خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

۳۱ مطلب با موضوع «سال 94» ثبت شده است



خواستم بگم  من تا سال دیگه پست نمی ذارم


"ستاد گسترش شوخی های لوس به فضای مجازی"

:)


+دعا واسه همه نشه فراموش

لطفا من هم جز همه باشم :)



موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۰
کوثر متقی

هفت ساله است که می رود به مدرسه...

هرروز پنج ساعت را آن جا می گذارند

ریاضی می خواند و علوم و فارسی و دینی...

پیش تر که می رود  علوم تفکیک می شود به زیست و شیمی و فیزیک و... (بسته به رشته:))

ذهنش ورز می خورد...پر از فرمولو اسمو ضابطه می شود


وقت هایی که از مدرسه به خانه می آید هم این قدری درس ها سنگین است که فرصت خانه بودن را برای درس می گذارد؛ چون می داند دارد در کشوری زندگی می کند که علم (شما بخوانید مدرک) تقریبا همه چیز است ...می شود گفت تاثیر گذار در سرنوشت(متاسفانه)...

پس عاقلانه ترین کار همین درس خواندن است


چند سال بعد...


روز سرنوشت ش می شود روز کنکور!!!


چند سال بعد تر...


یک دختر/پسر + یک مدرک تُپل


خب الان نوبت چی؟

نوبت تشکلیل زندگی و اختیار همسر

یک دنیا علم دارد ،مگر کم چیزی است؟

چه علمی؟

علمی که به درد به دست آوردن شغل خوب می خورد و وجهه اجتماعی اش...

علمی که باعث شده بتواند بهتر تحلیل کند و بهتر تصمیم بگیرد....

اما...آیا این ها برای شروع زندگی مشترک موفق کافی است؟

معلوم که نه

این ها حتی مواد لازم برای پخت و شروع یک تجربه هم نیست ،بلکه صرفا ابزار و وسایل مورد نیاز است که بتوان با آن مواد لازم را درست انتخاب و تهیه کرد

قبل از شروع یک زندگی مشترک حداقل کاری که می شود انجام داد این است که : به شناخت خوبی از خود رسید ،چند کتاب خوب 1خواند +چند زندگی موفق دید +کمی فکر و آنالیز کرد تا حداقلِ مواد لازم برای پخت غذا را کاملا درست انتخاب کرد

تا بعد، که آن تکه ی گمشده ی پازل زندگی پیدا شد به سلامتی ،شروع پخت و پز تنها نیازمند کم و زیاد کردن درصد مواد اولیه باشد... نه این که تازه بخواهی انتخاب کنی ...تازه بخواهی فکر تهیه باشی

این جور کمتر از یک سال (ان شاءالله )می رسی به آن غذای جا افتاده ای  که یک عمر از دستور العمل اش راضی هستی



+ کاش  در مدرسه ها درس زندگی تدریس میشد و در هر واحد درسی روی یک خصیصه و فضیلت اخلاقی کار می شد بدون نمره و تست و امتحان کتبی فقط به دانش آموز گفته می شد ملاک رفتار توست با اطرافیانت

تا انسان تربیت کند و نه صرفا یک دانشمند!! (تازه اگر بشود)

(البته نظام آموزشی ما از بیخ و بن مشکل داره ها واسه همین حس کردم این راهکار در دسترس تر)

+بچه عاقل اون که کنار درس مدرسه ! و دانشگاه روی درس زندگی2 هم کار کن تا از پایه قوی بشه

+قسمت مادر بزرگ وجودم اشاره می کنند که اینم بنویس که : لطفا تا وقتی معیار هاتون به پختگی نرسیده و به قولی هنوز نمی دونید با خودتون چند چند هستید! ازدواج نفرمایید... یهو از وسط کتاب ها نپرید وسط یه زندگی... یکم آمادگی داشته باشید به جایی برنمی خوره :)


این پست تقدیم می شود به:

تمام بچه مثبت ها

سر به زیر ها

اهل خانه و خانواده ها

درسخون ها

همان ها که روزهای عمر را در راهی مطلوب و خدا پسندانه صرف می کنند


.............................................................................................................................................................................................................


1 توصیه : مطلع مهر برای دوستان مجرد در آستانه ازدواج /سر دلبران برای دوستان متاهل -هر دو برای دکتر بانکی پور فرد

نمی دونم چرا بعضی ،وقتی توصیه میکنی فلان کتاب برای زمان تجرد هیچ کاربردی نداره ،باز هم اصراری دارن که حتما بخوانند آن را ...!!!

2. درس زندگی یعنی یاد بگیری همه را انسان ببینی
 در عین این که همه را مثل هم نبینی

و این که کسی را قضاوت نکنی

:)

۲۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۵:۵۱
کوثر متقی

می گوید:

زندگی ات را که شروع کردی

مودت و رحمت را که دریافت کردی

تخته گاز نرو

گاهی بزن جاده خاکی

مودت و رحمت هم نیاز به مراقبت دارد

(مثل همه ی نعمت ها)


+نقل به مضمون

۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۴۵
کوثر متقی


سلام

خواستم این پست را جمعه ی دیگه بذارم اما حس کردم اون زمان دیر و ممکن خیلی از دوستان نباشن

این شد که امروز میگم

 ضربان قلب  94 هم کم کَمک داره به شماره میفته

 94مهربان و بی آزار...

حس تحویل یه دفتری را دارم که واسه خط به خط نوشته هاش هم تلاش شده !

واقعا تلاش شد؟ واقعا نذاشتم هدر بره ؟

الان که فکر می کنم می بینم کلی از صفحه هاش سفید موند

کلی هاش پاره شد

کلی هاش خط خطی شد

کلی هاش حوض اشک هام شد

کلی هاش رنگی شد

کلی هاش...

اما

الحمدلله علی کل حال

امسال برای من بهتر از پارسال بود*

امیدوارم 95 به زِ 94

96 به زِ 95

و...

برای همه ی همه ی همه باشه

این همه آسمون و ریسمون به هم بافتم تا برسم یه این جا :

-با این که همیشه سعی کردم نهایت تلاشم را داشته باشم که کلمه ها را با دقت انتخاب کنم اما احتمال زیاد میدم که برای بعضی از دوستان کلمه های من در دایره لغاتشون جایگاهی نداشته

و هضم نشده ،مونده باشه گوشه ی دلشون

واسه همین حس کردم معذرت خواهی و طلب حلالیت بهترین آنزیمِ واسه هضم اون :)

طلب حلالیت دارم (حلالم کنید لطفا :))


مخصوصا از دوستان مهربونی که خیلی وقت می خوانند این جا را و قطعا ازین تیپ مکالمات بیشتر رد  بدل شده...

اون هایی را که حس کردم ناراحتی شونو، سعی کردم برای جبران... اما قطعا همه اهل بروز دلخوری هاشون نیستن



- ازتون ممنونم که خط خطی هام را خوندید با این که بهشون اشکال فراوون وارد و ...

- اگه میشه واسم دعا کنید مخصوصا اگه دعوت شُدید به بهشت های زمین برای لحظه ی تحویل سال!

تحویل سال به کی؟!

^_^




*یادمه پارسال یه پستی گذاشتم برای سال 93 و چقدر همه حس ها شبیه هم بود نسبت بهش

زندگی هاتون خالی از 93 (البته واسه دوستانی که 93 خوش نبوده واسشون...)


۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۷
کوثر متقی

می گوید :

آن که بیشتر عمل می کند مورد نظر نیست

فقط با نیت صادقانه و ترس از خداست که می توان به هدف رسید

باقی بودن بر عمل برای خالص کردن آن از خود عمل مهم تر است

و عمل خالص عملی است که به خاطر آن از کسی جز خدا انتظار مدح وثنا نداشته باشی و نیت از عمل برتر است

عمل همان نیت است...

۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۷
کوثر متقی
۱۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۰۶
کوثر متقی

یک


روزهای عید بود و ما در منزل عمه جانمان مهمان

من و یکی دیگر از بچه ها قرار شد بمانیم منزلشان برای گذران ایام تعطیل به بهترین وجه ممکن

غروب با شوهر عمه جان و دو تن از دختر عمه جات که یکی نه ساله و دیگری ده ساله بود برای نماز مغرب و عشا راهی مسجد محل شان شدیم

به من توصیه شد که نروم...  چون هفت ساله بودم و پیش بینی میشد چه می شود...اما رفتم !

آن هادر صف های آخر ایستادند و من هم اواخر همان صف؛ زیرا که آن دو  تازه  به سن تکلیف رسیده بودند و بر اساس قوانین نانوشته ی مسجدها صلاحیت لازم برای ایستادن در صف های اول را نداشتند!

و من هم که وضعیتم کاملا مشخص بود!

وقتی خواست نیت شود، خانوم های محترم، خیلی شیک و مجلسی بنده را به بیرون صف هدایت فرمودند

منِ حساسِ از صف رانده شده در تمام طول آن مدت کِز کرده بودم و فقط به فرش نگاه می کردم...

نماز که تمام شد یک خانوم محترم واقعی که چهره ش را ندیدم ( چون باز هم به فرش نگاه می کردم) و تنها شیرینی حرف هایش را حس کردم ...آمد  ... زیبا مرا دلداری داد... بعد هم اسکانسی نو صد تومانی به عنوان عیدی داد و رفت


دو


اول راهنمایی بودم

دبیر دینی و عربی و قرآنمان بود... همیشه دعوتمان می کرد به حجاب! و معنای نماز را به صورت اجباری از ما می خواست

نمره روخوانی قرآنم را به من 18داد ...

من هم نامه ای به انضمام آیه ای آموخته از همان روز  (که مضمونش عدالت بود) در صندوق انتقادات انداختم

انداختن نامه همانا و بد شدن آن دبیر با من همانا

در حدی که کل کلاس ،که نه... اما دوستان تیز ترم دانسته بودند

کاش فقط سردی جواب سلام هایم بود ،نمره ی 19 و نیم  عربی را می داد 17 ...دوستان می رفتند نمره را تصحیح می کردند(آن هم به زور ) و من گریه می کردم که چرا با من این جور می کند... آن هم نه در همان سال... بلکه در سوم راهنمایی... یعنی بعد از چند سال!


 سه


 دوم دبیرستان بودم

دبیر دین و زندگی فوق خوش اخلاق و مهربان و دلسوزی داشتیم که بر اهل ش به قدری تاثیر گذاشت که بچه ها نماز شب می خواندند ...واجبات که بماند...



شاید اگر آن زن آن روز  در جبران حرکت غیر ورزشکاری(!) بقیه با لحنی محبت آمیز حرف نمی زد ...

شاید اگر دبیر دین و زندگی دبیرستانم که مصداق یک انسان دین دار بود و با محبت ش دل ها را را نرم کرد نبود

و شاید اگر انسان های زیادی که اسلام واقعی داشتن را نشناخته بودم


به این راحتی نمی توانستم بنویسم که : دین را با دین دار قضاوت نکن ...

دین را از دین بشناس!


+میدانم هستند آن هایی که دین را با معنای واقعی اش و برای خدا به جا میاورند و نه برای دل من و تو

آن هم خیلی اصولی و درست...



۱۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۰۳
کوثر متقی

می گوید نگاه نکن ؛

نه به نامحرم،

نه به زندگی دیگران

فلسفه ی نگاه نکردن آرامش است.

۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۲۶
کوثر متقی
۱۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۳۶
کوثر متقی






چند وقتی است در بلاگستان مد تازه ای راه افتاده است انگار...

عکس های نصفه نیمه ازبینی به پایین! واسه عکس پروفایل یا همین جوری یهویی!

خواستم بپرسم دلیل چی؟ دقیقا یعنی چی؟

چون میشه  گفت همشون حجاب دارن ...

 اگه میخواهی عکس بذاری چرا کامل نمیذاری؟

اگه میخواهی شناسایی نشی چرا اصلا عکس میذاری ؟

حالا که میذاری چرا این قدر  ...چرا لبخندت این قدر...لااله الاالله!

وقتی محجبه این تیپ رفتار کن از بقیه چه انتظاری میشه داشت؟؟


+عکس کامل !

جدید نوشت : عکس بچه است و  بدون مواد افزودنی...از قصد این شکل انتخاب شده تا خود تازه جذب کننده  نشود

وگرنه مقصود بنده شخصی با این حالت نیست صرفا مدل عکس شبیه است!


۲۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۲۱
کوثر متقی