خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ق.ظ

ادب ،آداب دارد.

بسم الله 

سلام 

سال نو همگی مبارک  

اولین پست سال نود و شش تقدیم  می شود :


 پیش نویس :خواندن این پست تا آخر خالی از لطف نیست(タイトルなし) のデコメ絵文字 

به نظر شما ادب چیست؟

به نظر من :

ادب آن است که باید رعایت شود ! و رعایت کردن شامل جمع بودن حواس درزمان استفاده از کلمات ، تن صدا ، آهنگ حرف زدن و حتی زاویه نگاه گفتاری! است...فرقی هم نمی کند طرف مقابل خیلی بزرگتر باشد یا خیلی کوچکتر یا هم سن ...ادب ،ادب  است حالا می شود گاهی فتیله اش را کم یا زیاد کرد اما باید مراقب بود چون عادت مان می شود.


به نظر شما ایرانی ها با ادب هستند یا بی ادب؟

به نظر من :

ادب ایرانی ها را می توان از دعواهایشان فهمید... در حالت عادی که  قشنگ حرف زدن راحت است... اما کافی است یک بار در اتوبوس، شخصی  مبنی بردریافت مزاحمت از فردی بیمار! اعتراض کند ...یا در ترافیک، شخصی خلاف کند و طلب کار بقیه هم باشد و مورد اعتراض قرار بگیرد  آن وقت است که همه شان یهو هر چه از ابتدای عمر تا کنون از پدر و مادر و دوست و مدرسه و دانشگاه! وخوانده ها وشنیده ها و... یاد گرفته اند بالا بیاورند و دیگران را مستفیض فرمایند

ادب ایرانی ها را می شود حدس زد از از برخورد های آدم ها با هم درسریال هایی که می سازند

ادب ایرانی را می توان زمان خرید از مغازه های گوناگون متوجه شد:

بسته به فروشنده فرق می کند ...بعضی مغازه دار ها با افراد  بسته به جیبشان برخورد می کنند ...اگر ظاهر افراد خیلی ساده باشد و به نوعی حس کنند برای خرید نیامده یا این که پول خرید درست و حسابی از فروشگاهشان را ندارد شاید نگاهش هم نکنند.

برخی از فروشند ها هم بسته به پوشش مشتری برخورد می کنند...مشتری پر رنگ تر(مواد افزدونی پوستی (همان آرایش مقصود است )) مورد تحویل بیشتری قرار می گیرد حتی  اگر در نهایت خریدی نداشته باشد!

به شخصه فکر می کنم دلیل این حجم از بی ادبی کم شدن صبر است یعنی صبور نبودن باعث عصبانی شدن می شود و عصبانی شدن باعث بدی کردن به دیگران 

گاهی هم کم حوصلگی در زمینه ی فکر کردن و شاید هم اندکی خودشیفته بودن (منظورخود را زیاد قبول داشتن ، خود را بی نقص دانستن و نه آن نارسیسیسم معروف) بعضی افراد باعث می شود تحمل نقد را نداشته باشند و نقدی هرچند کوچک بِهمشان بریزد بعد هم عصبانیت و تغییر لحن و...*


شخصی نگاری : هر چه فکر می کنم در تربیت من تنها و تنها حرف نا مناسب کلمه ی" بی ادب" بود که معمولا در اوج عصبانیت به کار برده میشد و کلی هم بعد از استفاده عذاب وجدان می گرفتم و گاهی دعوا هم می شدم که حرف بد دهان را آلوده می کند و... بعد تر که راهم به مدرسه باز شد دایره لغتِ بی ادبانگی هایم اندکی از عبارت مذموم "بی ادب" بالاتر رفت اما کلمه ی مورد استعمال در همان حد ماند و این داستان ادامه داشت؟؟!

... پیش تر که رفت کم کم حواسم پرت شد در زمان استفاده از آهنگ و لحن کلمات این قدری که گاهی تذکر می گرفتم از جانب والده ی مکرمه که "با پدر و مادر نباید مثل دوست حرف زد" 

الان که خودم در دوران کهن سالی! به سر می برم و کم کم دارم از هیجانات نوجوانی!  فاصله می گیرم و به تبع آن اندکی گذر از روزگار خامی =اندکی صبور تر شدن می فهمم که من هم خلقی هستم مثل بقیه! و نه تافته  جدا بافته  می شود اشتباه کنم و می توانم درستش کنم و بعد از آن عذر خواهی کنم  می شود به دیگری اجازه ندهم روی اعصابم راه برود و به خود اجازه دهد به من آزار برساند

سعی می کنم به خودم بگویم : 

در زمان مواجه با مشکل قشنگ بشین فکر کن چطور مسئله حل می شود حتی اگر از حلش عاجز شدی از دیگری کمک بگیر اما خودت را در زندان ذهنی که خودت می سازی اسیر نکن تا مونجر به عصبانیتت شود 

 با همه ی همه ی آدم ها به خاطر کرامت نفس شان برخورد کن نه کاری به شغل طرف داشته باش  نه وضع مالیش نه شهر زندگی ش نه تحصیلاتش تو ادب داشته باش که بی ادب از لطف رب بی بهره است...آن هایی را هم که جنبه ی ادب دیدن ندارند و با احترامات وارده تصور خلق والا بهشان دست می دهد و هوس سو استفاده می کنند را کنار بگذار...



*من نقد پذیریم تا چند وقت پیش در حوالی صفر سیر می کرد ... خودم می دانستم این رذیله را تلاش کردم برای اصلاحش... وبلاگ بسیار در این زمینه تربیتم کرد!


مولوی و ادب :

پیش اهل تن ادب بر ظاهراست
که خدا زیشان نهان را ساتراست
پیش اهل دل ادب بر باطن است
زانکه دلشان بر سرایر1 فاطن است2

1. اسرار و رموز/درون و نهان
2.زیرک و دانا/ آگاه


ممنون که تا آخرش خوندید...
این نشونه ی صبر وحوصله  شما ست :)
=شما با ادب می باشید :دی


 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۰۵
کوثر متقی

نظرات  (۶)

چون تاک اگرچه پای ادب کج نهاده‌ایم

ما را به ریزش مژهٔ اشکبار بخش ...

پاسخ:
متوجه معنی ش زیاد نشدم
عذرخواهی می نمایم:(
سلام سال نومبارک.
ما بی ادبانه ترین واژه ی زندگیمون پررو بود! :)))
که الان دیگه همونم حذف شده! ولی اینو گفتی فکر کردم من و خواهرم وقتی میخواستیم به هم فحش بدیم چی میگفتیم به نظرم همین پررو رو میگفتیم! :)) دیگه آخرش بودو نهایت خشم رو نشون میداد :))
قبول داری که ادب تا حد زیادی قراردادیه؟!
تا حد خیلی خیلی زیادی وابسته به قراردادهای نانوشته و فرهنگ یک جامعه و یا خانواده ست. در نتیجه به نظرم نمیشه به صورت مطلق معنیش کرد.
پاسخ:
سلام سال نو شما هم مبارک بوس بوس
وای:)) من یادمه وقتی می گفتم بی ادب خواهرم کلی ناراحت میشد خود من کلی خجالت زده ازین حرفم :)))
قرار دادیه؟ یعنی از خانواده تا خانواده فرق داره؟ آره موافقم اگه مقصود اینه :)
تعریف آدم ها با هم فرق داره برای همین نوشتم نظر من اینه :)
۰۵ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۲۷ میثم علی زلفی
سلام
خوب و قابل استفاده بود
تشکر
«به شخصه فکر می کنم دلیل این حجم از بی ادبی کم شدن صبر است یعنی صبور نبودن باعث عصبانی شدن می شود و عصبانی شدن باعث بدی کردن به دیگران »
یک سوال قبل از این مسئله به نظرم باید پرسید و آن اینکه چه چیز (هایی) بر صبر انسان تاثیر گذارند. و اصلی ترین آنها کدامند؟؟؟
و نکته دیگر:
اینکه اگر بپذیریم بی ادبی در زمان خشم نشانه ی بی ادب بودن است. پس باید بپذیریم بی دینی در زمان گناه نشانه ی بی ایمانی است. چون در لحظاتی گه موقعیت گناه نیست گناه نکردن هنری نیست. و این حرف همان است که در روایات داریم درجه ی ایمان به اندازه ی دوری از گناه است. نه به اندازه ی انجام اعمال خوب
پاسخ:
سلام
خدا را شکر
ممنون که خواندید
به نظر تربیت می تونه تا یه حدی صبر را یاد بده ...مثلا وقتی بچه یه چیزی را میخواد معطل بشه! البته چیزی که میگم منظورم مثلا یه چیز غیر لازم این جوری با قوانین دنیا آشنا میشه ...چون دنیا هم همینجور هست دیگه آدم رو معطل می کنه تا یه حجت فرا برسه تا سر حد صبرش البته.
...یه بخشی از صبوری هم با رنج و پخته تر شدن و گذرون سختی به دست میاد این ها نظر من هست 
گاهی میشه سختی دادن ها خود خواسته باشه دیگه ...

چه مقایسه ی درخوری خیلی سپاس!
چی بگم والا !
:/
پاسخ:
حرف در این زمینه بسیار است...

از خدا جوییم توفیق ادب

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

بلک آتش در همه آفاق زد

پاسخ:
:(
بله واقعا بی ادب آتش در همه آفاق زد
ا...اینجا ننوشتم؟
O    o
خوب پس می نویسم 
من موافقم :) :*
پاسخ:
یه کامنت خصوصی برای این پست داده بودید

متشکرم ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">