خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۳ ب.ظ

Dr.

پیشرفت در چی؟؟

در این که درس بخونی؟

در این که همسر خوبی بتونی باشی ؟

در این که مادر (پدر) خوبی باشی ؟

در این که انسان وارسته ای بشی؟

در این که هیچ لحظه ای از عمرت نباشه که هدر داده باشی و وقتی چند وقت بعد تر میای نگاه می کنی حس خوبی بهت دست بده؟

چرا الان تو ذهن من فقط وقتی موفقم که یه آدم با تحصیلات بالا باشم و تنها تو اون حالت باشه که خودم را برنده ی زندگی بدونم؟

نگاه جامعه اینو باعث شده ؟

کلی به این موضوع فکر کردم

حس می کنم این تفکری نیست که یه شبه تو جامعه شکل گرفته باشه ( والبته در ذهن من)

وقتی یه خانوم خودش را وقف زندگی و همسرش می کنه و چند صباح بعدتر با جمله ی" تو که کاری نکردم تلاش ها از خودم بود "مواجه بشه خب این خیلی طبیعی که این بیاد تو ذهنش که کاش خود خواه تر بودم ،کاش اون وقت هایی که صرف کردم تا خونه را آروم نگه دارم می ذاشتم واسه  رشد خودم ...

در بهترین حالت همسر نهایت یه سپاس گزاری ازون می کنه و در بدترین حالت وقتی به حد کافی پیشرفت کرد میره سراغ کسی که با موقعیت فعلی ش هماهنگ باشه و شایددیگه فقط جسمش با یار روز های سختش باشه

وقتی یه خانوم تمام جسم و روحش را وقف بچه هاش می کنه و درس و کارش را بی خیال میشه اما بعد بچه هاش در بهترین حالت تنها سپاسگزارش میشن و میرن دنبال زندگی شون و اون می مونه تنهای تنها وشاید حس افتخار از بچه ای که به ثمره ای نیکو رسیده و ایده آل خالق بزرگ شده و...

و در بدترین حالت و وقیحانه ترین نوع ممکن بهش میگن تو مگه چه کردی خب کسی که شاهد این موضوع باشه هرچند از دور ،میگه چرا؟ واقعا چرا باید بهترین روزها و سال های عمرم را بذارم تا بعد مزدم این باشه؟؟


این که من بشه هدفم رضایت خداوند و بعد هر کاری که انجام میدم در راستای رسیدن یه این هدف باشه علاوه بر این که من تبدیل میشم به همون انسان وارسته ،هیچ وقت هم از کسی انتظار جبران نخواهم داشت چون می دونم که دارم کارهام را واسه وجودی انجام میدم که فراموشی و بی معرفتی! تو کارش نیست و تازه چون هدفم را والا انتخاب کردم همواره سعی در جلب رضایت او دارم نتیجه این میشه که اوقاتم را به بهترین نحو می گذرونم و مطمئنا هم تبدیل میشم به یه همسر  خوب هم یه مادر (پدر) ایده آل

پس هدف اصلی باشه انسان شدن از نوع مطلوب خالق بودنش


+فلسفه و تعریف هرکسی از زندگی متفاوت

+چ قدر دوست دارم که واقعا اینی که گفتم  بشه ملکه ذهنم

+اینی که من نوعی میام بی خیال خیلی چیز ها میشم از این که همسر خوبی باشم ( با تعابیر موجود) یا مادر(پدر) خوبی باشم، همش از اون ترسی هستش که در ناخودآگاه من وجود داره ،ترس از بی اهمیت جلوه کردن ترس ازین که بعد مثل تفاله از یه زندگی پرت بشم بیرون ترس از خانه ی سالمندان فرستاده شدنم و...  بعد هم واسه خودم میگم پس ازدواج نمی کنم پس بچه دار نمیشم پس...

پس توکل من کجاست ؟ خدا کجای زندگیمه؟



این پست را دوستش دارم 
 ببخشید که تکراریِ 
+این پست تقریبا یک سال و سه ماهشه  

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۳
کوثر متقی

نظرات  (۱۵)

سلام
دقیقا زدید به هدف...
ان شاء الله که کسب رضایت خدا برای همه کارهامون بشه ثبت قلبیمون
پاسخ:
سلام :)
وای من مرتب یادم میره :(
باید برای خودم یادآور (ریمایندر) بذارم

+ببخشید من رمز پست هاتون را میخواستم اما جای نظر خواهی را نیافتم که کامنت بدم :(
۰۳ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۹ خانم لبخند
منم خیلی دوسش داشتم این پستت رو :)
عالی بود :)
پاسخ:
نوش جونت :)
:)
هرچه فکر کردم چی بنویسم، ذهنم یاری نکرد.
فقط چند بیت از صائب. برای این پست:


خوش آن گروه که چون موج، دامن خود را

به دست آب روان قضا گذاشته‌ اند

عنانِ سَیرِ تو چون موج در کف دریاست

گمان مبر که تو را با تو وا گذاشته‌ اند

مباش در پی مطلب، که مطلب دو جهان

به دامنِ دلِ بی‌ مُدّعا گذاشته‌ اند

مگر فلاخن توفیق دستِ من گیرد

که همچو سنگِ نشانم به جا گذاشته‌ اند

چو نی بجو نَفَسِ گرم از آن سبک‌روحان

که برگ را ز برای نوا گذاشته‌ اند ...

پاسخ:

عنانِ سَیرِ تو چون موج در کف دریاست

گمان مبر که تو را با تو وا گذاشته‌ اند


خیلی ممنونم خیلی

۰۳ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۶ ♥ محجبه ♥

عاالی بود :)

پاسخ:
نوش جووون :)
۰۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۳۳ .. مَروه ..
سلام
خیلی خیلی لازمش داشتم پستتون رو...
خدا خیرتون بده و الهی که همواره بر مسیر حق باشید و باشیم.
التماس دعا
پاسخ:
سلام
پس خدا را شکر :)
ان شاءالله هم چنین 
محتاجم به دعا اگه قابل باشم چشم حتما
یکسال و سه ماه؟

ولی خوب.مونده هاااا! :دی
عالی بود مرسی.
پاسخ:
تقریبا

تغذیه ش خوب بوده :)))
نوش جونت رفیق
۰۴ دی ۹۵ ، ۰۱:۱۸ خانم اشک
اوهوم 
سلام کوثر جونی 
پاسخ:
:(
:)
سلام 
عزییزم 
ان شاءالله همیشه به دور از اشک
۰۴ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۸ همسر سید علی
انقدر که من این پستت رو همون زمانی که خواندم دوست داشتم ها
تا اولین خطش رو خوندم فهمیدم همون پسته :)
خیلی اوقات تکرار لازمه :)
پاسخ:
سلاااااام:***
واقعا 
خیلی برای من به شخصه که زیااااد لازم
۰۴ دی ۹۵ ، ۲۱:۲۳ آب‌گینه موسوی
منم همان‌وقت پیام گذاشته بودم؟ 
یک چیزهایی یادم هست که از ماه‌عسل و خانمِ مهندسِ معدن نوشته بودم.
پاسخ:
نه این پست برای زمان " این نیز بگذرد" این وبلاگ هست 
کامنت شما برای این پست بود http://solace.blog.ir/1395/04/04/%D8%B2%D9%86
۰۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۵ شمیم عشق
انسان شدن از نوع محبوب خالق شدن 
منافات داره با ریا ، با تظاهر ، با دروغ و خودنمایی و خچاپلوسی ... 
با خیلی چیزای دیگه 
و این فوق العاده س ... 
فوق العاده ... 

پاسخ:
خیلی سخت خیلی راحت 
:)
۰۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۶ خانم اشک
تصویر پست آخر  را نمی بینم 
پاسخ:
یه لحظه رفت الان برنبد دوباره میارتش
۰۷ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۲ خانم اشک
هوم
۰۷ دی ۹۵ ، ۱۶:۴۷ ام اسی خوشبخت
سلام
خوب هستید؟
ان شالله همیشه در صراط مستقیم قدم برداریم :)
پاسخ:
سلام :)
الحمدلله .شما خوبید؟
ان شاءالله .ان شاءالله همیشه هوشیار باشیم تا راه را از بیراه بشناسیم :)
چقدر برای تیترت قلمبه تو دلم دارم:((
پاسخ:
برای 


می تو :((
قلمبه  هم برای خودم هم دنیا و آدم هاش
۱۱ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۹ ارکیده س ی
سلام

مطلب خوب شما در کانال انقلابیست منتشر شد

خدا قوت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">