خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۴۵ ب.ظ

مسیر

فکر می کنم به عبارت "ولایت "

به معنایش و به دلیلش!

شروع  به تحلیل این کلمه می کنم

 

ایستگاه اول

 

از کوچکترین اجتماع یعنی خانواده و ولایت پدر و همسر شروع می کنم :

 

ولایت مرد بر همسرドット のデコメ絵文字  نه به معنای اطاعت محض بلکه به معنای پذیرفتن سکان داری خانواده توسط او و گرفتن تائید نهایی و دادن اقتدار به او و ساختن او همانند ستونی برای خانه و خانواده! و...و چه وظیفه ی سختی است بر عهده ی زن!

ولایت پدر بر فرزندドット のデコメ絵文字 اطاعت از پدر و لزوم اجازه او (نه به شکل تحکم بلکه به شکل ولی!) 

 

ایستگاه دوم

 

میایم سراغ گروه بزرگ تر !!

نه آن قدر بزرگ ...به اندازه ی مسجد محل...  یاد نوشته ای میفتم که : در نماز جماعت تمرین می کنیم  ولایت پذیر شویم... آن هم با هماهنگ کردن حرکات نماز با امام جماعت ...و اگر غیر این رفتار کنیم در نمازمان اشکال پیش میاید ...

 

بعد در ذهنم میاید "اصلا چرا باید ولایت پذیر باشم؟"

 

ایستگاه سوم

 

گروه بزرگ تر ...به اندازه جامعه ی اسلامی

ولایت پذیری اش می شود اعتماد به سکان داری یک فرد که معصوم نیست و خیلی ها با این توجیه از پذیرش این فقره سر بازده اند*!! 

 

ایستگاه چهارم

 

برایم سوال می شود که اصلا چرا ما که امامان در غیبت است باید شخصی از نوع غیر معصوم داشته باشیم به عنوان رهبر و از او تبعیت کنیم!

می رسم به این که این یک تمرین است

یک تمرین برای زمانی که امام معصومان آمد این که یاد گرفته باشیم به سکان داری یک نفر اعتماد کنیم و تابع محضش شویم!! 

و چه بسا یازده بار بدون تمرین و شاید با تمرین کم در این آزمون شکست پر ضرری خورده ایم

مثل چنگ زدن به یک ریسمان با وصل شد به معصوم

 

ایستگاه پنجم

 

در نهایت این راه می رسم به ولایت اصلی 

یعنی همه مقدمات چیده می شود تابرسم به این جا

آموزش بندگی 

تا یاد بگیریم تسلیم باشیم

تسلیم محضش

چون هدف بندگی و رسیدن به کمال همین است

 

 

 

#نظر_شخصی

 


*

 

 


مدت زمان: 1 دقیقه 20 ثانیه

 

 

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۱
کوثر متقی

نظرات  (۴)

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۰ کمی خلوت گزیده!
عبارت تمرین جالب بود... به این وجهه کمتر دقت میشه...
پاسخ:
برای خیلی ها سخته فرمان برداری حتی در همون پله های اول دیگه چه برسه به...
موافقم
پاسخ:
ممنون که خوندی
پله پله تا ملاقات خدا ...

من البته جایگاه ولایت پدر را کمی غلیظ تر و بالاتر از آنچه نوشته اید می دانم.
پاسخ:
سرانجامی نیکو


کلا پست رقیق سازی شده 
من تو یه گروه تلگرامی عضو بودم، صاحب گروه اصلا نمیذاشت کسی حرف بزنه! تا یه کامنت می نوشتی پاک میکرد. موقع انتخابات مجلس ایشون رفت بالای منبرو همه ی گروه رو مثل شاگردانی مورد خطاب قرار داد که به اینا رای بدین و امثالهم،و کسی اگر هر حرفی، تایید یا مخالفت میزد پیامشو حذف میکرد!
آقا من شاکی شدم از این برخورد بهش گفتم که چرا معلم گونه رفتار میکنی و بذار ملت هم حرفشونو بزنن.
گفت شما که ولایتِ یک ولی در یک گروه رو نمی پذیری در ولایت مداریت شک هست!!!! :|
گفتم ولایت گروه دیگه چه صیغه ایه!
گفت معلومه اطلاعاتت از واژگان قرانی به شدت محدوده، هرکسی در هر مقامی و مسئولیتی که باشه ولایتی داره. حالا یا این ولایت الهی است یا شیطانی!!
دیگه من گیر ندادم که ولایت شما برگروه و ما، الان الهی است یا شیطانی لطفا! ولی انقدر این توضیح سه نقطه ش رو اعصابم بود که خودشو ولی امر گروه میدونست که نگو!
خلاصه متنتو خوندم شاید خیلی بی ربط به یادش افتادم خواستم از حرصم بنویسمش! :دی
مرسی بابت  نوشته.
پاسخ:
وای عجب آدم عجیبی!
 یاد این سبک آدم ها افتادم که مثلا اگر برای من نوعی یه مشکلی پیش بیاد میگن تقاص گناهت هست و اگه همون مشکل برای خودشون باشه میگن آزمایش الهی
ملت از مفاهیم دین برای خودشون برداشت می کنن خیلی ریلکس البته گاهی منفعتی ازش می برن

حس کردم خیلی خوب نتونستم انتقال بدم ممنون که اینو گفتی امیدوار شدم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">