خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

+ این جا فقط دل می نگارد(جایی برای گفتن نظرات شخصی... )
+مخاطب اصلی پست ها خودم هستم ببخشید اگر حال دل شما هم بود
+میشه واسم دعا کنید؟

ان شاء الله بودن هایم مفید باشد
(برکت زیاد بودن نیست؛جاری و مفید بودن است -طوفانی دیگر در راه است/سید مهدی شجاعی)


سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۲ ق.ظ

سنگین سر

 اوایل چادر و مقنعه اش  فرقی با بلوز برایش نداشت* ...

گرما و سرمانداشت...پشت فرمان ماشین و موقع رفتن کنار دریا نداشت ...راحت می پوشیدشان

بعد از مدتی حس کرد رانندگی با چادر سخت شده نمی دانست چرا چادر یهو آمده توی دست و پایش... برای همین موقع رانندگی چادر را گذاشت صندلی عقب تا آزاد شود از آن همه دست و پاگیری ...اشکالی هم نداشت! موقع پیاده شدن می پوشیدش!

مدتی بعدتر حس کرد چادرش چقدر سنگین شده! و کنترلش سخت مخصوصا موقعی که کتاب به بغل است (یا بچه به بغل یا خرید به دست یا...) حتی مقنعه اش را می کشد عقب...برای به خطر نیفتادن اسلام!! چادرش را کنار گذاشت بلکه حدود اسلامی را راحت بتواند اجرا کند!!!

بعدتر تر حس کرد مقنعه اش دارد خفه اش می کند چاره چه شد ؟ مقنعه را گشاد کرد و...


بعد تر تر تر ...


چه می شود که ناگهان همان چادرِ همیشگی در همان محیط و آب هوای همیشگی باعث گرفتگی خُلق می شود؟


و یا نه حتی چادر ...بلکه یک روسری خیلی نازک !

شاید بشه گفت گرفتگی از جای دیگری است هوم؟



*همان قدر پوشیدنش پذیرفته شده بود


آمدم بنویسم مدتی نمی نویسم

دیدم هربار پستی با همچین محتوایی نوشتم به دو روز نکشید که نوشتنم آمد!!

دیدم انگار ننویسم هم اشکالی ندارد نوشتن را بگذارم برای دفتر شخصی

یادم افتاد نوشتن هایم در اینجا برای دلم نبوده که برای دلم بماند!

پس دوباره سلام :)

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۷
کوثر متقی

نظرات  (۸)

همون سلامِت
پاسخ:
:)
سلام
بسیار عالی

این قسمت زیاد جالب نبود: «بعد تر تر تر ...»

موفق باشید


پاسخ:
سلام خوش آمدید

چرا؟
منظورم این هستش که ادامه پیدا می کنه متاسفانه گاهی البته و نه همیشه

ممنونم هم چنین


چرا که می بینیم!
در جامعه آدمهای راحت تر می بینیم و وقتی پشتوانه ای، حجتی و دلیلی عقلی یا حتی احساسی برای کار خودمون و انتخاب خودمون نداشته باشیم ترجیح میدیم مثل بقیه رفتار کنیم.
یا بهتره بگم ترجیح میدیم رفتاری رو پیش بگیریم که پشتوانه ای و حجتی و دلیلی نمیخواد.
پاسخ:
یه عبارتی هم زیاد میگن به بقیه، این که شما خیلی سخت میگیرین خدا مهربونتر از اونه که فکر میکنید!
شاید راحت طلبی هم یه دلیلش باشه که این تغییر سبک به وجود میاد
دوباره سلام.. 
پاسخ:
سلام:)
نمی‌دونم دلیلش چیه، ولی دقیقاً وقتی میای میگی دیگه نمی‌نویسم، حس نوشتنت برمی‌گرده 
پاسخ:
آرهههه
هروقت دوست داشتیم حس نوشتنه برگرده این تکنیکو بزنیم:)
سلام
البته نمیشه ندید گرفت که چادر گذاشتن واقعا سخته...
...
اصلا من نمیدونم چرا بین ما تفاهم موج مکزیکی میزنه
پاسخ:
سلام 
نه نمیشه ...مخصوصا تو این فصل 


:))
فکر کردم خودم این جوریم فقط اما  الان انگار خیلی هامون این جوریم
شاید مشکل از اینه که هر وقت از حجاب و چادر گفتیم، بیشتر اینطور نمود داشته که حجاب هیچ محدودیتی نداره (همون جمله معروف) و خیلی هم راحته. شاید واسه همین هست که چادری ها یا کسانی که چادری میشن بعد از کمی سختی اونو کنار میذازن. در صورتی که اگه از ابتدا از سختی های این پوشش اطلاع داشتن و با باور اونو میپذیرفتن، از انتخابشون برنمیگشتن.
به نظرم این "یکی" از دلایلشه.
پاسخ:
شاید
من بیشتر مقصودم این بودش که خیلی از چادری ها هستن که سال ها چادر واسشون دلپذیره حتی سختی هاش حتی داغ کردن باهاش زیر آفتاب بعد یهو میذارنش کنار یهو سختی پر رنگ میشه به نظر من باورها مراقبت می خواد خیلی زیاد مخصوصا تو این زمونه
حالا نه فقط چادر که سخت هست حجاب کلا سخت
من نمیخوام خدای نکرده بگم کی بده یا کی خوبه فقط میگم باید مراقب باشیم
یکمی که زنگار بیاد بشینه روی دلمون شوق به بندگی کم میشه
هرچی زنگار زدایی نشه شوق بندگی کمتر میشه تا این که یهو نمود ظاهری پیدا میکنه و...
سلام
هر چی زنگار زدایی نشه شوق بندگی کم میشه....

پناه بر خدا...

ممنونم بابت مطلب
پاسخ:
سلام :)
اوهوم :(

نوش جون ممنون برای مطالعه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">