خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۷ ب.ظ

پرپری


 

بسم الله

 

سال 96 سال عزیز و محترمی واسه ی من بود...مثل یک پرستار مهربان و دانا

 

امسال یاد گرفتم بیشتر با آدم ها مدارا کنم، بیشتر سکوت کنم ،کمتر آدم ها و حرف هاشون را جدی بگیرم  در نتیجه کمتر بحث کنم *

یاد گرفتم دنیا کوچک و بی ارزشِ خیلی بیشتر از اونی که قبلا خیال می کردم

یاد گرفتم بعضی از چهارچوب های زندگیم را بشکنم و کمی آسون بگیرم زندگی را{به غیر از شاخه ی عقیدتیش}

حالا هر کدوم ازین یاد گرفتن ها داستانی  یا حتی داستان هایی پشتش نهفته اس که مجال گفتنش نیست شاید بعد تر نوشتم... شاید

 

امسال کمتر نوشتم نسبت به قبل ، بیشتر اشتراک گذاشتم حتی کمتر کامنت دادم = بیشتر گفتم "به تو چه"اما اگه در همین سعیم در کم گویی رنجشی ایجاد شده حلال کنید.


دیگه این که

چند تا درخواست داشتم :


1. اگه دوست داشتین و حوصله داشتین نظرتون را در مورد " خانه ی موقتی" و نویسنده ی خانه بدید... لطفتون بوده همیشه ها  اما منظورم بیشتر در مورد سبک نوشته هاس این که سبک وبلاگ همین مدل بمونه یا تغییر ایجاد بشه (مثلا به جای اشتراک عکس و ویدئو داخل وبلاگ یه کانال به اسم خانه درست بشه و اشتراکات بیشتر بشه و اون جا نشر داده بشه تا نشرش واسه بقیه هم آسون بشه ) یا سبک نوشته ها چی ... حتی قالب وبلاگ  یا مثلا برم یه آدرس دیگه و اون جا سبک جدیدی را شروع کنم و...

+ از دوستانی که این مدت اینجا را خوندن و کامنت هایی دادن که واقعا مکمل متن بود سپاس گزارم ...گاهی وقت ها آدم کار بزرگی انجام نمیده به نظر خودش اما باطن کار بزگ هست... کلا مرسی هستین و می خونید و..

2. هرچه می خواهد دل تان این جا بگید خوشحال میشم... از درس هایی که یاد گرفتید امسال و هر سال ، پیشنهاد های چالش بر انگیز برای تغییر در فتار و کردار و..

همین

ممنون

 

*حدود دوسالی میشه که بحث های روانشناسی را جدی تر از گذشته می خونم و می شنوم... این کار بهم کمک کرده که رفتار آدم ها را برای خودم راحت تر هضم کنم بعد هم اگه تونستم کمکشون کنم یا حداقل رابطه ام را مدیریت کنم و اگر هم نتونستم بدون دلخوری کم رنگش کنم یا کلا حذفش کنم.


چقدر زود به زود میرسم به این پست ! پست سالانه ام!!

انگار همین دیروز بود "به یادماندنی مهربان" را نوشتم

"شیطونک" که همین یه ساعت پیش انگار نوشته شده

هعی کجا داری میری ای عمر؟!

 

 

۹۶/۱۲/۰۸
کوثر متقی

نظرات  (۲۰)

الان سال سوم شرو میشه؟ :)

منم توی 96 با وب شما آشنا شدم فک کنم :)
پاسخ:
اگه بلاگفا را در نظر نگیریم بله در بیان سه ساله

:)
اون تغییری که میگید رو فک رکنم حسش کردم از اول همراهیم تا الان!
نمی دونم اول آشنایی‌مون، به چه دوره ای برمیگرده :)
ولی  یه چیزای محوی یادم میاد ...

پاسخ:
ساکت شدنم منظورتون هست؟
...
بله پستاتون که از مسائل مفهومی به سمت مسائل عینی و ملوس زندگی اومده :)

الان میتونید ببینید اولین کامنتی که براتون گذاشتم چی بوده ؟
ممنون :)
پاسخ:
چون فکر نمی کنم دیگه؛ سال ۹۴ تست واسه شغل دادم زد فلسفه چند وقت پیش دادم نوشت هنر پیشگی😐
نمیدونم تغییر منفی هست یا مثبت اما هرچی هست ایجاد شده و اون قدر اذیت نمی کنه  که نگران بشم

گویا برای پست عطر جان بخش بوده مهر ۹۶
اما قبلترم فکر کنم بوده به لقای الهی پیوسته!
به نظر من همین هنر قشنگ تر و لازم تره :)
پاسخ:
اون جوری نگاهم به زندگی عمقی تر بود
اما الان نه

الان راحت ترم
میتونه رویکردت همون باشه ولی نگاهت و زبانت هنری
پاسخ:
دگردیسی روحی
پوست اندازی فکری
پستهات خوبه اما چیزی که برای من جذاب نیست یا کمتر از قبل جذابه اینه که قدری زیاد ساکت شدی! خب من خیلی با آدمهای ساکت راحت نیستم! یعنی اونقدری که اول پر هیجان بودی نیستی حالا.
خودتم البته اینو گفتی تو پستت و به نظرت یه تغییر مثبت بود. اما برای شخص من وقتی این نوع از تغییر در میان دوستانم یک تغییر مثبته که خودمم چنین تغییری کرده باشم :دی
پاسخ:
یادته چقدر با هم کل کل می کردیم؟
:))
یعنی اگه خودت قدری ساکت می شدی به نظرت این ویژگیم مثبت بود؟

دیگه راستش دلیلی براش ندارم یعنی میگم هرکی نظر خودش را داره چه درست و چه غلط و من هم تا یه حدی می تونم روی نظرش اثر بذارم تازه این در حالی هست که خودش بخواد و خیلی دلیل های دیگه مثلا مدارا کردن و حُسن هم جواری شاید یکی از پارامترهای مهمش از نظر من همین دوری از بحث اضافه اس
 برای همین دیگه از کش دادن بحث خودداری می کنم نه طرفم اذیت بشه نه خودم

آره یادمه :))
اما نه منظورم بحث و کل کل نیست. خود منم از کل کل و بحث کنار میکشم و خیلی دیگه براش وقت نمیذارم به همون استدلالهایی که گفتی. منظور من حضوره. خب نیستی دیگه. قبلا خیلی بودی :) حالا منظورم این نیست که بیا وب منو بخون (خدایی منظورم این نیست) ولی مثلا قبلا برای هر پست انتظار دیدن کامنتت رو داشتم، انتظار پیشنهادت رو داشتم انتظار انرژی مثبتت رو داشتم که خدایی بهم میدادی مخصوصا زمان بلاگفا.
اما الان دیگه نیستی. وقتی میای کامنت میذاری میدونم که بعد از مدتها اومدی احتمالا یه پست هم گذاشته باشی که خب منم میام پستت رو می خونم.
منظورم بیشتر حضور و هیجان حضورت بود.
خب آره من همه ش در وب بودن رو برای خودم هم نمی پسندم یعنی اگر خودم این تغییر رو بکنم که کمتر بیام (که البته بزنم به تخته قدری این تغییر رو داشتم و از چند پست در یک روز به هر چند روز یک پست رسیدم که حالا پست گذاشتن مسئله نیست حضور در نت و مشغول شدن به نت مشکل سازه) خب اون موقع عدم حضور دوستانم هم به چشمم نمیاد یا کمتر به چشمم میاد. این طبیعیه دیگه.
فکر کن مثلا من پر شر و شور باشم تو یه مهمونی، همه ساکت باشن! خب آدم حس خوبی پیدا نمیکنه مگر اینکه خودش هم پر شر و شور نباشه.
پاسخ:
 من یه دوره ای به صورت آن نرمال به نت وابسته شده بودم و این خیلی خطرناک شده بود این همیشه بودن در فضای مجازی مساوی با نبودن در فضای واقعی بود
 از نزدیک هام خواستم واسم کلی دعا کردن تا من از نت کنده بشم و... الحمدلله این اتفاق افتاد
البته در دنیای واقعی هم کم حرف شدم و کم هیجان:دی

واقعا میگی؟ من فکر می کردم گاهی که اصلا دوست نداری واست کامنت بدم و حس می کردم که کلافه ات میکنه این کامنت دادن هام واسه هر پستت مخصوصا زمانی که گل پسر هنوز دنیا نیمده بود الان اینو گفتی کلی حس مثبتی بهم دادی
ان شا ءالله که دنیای واقعی این قدری دل  انگیز و پر معنا باشه که حضورمون تو این فضا محض فعالیت معنوی باشه
به قول مسیحا :
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﺩﯾــــــﻮﺍﺭ ﺗﻨـــــﻬﺎﯾﯽ ﮐﺸﯿﺪ !
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭرﮐﻨﯽ ؛
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒــــﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﮐﺴـــﺎﻧﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﯾــــــﻮﺍﺭ ﺭا بشکند ... !!!


+(هرچند من می تونم بگم من با بخشی از بهترین آدم های زندگیم تو این فضا آشنا شدم و خیلی چیز ها ازشون (و ازتون ) یاد گرفتم  که کلی تو سبک زندگی و نگاهم اثر گذاشت... خدا را به خاطرش شکر می کنم )
۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۴۷ ام اسی خوشبخت
حرفی نیست جز تشکر برای تلنگرهای خوبتون :)

پاسخ:
نوش جون شما و البته خودم:))
۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۱۰ عماد الدین
سلام، ممنون بخاطر  همرسانی نظراتتون. بزرگی میگه عقل که کامل گردد سخن کوتاه شود. هر سالتون پربار تر از سالهای قبل.
پاسخ:
سلام علیکم
خیلی وقت بود از شما کامنتی دریافت نکرده بودم
بله همین جوره
گاهی هم پر حرف شدن آدم به خاطر پر شدن ظرفیتش هست...دیگه جا نداره حرف ها را نگه داره ، لبریز می کنه البته شاید عقل که کامل بشه ظرفیت هم زیاد بشه هی زیاد بشه هی زیاد بشه
گاهی هم زبانش افتاده دست نفس و...
امان از نفس
امان
منم چیزهای خیلی زیادی از نت یاد گرفتم. خیلی خیلی زیاد. شاید به بخش بزرگی از اعتقاداتم از همین اعتیادم به حرف زدن در نت و ارتباط برقرار کردن با آدمهای مجازی شکل گرفته اصلا.

ولی نمیدونم چرا فکر میکردی که دوست ندارم برام کامنت بدی!!! :|
یادم نمیاد برخورد بدی کرده باشم اگرم بوده میذاشتی به حساب بارداری و هورمون و اینا دیگه!
شرمنده ت. :**
همیشه دوست داشتم کامنتهاتو.
چندتاش که هنوز یادمه :)
پاسخ:
نه عزیزم برخورد بد نداشتی :* همون جور که گفتم حس می کردم کامنت زیاد دادنم کلافه ات می کنه
دشمنت شرمنده عزیزم

واقعا یادته از بلاگفا؟ من کامنت های خودم زیاد یادم نیس
اما از تو را چرا یادمه:)

+جدید نوشت(16 اسفند) : البته که آدم ها مجازی نیستن و این عبارت آدم را یاد آدم آهنی میندازه و اصلا حس خوبی نمیده!
آدم ها واقعی هستن و شاید رابطه شون هم فقط یکی دوسال اول بشه گفت که مجازی و وابسته به نت و دکمه خاموش و روشن و...
بعد از اون میشه مثل یه آدم خیلی واقعی که شاید تفاوتش با آدم هایی که تو دنیای واقعی هستن این باشه که ندیدیمش ...
...
آره یادمه حتی پستهای مرتبط باهاشون رو.
جالبه که منم کامنتهای خودم یادم نیست :دی
و باورم نمیشه که یادته!
این یعنی ما انرژی همو دریافت میکردیم دیگه :)
پاسخ:
اوهوم
O:-)
چه خوب:)
یه چیز بگم
روبروت نیستم که بگی بگو:)
نظرات من شدیدا نزدیک به نظرات لوسی می هست
منم انرژی ای که قبلا ازت میگرفتم رو اصلا دیگه نمی گیرم و این ناراحتم میکرد اوایل و الان فکر میکنم همه درگیریم و توقعی نمیره....
مطلب بعدی اینکه بی هیجانیِ اینجا هم اوایل اذیتم میکرد...و دوست دارم نه اینکه هرروز پست بزاری نه مثل قبل پرشور باشه پستات....
مطلب بعدی اینکه باتوجه به همون مطالب روان شناسانه ای که میخونی فکر نمی کنی یه مقدار علائم افسردگی داری؟
مطلب بعدی اینکه خیلی ارادت دارم بهت...
اولش گفتم یه چیز ولی ده تا چیز گفتم:/
پاسخ:
بگو:)

متوجه این مطلب نشدم:و دوست دارم نه اینکه هرروز پست بزاری نه مثل قبل پرشور باشه پستات....
و این که چرا ناراحت میشدی؟!

من زمان بلاگفا هم اگه خودت و لوسی یادتون باشه خیلی بچه آروم و معصومی بودم:پی اما...
این جا که شد خانه ی موقتی شور و هیجانش زیاد شد چون تقریبا درصد زیادی از انرژیم متمرکز شد روی اینجا
شاید بازم همون جور شدم یه روزی خدا داند...دائما یکسان نباشد حال دوران

میدونی عزیز جون بذار سربسته واست بگم
دنیا سال ۹۵ منو گذاشت داخل ماشین آدم شویی که مکانیزم مشابهی داشت با ماشین لباسشویی ...
سال ۹۶ از ماشین در آوردم گذاشتم روی بند رخت!!
از آدمی که تازه از ماشین در اومده انتظار انرژیک بودن نمیره ،میره؟ :)

منم ارادت دارم بهت :)
الهی که همیشه حال دلتون خوب باشه :)

کامنت صرفا جهت اعلامِ حضوره :) میخونم اینجا رو ولی خاموش :) دوست دارم وبلاگتون رو ...
پاسخ:
قربونت عزیزم شما هم شاد باشی و با ارداه و قوی مثل الان
 هر روز بیشتر از دیروز :)
منم به هم چنین ;)
گفتم دیگه
شاید بهتر بود بین جمله ها و کلمه هام ویرگول بزارم
دوست دارم نه هرروز نه،! مثل قبل پرشور باشه پستات.
پاسخ:
:)
سعی می کنم!
فقط نگفتی چرا ناراحت میشدی؟ چون میو مدی انرژی نداشت وبلاگ ناراحت میشدی؟؟
ان شاءالله که همیشه خوب و سلامت و شاد و پرانرژی باشی
دقیقا همینطوره
زندگی پر از فراز و نشیبه...
ماشین های الان خشک کن دارنا
یه آفتاب گرفتی زودی باید خشک شی و سرحال....
پاسخ:
آره دیگه رنج میاد که بزرگ کنه ظرف آدم رو
داشتم پست همین تیپی سال 93 را می خوندم دقیقا یاد پست اسپیرت بیلدینگ افتادم ...
:)
آفتابش سوزان نبوده هنوز استخوان هام نم داره!:دی



خوندم اون پستو
دوسش داشتم
نه چون هم اینجا انرژی نداشت و هم کامنتات!
آفتاب استخوان سوزم آرزوست...برای دل ما بدبخت بیچاره ها هم دعا کنید...
پاسخ:
وبلاگ ها سینوسی هستن بعضی هاشون
یه دوره کلی به روز میشن و فعال بعد یه دوره سکون بعد دوباره فعال 🤗
اوهوم برای دل شما خوشبخت باچاره هم اگه قابل باشم چشم دعا می کنم😇

سلام

به نظر من، سکوت یکساله و کم نویسی شما اگر جنبۀ خودفزاینده داشته باشد، یک نقطۀ مثبت و اوج نگری محسوب می شود.  اما اگر خدای نکرده برای رهایی از دغدغه و کناره گیری از قیل و قال افکار موافق و مخالف باشد، خیلی مقرون به صواب نیست.

وب شما به نظر من در ردۀ وب های با محتوا و ارزشی محسوب می شود که مطالبش نوعاً مفید و قابل استفاده است. با این تفاوت که مطالب قبلی شما ناظر بر موضوعات مهم تر جامعه بود، ولی در رویکرد جدید یک مقداری سطح موضوعات را کاهش داده اید و مفاهیم را به صورت فست فودی و کپسولی به دیگران منتقل کنید.

البته تصور می کنم این روش را عمداً و با هدف خاصی انتخاب کرده اید. در هرصورت، من شخصاً با پست های اینستایی و اشتراک گذاری ها خیلی موافق نیستم و معتقدم که مطالب قبلی شما چالشی تر و علمی تر بود و با ذائقۀ من بیشتر همخوانی داشت.

پیشنهاد می کنم اگر می خواهید روش فعلی را ادامه دهید، در کنارش گهگاهی هم به روش قبلی بنویسید و در زمینۀ موضوعات روز جامعه، قلم بزنید و نگذارید قلمتان خانه نشین شود.

تغییر قالب وبلاگ هم هر ازگاهی لازمه و باعث تنوع و حرکت رو به جلو می شود.

ببخشید که بی تعارف نوشتم.

پاسخ:
سلام
هر دو ...شاید هم هیچ کدام!... قلمی که نبود اما حس می کنم همونی هم که بود قبض شده و نمی دونم باید چه کنم که برگرده...

خودم هم سبک مطالب قبلی را می پسندیدم اما...

:(
سعی می کنم یه تنوع های ریزی بدم داخل قالب اما راستش هیچ کدوم از قالب هایی که تا حالا دیدم به دلم ننشسته و به اندازه ی این قالب منعطف ندیدمش که بشه برای یه سال مهمونِ خونه ولی حتما می گردم برای تنوع نو و نه تکرار و... خیلی پارامتر دیگه که باید در نظر بگیرم

خیلی ممنون که به سوالات توجه کردید و با دقت بهشون جواب دادید ...نظر سازنده
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۰۳ آب‌گینه موسوی

خوشحالم که احساسِ رضایت داری. این خیلی مهم و خوبه که آدم احساسِ پیشرفت داشته باشه، اون هم در مسائلِ معنوی و اخلاقی.

من یادداشت‌های تصویری رو و همین‌‌طور شکلک‌ها و نقّاشی‌هایی که می‌ذاشتی، خیلی دوست داشتم و دارم. چند یادداشتِ این وبلاگو هم همیشه در ذهن دارم...

نکتۀ جالبِ دیگه در موردِ خانۀ موقّتی اینه که خبری از حدیثِ نفس و احساساتِّ شخصی نیست یا کمه.

البتّه که با نظر ندادن و یا کم نظر گذاشتنت موافق نیستم. :)

     ‌

پاسخ:
ممنونم عزیزم:)

نوش جون منم بعضی از تصویرهایی که دوست داشتی را یادمه مثل اینی الان گذاشتم قسمت مشخصات

می ترسم از گذاشتن نوشته ی احساسی و البته  که خیلی هم احساسی نیستم؛)
شایدم باشم :دی

نگم به من چه؟بگم به من چه ها را بیشتر بذارم واسه دنیای واقعی فکر کنم خوبتر باشه 
۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۵۰ آب‌گینه موسوی

قربانت. اوهوم. دوستش دارم. :)

:)

 

 

پاسخ:
:)
کلیتش جای خوبیه. آرام بخشی هم داره معمولا. دست کم اضطراب زا نیست محیط این خونه. نویسندشم قاعدتا آدم خوبیه. چون از کوزه همان برون تراود الی آخر. ایشالله پروژه های انتظاری ش پررنگ تر بشه. تابعد
پاسخ:
سلام
تعبیر های متفاوت از رویه و فضای جدید خونه ... :)
لطف دارین شما
ان شاء الله؛ قطعا هر چه در دلم انتظار بیشتری بکشم این جا هم پست های منتظرانه ی بیشتر می تونم نشر بدم...
 :((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">