خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ق.ظ

پیرمرد و دوچرخه

قضیه ی شکل اول:


1. قرص می خورد از نوع آرام بخش و شاد کننده اش .

الکی می خندد!  

مردمان بی خرد خیال می کنند عقل ش کم است یا شادی زده زیر دلش...


2. قرص می خورد تا مادر شود ...قرص ها چاقش کرده.

بهش تیکه می اندازن خیلی خوش می گذره ها که این قدر آب رفته زیر پوستت.


3. عینک اش را نمی زند.

برایش بوق زده اند او هم خیال کرده مزاحم اند نگاه نکرده .

گاهی دیده اما چون عینک نداشته ندیده!... نقل مجالسش کردند که آدم بدی است و از خود راضی نگاه می کند و روی بر میگرداند.


قضیه ی شکل دوم :


یه روزی اون قدیم ندیما با "م" گذرمان به یک پارک در مرکز شهر  افتاد [پارک شلوغ و پر رفت و آمدی است] برای رفع خستگی یه نیمکت پیدا کردیم...چند نیمکت آن طرف تر آقای نسبتا مسنی نشسته بود...دوچرخه اش کنارش پارک شده بود! و خودش داشت حرکتی شبیه بچه ها،زمانی که روی صندلیِ اتاق انتظار نشستند،انجام میداد (وقتی پاهاشون به زمین نمی رسه )

من به "م" گفتم "م"بیاین بریم ازین جا، اون پیر مرد مشکل داره (مریض هست)
"م " ازم ناراحت شدن  و گفتن "نه بنده ی خدا خسته است داره خستگی شو از بین میبره این جوری لابد ؛یکم دیدت را مثبت کن" 
همان جا نشستیم و من همه اش نیم نگاهی به پیرمرد داشتم ... یکمی که گذشت دو دختر آمدن روی نیمکت رو به روی این پیرمرد نشستن...به چند دقیقه نکشید که یهو پیرمرد از جای خود برخاست و به سمت دو دختر که نسبتا ساده هم بودن رفت و یه چیزی گفت   که دختر ها یهو فرار کردن!!! ゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字 ゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字
بعد اومد سمت ما..
ما هم فرار کردیم !゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字 ゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字 
توی راه فقط می گفتم: دیدید گفتم دیدید مریض بود...
کاش نبود...
کاش داشت خستگی در می کرد!
کاش "م" درست گفته بود !
کاش این تصور از مثبت نبودن دید من میامد!

سال هاست این شده جنگ ذهنی من 
وقتی با افرادی ازین دست مواجه می شوم که مغزم رای بر مشکل دار بودن طرف می زند اما سعی می کنم به خودم بگویم مثبت باش همه که مریض نیستن ...بعدطرف- همان که ذهنم رای بیمار بودنش را داده بود - همان میشود که ذهن گفته 




پیام اخلاقی: ظاهر این دو قضیه شبیه هم دیگر است ...هردو به نوعی قضاوت کردن هستن
اما باطن قضیه فرق دارد زیاااااد 
قسمت اول می گوید :گاهی قبل از آن که حرف بزنیم فکر کنیم. بعد هم یا حرف نزنیم یا  اگر حس کردیم خیلی تغییر داشته نسبت به دیدار قبل به جای تیکه انداختن برویم بپرسیم :حال دلت چطور است؟
قسمت دوم می گوید :در مواجهه با بعضی شرایط باید ترسید ... نباید مثبت بود ...این جوری از گزند ها در امان خواهیم ماند



موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۳۱
کوثر متقی

نظرات  (۳)

سلام بزرگوار
این مسئله قضاوت و این‌ها دغدغه‌ی بنده هم هست
یک چند وقتی هست فهمیدم چقدر زیاد به اطرافیانم مخصوصا بیگانه‌ها سؤظن دارم
و مثلا یک کاری که یک نفر انجام می‌دهد بدترین حالت ممکن را برای نیتش از آن کار در نظر می‌گیرم.
بد رذیلتیست این... 
----------------------
آدم وقتی می‌آید بعد از مدتها وبلاگ دوستان را می‌خواند نوشتنش قلقلک می‌آید:-)
پاسخ:
سلام علیکم

بله خود آدم بیشتر اذیت میشه اگه رفع نشه می تونه نابود کنه آدم رو نهایتش هم میشه انزوا و گوشه گیری از آدم ها ...

در کتاب سر دلبران یه قسمتی داره به اسم حسن ظن اون جا دو تا حدیث آورده :
پیامبر( ص):"برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش " بحار الانوار ج75 ص197
هم چنین از حضرت علی که برخورد دوست خود را به بهترین امر ممکن توجیه کن بعد هم نوشته که : آنچه منشا آسیب به ما می شود کینه ای است که به دل می گیریم ؛غصه ای که بردل راه می دهیم نه عیبی که دیگری دارد.این غصه است که دل ما را فاسد و چرکین می کند ؛ نه گفتار و رفتار دیگران.

هیچی دیگه نوشته برای رفتار دیگران مخصوصا اون هایی که به ما نزدیکی بیشتری دارند، محمل خوبی پیدا کنیم باب سوء ظن بسته میشه

----------------------
 گفتم رفتید سوریه و... 
تا این که پست های قبلی حذف شدن !

والا آقا سید به من می گه نسبت به آدمها خیلی بد بینم ولی منم معتقدم اون نسبت به آدمها خیلی دیگه خوش بینه ... نمی دونم والا ... خودم که فکر می کنم با معیارهای ذهنیم دارم میرم جلو تو این قضیه
:|
پاسخ:
من نسبت به بعضی آدم ها این جوریم! یعنی اولش خوش بین بودم بهش بعد به مرور زمان با رفتارهاش آسیب دیدم و خب این خوشبینی را مساوی خود گول زنک دونستم ! 
این مدل شما یه گمونم قضیه ی شکل دوم واسش صدق می کنه

۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۹ ماهی کوچولو
ولی من همیشه خوش بینم همه خوبن همه گلن ماهن دوست داشتنی هستن مگه خلافش ثابت شه وقتیم ثابت میشه یکی یه بدی ای داره یه مشکلی داره اول سعی میکنم توضیحی پیدا کنم و حقی بهش بدم و تا حالا مشکلی پیش نیومده برام
پاسخ:
برای بعضی مشکلات نمیشه توضیحی پیدا کرد...مثل این آقای پیرمرد
بد بینی ندونیمش...اسمش شاید بشه سنجیده رفتار کردن

سلام. خوش آمدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">