی فرق زیادی قائل میشم که خب این نباید باشه دیگه :)البته دارم سعی می کنم از بینش ببرم
قربون شما ممنونم بوس بوس  :))
چه زیبا چه خوب یه دنیا ممنون :**

اختیار دارین .لطف کردید و استفاده کردم :)
سلام منم اول هویت اصلیم تو وبلاگ بود بعد بخاطر این مسائل هویت مجازی انتخاب کردم
پاسخ:
سلام
مسائلی که بهش اشاره شد از دنیای مجازی اومد به دنیای حقیقی
اولی هاش مشکلات همین هویت مجازیِ! دومی برای وجهه و پرستیژ اجتماعی ِکه خیلی ها برای این که از دستش ندن حاضرهستن خودشونو جور دیگه نشون بدن و...
چه عکس باحالی خیلی خوشم اومد.
من هویت مجازیمو دوست دارم. چون خیلی مثل خودمه! اما کلا اینکه این فضا مجازیه و واقعی نیست باعث میشه من جسارت بیان بیشتری توش به خرج بدم. مثلا اگر اینجا میام به بعضی لغات هم گیر میدم، اگر در فضای واقعی بودیم و هم رو میشناختیم شاید اصلا نمیگفتم! :|
ولی منم یه بار گفته بودم که از شخصیتی که مجازیش با حقیقیش تفاوت بکنه می ترسم. گاهی شخصیت مجازی ما یه ابعادی میگیره که در شخصیت حقیقی ما نیست و این خیلی بده. خب قطعا لوسی می همه ی من نیست چون بروزاتی که در لوسی می هست خیلی محدودتر از بروزات شخصِ من در زندگیِ خودمه و امکان و شرایط متفاوته.
تولدت مبارک کوثر جان. منم خیلی دوست دارم یه اسم اینطوری برای خودم بیابم :)
پاسخ:
آره منم وقتی دیدمش خوشم آمد نوش جون :)
آخه شما یادداشت روزانه از زندگی خودتون برای همین از شخصیتتون احتمال این که فاصله بگیره کم هست البته من اون قدر فاصله نداره
مثلا تو دنیای واقعی خیلی سعی می کنم تو همه ی محیط ها موضعم را نشون ندم اما اینجا نه ...چون به همین قصد ساختمش
 مثلا گروه های فرهنگی یا مذهبیونی که شغل هاشون یه حوری ایجاب کرده که تضاد داشته باشن  ( زیاد نیستن اما متاسفانه همون قدرش  هم تو ذوق زنه) این تضاده که من ازش فراریم حتی اگر محیط مجازی باشه و اسم من یه چیزی غیر از اسم خودم :)
حالا نمی دونم حال خودم بهتره یا کوثر متقی! ولی هرچی هست خدا عاقبتمونو به خیر کنه :دی
آره کوثرمتقی هم شعبه ی من
ممنونم ازت عزیزم :) یافتنی نیست ساختنی است :دی
 شما می تونی :*

نصیحت شد فراموش... پیلیز :)
هوم ... تولد بق بقو هم 22 تیر ماه :)
بق بقو به شخصیت من خیلی نزدیک یعنی اصلاً خود خودمه فقط برای گمنامی اینجوری تو این فضا میگردم :)

نصیحت خاصی ندارم ...اما این جمله رو خیلی دوست دارم
با مردم زمانه سلامی و سلامی :)
پاسخ:
البته این تولد خودمه هااا... یادم باشه تبریک بگم :)
شما شخصی نویسی میکنی آخه  برای همین

وسلام
با حال بود دست شما مرسی :)
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۸ نجمه خانم
من برای این سعی کردم نرم تو فاز ادبی و قلمبه سلمبه چون بعضیا خودشونو عوض میکنن و لهجه شون همونجوری میشه ولی من نه لهجه ام تو دنیای واقعی عوض نمیشه برا همین هم دست به لهجه نوشتاریم نمیزنم و مدتهاست که با نوشتن با اسم اصلیم گرچه خیلی ریسک میکنم ولی راحت ترم و دوست دارم دنیای مجازی و حرفاش روی ناخودآگاهم تاثیر بذاره وقتی دیگران هم منو نجمه مخاطب قرار میدن
تولدت مبارک 
امیدوارم روزهای باقی مانده از عمرت بسیار پربرکت تر از گذرونده هات باشن(نصیحت در دل جمله بید :دی)
پاسخ:
باور کنید من تو دنیای واقعی هم همینم:دی اینی گفتم بیشتر به خاطر این بودکه به قسمت دوم پست برسم !
وگرنه اخلاقم تو دنیای واقعی همین جوری حتی شاید این جا بد اخلاق تر و جدی ترم البته یه فرقی که اینجا داره اینه که فرصت داری روی اونی که میگی فکر کنی که این امکان تو دنیا واقعی کم و شاید این جا یه همچین فرصتی را فراهم کرده باشه و...
با اسمم مشکلی ندارم و خیلی وقت ها خدا را شکر کردم که با اسم خودم نمی نویسم:)
ادبیات پست هایی که گذاشته میشه مشخص هست که از ادبیات گفتاری فاصله داره اما تو پاسخ به کامنت ها همون جوری که تو دنیای واقعی صحبت می کنم می نویسم
ممنونم ازتون
:) خیلی ممنون چه دعا و نصیحت خوبی :)
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۴ عماد الدین
به نظر من این خیلی خوبه که آدم در فضای مجازی از خودش بهتر و والاتر باشه... باشد که شخص حقیقی اش نیز والاتر گردد...
و اما قسمت اصلی توشته شما که با عکس الصاقی نیز خوب عجین شده را قبول دارم و زیاد دیدم. نمونه اش همین چند نفر ظاهر الصلاح که حقوق نجومی گرفتند و با تسبیحی در دست به ریش داشته و نداشته ملت خندیدند و رفتند و حتی ماندند و نرفتند!
پاسخ:
بله واقعا همین جوره...
بله من از مقدمه ی نوشته می خواستم به همین برسم ...ممنون... و این که شاید سیستم استخدامی و گزینش ما ایجاب کرده که یه سری ها این قـــــــــــــــــــدر تضاد داشته باشن از نظر ظاهر و باطن
مثلا خانمی که با چادر میره سرکار و مقنعه اما تو سالن پذیرایی خونش عکس ازدواجش هست یا آقایی که مثالش را تو متن زدم و هزار و یک مثال عینی دیگه
البته متاسفانه
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۵:۵۵ میثم علی زلفی
مطلب خوبی نوشتید دوست دارم نکته ای را بیان کنم که یک مسئله کاربردی است
عذاب وجدان امری است که اگر در مسیر درست از آن استفاده شود انسان را رشد می دهد مسیر درست آن اعتراف در درگاه خداوند است. وقتی انسان از گناهش به دیگران می گوید سبک می شود و نفسش دست از سرش بر می دارد. این آدم اگر برای خدا هم اعتراف کند سبک می شود اما یک قدم به خدا نزدیک می شود
لذا گاها کسانی پیش ما می آیند که به گناهشان اعترا ف کنند فکر می کنند ما راهب مسیحی هستیم ما هم نمی گذاریم و آنها ناراحت می شوند ولز ناراحت بماند  تا روزی با خدا آشتی کند بهتر از این است که سبک شود و از خدا دور بماند
موفق باشید
پاسخ:
ممنون
ممنون بابت نکته تون اما ربطی که به پست نداره آخه! به نظر اومد من دارم اعتراف می کنم؟ یا این در پاسخ به بخش نصیحت بود؟[تفکر]
منظور من اصلا این نبود که در دنیای واقعی بهتر عمل می کنم یا دنیای مجازی
یا این که من بهترم یا کوثر متقی! چون کوثر متقی من هستم و نه فردی دیگه و مجزای از من
ممنون هم چنین
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۳ برمودای خیال
باید مواظب بود.
و این مواظب بودن اول از همه متوجه خود آدم است. شاید مثلا در فضای مجازی بشه تولید محتوا نام بگیره! اما خود آدم مهمتره!

من خودم به شخصه، متن ی که میذارم و وقتی کسی دوست ش نداشته باشه،  واسم با ارزش تر میشه.
برای همین است که اینجا با هیچ کسی رودروایسی ندارم. و شاید هم دوستی ندارم.
پاسخ:
بله موافقم .هم در مجازی و هم در حقیقی شاید در دنیای مجازی برای بعضی بیشتر باشه چون هیچ کس نمی شناستشون


چه عجیب! باارزش میشه چون اون قدر ارزش داشته که یه نفر بهش حسی پیدا کنه ؟و یا به قول دوستی نفس کسی را فشار داده...
این جا فقط؟! یعنی دنیای مجازی راحت تر و صریح تر هستید ؟
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۵ برمودای خیال
شاید بشه گفت صریح!
تا جایی که یادم میاد توی این وبلاگم که تنها وبلاگم هم است، پستی رو برای اینکه کسی خوشش بیاد و اینکه چیزی خارج وجود خودم باشه، نذاشتم.
پاسخ:
چه خوب
اگر حرفی درست هست و حق، به نظر من هم باید زده بشه ؛به قولی! راز شکست راضی نگه داشتن همه است
نه اینطوری نیست که چون من از زندگیم هم می نویسم اینطور شده. هرچند من دلیل دارم که از زندگیم بنویسم نه اینکه بخوام اینجا رو دفتر خاطراتم کنم. دلیل داره :) البته من یه وب داشتم که توش بیشتر عقیدتی می نوشتم. البته باعث میشد همه فکر کنند خیلی مومن و معتقد و یه پا مجتهده هستم! خخخخ! ولی رو من اثری نمیذاشت چون من اندیشه ی خودم رو می نوشتم و پاش هم می موندم. البته اونجا هم برای اینکه خودم رو گم نکنم گاهی خاطراتی هم میذاشتم شما هم همین کار رو بکن اگر دوست داری.
نصیحت ندارم خواهر جان! ولی چون اصرار می کنی نصیحت من به شما این است که قوموا لله مثنی و فرادی :)
پاسخ:
:)
ممنون از نصیحت خوبتون :)
واسه پست بعد، 
من تقریبا همه ی پستاتون رو با دقت میخونم.
اما اغلب نظرم نمیاد. شاید چون باهاتون موافقم نظر خاصی ندارم :)
پاسخ:
لطف میکنی عزیزم :)

۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۷ همسر سید علی
سیاسی می نویسی ها ...
به پا جزو بی سوادان و بی شناسنامه ها شناخته نشی ... 
:)
نفاق در همه ما هست ... منتها دوز منافقی در بعضی هایمان بالاتر است در بعضی هایمان پایین تر ... بدبختی اونجاست که این نفاق انقدر با ظاهری موجه در درونمان نفوذ می کند که حتی خودمان هم از بودنش و درجه دوزش خبردار نمی شویم ...
پناه برخدا ...


پاسخ:
پست سیاسی نویس اما بیشتر به دید دلنوشت بهش نگاه شده !!!
مشکلی ندارم:دی
آره نفاق هست خیلی هم هست :(
ممنونم ازت :)
۱۳ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۶ برمودای خیال
خانه دائمی کجاست؟ 
موقتی که تعطیل شد انگار!
پاسخ:

من که فکر نکنم خانه ی دایمی داشته باشه همشون یا خودشون میترکن یا خودم می ترکونمشون!

الان ذهنم خیلی بی نظم می دونم برای یه مدت نمی نویسم اما اگر خواستم دوباره بنویسم حتما اطلاع میدم

+ممنون

این مشکل شما را من هم پیدا کرده ام
دیگر خودم نیستم و آن نقاب و هویت که گفتید...
اتفاقا میخواستم یک مطلب راجع بش بنویسم شاید بعدا نوشتم

نصیحت شهید آوینی عزیز را می کنم که بیش از همه خود محتاج آنم:

"هرگز جز برای خدا کاری نکن"
پاسخ:
به قول دوستان به گمانم همه دارن با دوز های مختلفش :(
منتظر ش می مونم

چه نصیحت زیبا و به ظاهر آسان و باطن سختی
ممنونم
هویت مجازی من اما به خودم نزدیک تره...

نمیدونم چرا.
پاسخ:
شاید چون مناسبات اجتماعی دست و پای خیلی ها رو برای بروز خودشون می بنده ...

+سلام...خوش آمدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">