خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۳۸ ق.ظ

وطن یعنی...

غربت برای هرکه یک معنا دارد و وطن معنایی دیگر

یک نفر در میان عزیزان و نزدیکانش است اما حس غربت دارد!

یک نفر  خانه ی پدری وطنش است رفتن از آن خانه برایش غم غربت میاورد حتی اگر به اندازه ی چند کوچه یا خیابان فاصله شان باشد

یک نفر خیابانی که خانه های همه ی عمرش در آن بوده برایش می شود وطن 

یک نفر شهرش برایش وطن است و رفتن به شهر دیگر برایش غربت است

یک نفر کشورش برایش وطن است و همین که اطرافش همه زبان غیر حرف بزنند غم می گیردش حتی اگر حرف او را بفهمند 


اما یک نفر هست که به قول آیه در وبلاگ نذر موعود:


بنفسی انت من نازح ما نزح عنّا*

جانم فدای آن مرد دور از وطن

که امن آغوشش

موطن حقیقی ماست

 

*جانم فدای تو ای دور از وطنی که خود موطن مایی! (ندبه)




وقتی در میان آه و ناله و درد تنهایی کاسه ی صبرت لبریز می شود پناه ببر بر آغوش خودش آن وقت تازه می فهمی غربت چه بوده است 
 و وطن چگونه است