خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

طبقه بندی موضوعی

۹۱ مطلب با موضوع «سال 95» ثبت شده است

پدرشان به رحمت خدا رفته...

یک

یکی از بچه ها ارثش را می خواهد بقیه اما برایشان مهم تر است  که مادرشان روزگار پیری را در همین خانه بگذراند تا اذیت نشود ... اما به اجبار خانه را می فروشند برای دادن سهم آن فرزند ...مادر از خانه و حیاط پر گل و حوض پر ماهی اش جدا می شود و می رود به یک آپارتمان ! چند روز بعد هم سکته می کند .

 

دو

خانه ی پدری فرسوده است و مادر پیرشان در حال رنج بردن ... اما از آن جا که محلِ خانه خوب است و هر روز به عیارش افزوده می شود! بچه ها حاضر نمی شوند خانه را بفروشند  می گویند می خواهد چه کار! کمی بهشان رو بدهی می گویند او که چند روز دیگه بیشتر...

 

سه.

چند تا از بچه سهم شان را می خواهند ... مادر پیرشان روزهای آخر عمر آواره ی خانه ی بچه هایِ مهربان تر می شود.

 

چهار

چند تا از بچه ها ارث شان را می گیرند بچه های دیگر با ارث هایشان و اندکی افزوده برای مادر خانه ای بزرگ تر و دل باز تر می خرند!

 

 

+من اگه بابا بودم در زمان حیاتم خانه را به اسم مادر بچه ها میزدم .

+بچه بزرگ کن...

+مورد شنیدم هیچی پول ذخیره نمی کنه... گاهی بیشتر از دخلش خرج می کنه به امید ارث! ...آخرش هم خودش زودتر می میره ! من می دونم   :دی

 

 

 

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۶:۳۳
کوثر متقی

1.دخترشان تنها برای ادامه تحصیل رفته است  یکی از خارج های معروف! 

شهری که زندگی می کرده گوشت حلال نداشته اند...او هم اصلا گوشت مصرف نکره ...این قدری که بیماری گرفته است و ... 

در حال حاضر هم مادرش از وطن برایش گوشت خشک می نمایند و می فرستند.


2. ساعت حدود چهار یا پنج صبح دزد رفته است خانه شان 

می گویند دخترشان  برای خواندن نماز بیدار بوده که دزد را دیده است 


3. دخترانشان از مدرسه که می آیند اول! نماز اول وقتشان را می خوانند 

حتی اگر سفره ی ناهار منتظر باشد


4.دخترشان حجابی ندارد اما حیا و نجابتش هم چون حجاب شده برایش انگار




تکمله : دختر های مذکور، جمله جمع!! فاقد هرگونه نشان ظاهری اسلامی می باشند! 

مثال ها مستند می باشند خیال در کار نیست

هدف از گفتن این جمله  و نوشتن این پست تایید ظاهرشان نبود 

هدف از نگارش پست

1. به ظاهر قضاوت نکن

2. به ایمان-نداشته -ات مغرور نباش(نگاه از بالا به پایین ممنوع)

3.با تقوا باش و تحت هیچ شرایطی تسلیم نشو و دینت را فدا نکن

4.نماز تو را حفظ می کند آن را گرامی بدار 

5.اگر شما هم پوشش ظاهریت اسلامی است هم رفتارت و دلیلش هم رشد در خانواده ای اسلامی است هنری نداشته ای بلکه نعمتی داشته ای از طرف پرودگارت .الحمدلله.

۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۰۰
کوثر متقی

غربت برای هرکه یک معنا دارد و وطن معنایی دیگر

یک نفر در میان عزیزان و نزدیکانش است اما حس غربت دارد!

یک نفر  خانه ی پدری وطنش است رفتن از آن خانه برایش غم غربت میاورد حتی اگر به اندازه ی چند کوچه یا خیابان فاصله شان باشد

یک نفر خیابانی که خانه های همه ی عمرش در آن بوده برایش می شود وطن 

یک نفر شهرش برایش وطن است و رفتن به شهر دیگر برایش غربت است

یک نفر کشورش برایش وطن است و همین که اطرافش همه زبان غیر حرف بزنند غم می گیردش حتی اگر حرف او را بفهمند 


اما یک نفر هست که به قول آیه در وبلاگ نذر موعود:


بنفسی انت من نازح ما نزح عنّا*

جانم فدای آن مرد دور از وطن

که امن آغوشش

موطن حقیقی ماست

 

*جانم فدای تو ای دور از وطنی که خود موطن مایی! (ندبه)




وقتی در میان آه و ناله و درد تنهایی کاسه ی صبرت لبریز می شود پناه ببر بر آغوش خودش آن وقت تازه می فهمی غربت چه بوده است 
 و وطن چگونه است


۱۶ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۳۸
کوثر متقی

 



مدت زمان: 2 دقیقه 2 ثانیه 

 

 

@khosroanjom_majid 

دیدنش جالبه. علیرغم اهمیت جوایز مهم در جهان، بی نیازی از جایزه، خیلی روح تربیت شده ای می خواد. 😊

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۰۴:۵۹
کوثر متقی


سال 95 هم داره به آخر هاش میرسه هاااااا ولی من اصلا حس عید را ندارم و حس این که امسال داره تمام میشه :)

اصلا هم تمایلی به تحویل دادن امسال و تحویل گرفتن سال دیگه ندارم!

حس می کنم امسال پر از کار ناتمام هست که حتما هم باید همین امسال تمام بشه نه سال دیگه! مثلا انگار این ها پشت سر هم نیستن !!!

یه جورایی افتاده ام در قید اعداد و ارقام ...95 با 96 واسم خیلی متفاوت شده

سال میمون پر از تحرک بود یه جورایی هم شوخی داشت با آدم !! 

الحمدلله علی کل حال 



غرض از نوشتن این پست غر زدن نیست (خدا رحم کرده هاااا)

صرفا طلب حلالیت هست چون معمولا نزدیک عید دیگه خیلی وبلاگ خونده نمیشه خیلی همه درگیر میشن  این شد که ترجیح دادم الان بنویسمش

اگه کامنت بدی از طرف بنده دریافت کردید 

اگه پاسخ کامنتی که دادم حتی به انداززه ی ذره ای دلتون را رنجوند

اگه پستی نوشتم که لحظه ای خدای نکرده شک تو مسیر حق براتون پیش اورد 

کلا هر چی مربوط به من و این وبلاگ هست

لطفا حلال بفرماییییید که من به اندازه ی دانه ی ارزن هم نمی خوام کسی را برنجونم و اگه خدای نکرده شده آن چه نباید میشده ناخواسته بوده و دیگه این که میشه لطف بفرمایید برای همه دعا بفرمایید و من را هم جز اون همه قرار بدهید؟ 

دوسال گذشته همچین موقعی مینوشتم اگه بهشت های زمینی مهمان میشید مرا هم دعا کنید 

الان میدونم بهشت تو دل آدم هاست ربطی به مکان نداره :)

در کل خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی التماس دعا☆きゃわ★ のデコメ絵文字

ان شاءالله هر سال بهتر از پارسال دین دین  


+پست خیلی بی حوصله و بدقواره نگارش شده اما فکر کنم مقصود را رسونده :پی


سال 94

سال 93

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۸
کوثر متقی





۱۲ اسفند ۹۵ ، ۰۴:۰۰
کوثر متقی

بنده خدایی راهی فرنگستان شده بود ...از کشتی! که پیاده شده بودند خانمی دستش را دراز کرده بود برای دست دادن! او هم به قول خودش هُل شده بود و دست داده بود

از آن به بعد هم همه جا نشسته بود گفته بود دست دادن با کافر لا مشکل!




 این روزها زیاد می شنوم ازین تیپ  طرز فکر ها و رفتار ها که طرف به صرف سلیقه شخصی از دین برداشت می کند بعد هم نمی رود تحقیق ؛حالا تا اینجا مشکلِ خودش است بدِ ماجرا این جا است که سعی می کند تفکر خودش را در جامعه ترویج دهد و از آن جایی که آدم های مثل او (آدم هایی که اهل تحقیق نباشند) کم نیستند قبول می کند و...


استفتا از آیت الله خامنه ای است از این جا 

لطفا از هر سایتی تحقیق نفرمایید قابل استناد نیستن همشون!
 مثلا همین نظر را من جای دیگه خوندن نوشته بود که: نظر آیت الله خامنه ای است که اشکال ندارد در حالی که در سایت خامنه ای دات آی آر! مطلب مندرج را یافته بودم
۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۵
کوثر متقی

می گوید به هرچه رسیده ام از صبوری است

راست می گوید

صبورها هیچ وقت نا امید نمی شوند چون می دانند روزی نور تمام زندگی شان را پر خواهد کرد

صبور ها حسود نمی شوند چون می دانند خدا بهترین را برای همه می خواهد

صبور ها مهربانند چون چیزهای کوچک بِهمشان نمی ریزد

صبور ها انتقام جو نیستند چون خدا را شاهد و ناظر همه ی زندگی شان دیده اند و می دانند او برایشان کافی است

صبورها دروغ نمی گویند تا کارشان زودتر تمام شود

صبورها قضاوت نمی کنند چون می دانند گذر زمان بهتر همه چیز را می شناساند

صبور ها توکلشان زیاد است و فقط به دستان خدا خیره می شوند چون می دانند خلق همه تحت فرمان اویند

اصلا صبور ها وجودشان نور است زیرا که فقط به سرچشمه ی نور چشم دوخته اند و به درک درستی از دنیا رسیده اند


و صبوری مزدِ رنج است

مزدِ فکر به این که در دنیا هیچ چیز ارزش سرکشی ندارد

+هرچه سختی های بیشتری در زندگی کشیده باشی صبور تر می شوی =از سختی و رنج فرار نکن که تو برای رنج کشیدن خلق شده ای اِی بشر!


پ. ن. یک: صبوری به معنای دست روی دست گذاشتن نیست ...صبوری به این معنا نیست که فقط تحمل کنیم و بسوزیم و بسازیم...صبوری یعنی دانستن قواعد دنیا و این که هیچ چیز ارزش رنجیدن و رنجاندن را ندارد

و این که همه چی می گذرد...سعی کن خوب و به خیر بگذرد...

و این که! جز به خدا تکیه نکن

پ.ن. دو: خیلی وقت ها تمرکزم را گذاشته ام روی یه موضوع به درد نخور و از همه چی باز شده ام بعد از مدتی موضوع حل شده است و من مانده ام و عمری که تباه کردم! می فهمم هنر من این بوده است که در موقعیت رنج احساسات و افکارم را مدیریت کنم و با وجود داشتن مشکل از راه باز نمانم




از موضوعات پیشنهادی دوستان در این جا


۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۱۰
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۰۲
کوثر متقی

فکر می کنم به عبارت "ولایت "

به معنایش و به دلیلش!

شروع  به تحلیل این کلمه می کنم

 

ایستگاه اول

 

از کوچکترین اجتماع یعنی خانواده و ولایت پدر و همسر شروع می کنم :

 

ولایت مرد بر همسرドット のデコメ絵文字  نه به معنای اطاعت محض بلکه به معنای پذیرفتن سکان داری خانواده توسط او و گرفتن تائید نهایی و دادن اقتدار به او و ساختن او همانند ستونی برای خانه و خانواده! و...و چه وظیفه ی سختی است بر عهده ی زن!

ولایت پدر بر فرزندドット のデコメ絵文字 اطاعت از پدر و لزوم اجازه او (نه به شکل تحکم بلکه به شکل ولی!) 

 

ایستگاه دوم

 

میایم سراغ گروه بزرگ تر !!

نه آن قدر بزرگ ...به اندازه ی مسجد محل...  یاد نوشته ای میفتم که : در نماز جماعت تمرین می کنیم  ولایت پذیر شویم... آن هم با هماهنگ کردن حرکات نماز با امام جماعت ...و اگر غیر این رفتار کنیم در نمازمان اشکال پیش میاید ...

 

بعد در ذهنم میاید "اصلا چرا باید ولایت پذیر باشم؟"

 

ایستگاه سوم

 

گروه بزرگ تر ...به اندازه جامعه ی اسلامی

ولایت پذیری اش می شود اعتماد به سکان داری یک فرد که معصوم نیست و خیلی ها با این توجیه از پذیرش این فقره سر بازده اند*!! 

 

ایستگاه چهارم

 

برایم سوال می شود که اصلا چرا ما که امامان در غیبت است باید شخصی از نوع غیر معصوم داشته باشیم به عنوان رهبر و از او تبعیت کنیم!

می رسم به این که این یک تمرین است

یک تمرین برای زمانی که امام معصومان آمد این که یاد گرفته باشیم به سکان داری یک نفر اعتماد کنیم و تابع محضش شویم!! 

و چه بسا یازده بار بدون تمرین و شاید با تمرین کم در این آزمون شکست پر ضرری خورده ایم

مثل چنگ زدن به یک ریسمان با وصل شد به معصوم

 

ایستگاه پنجم

 

در نهایت این راه می رسم به ولایت اصلی 

یعنی همه مقدمات چیده می شود تابرسم به این جا

آموزش بندگی 

تا یاد بگیریم تسلیم باشیم

تسلیم محضش

چون هدف بندگی و رسیدن به کمال همین است

 

 

 

#نظر_شخصی

 


*

 

 


مدت زمان: 1 دقیقه 20 ثانیه

 

 

 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۴۵
کوثر متقی