خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

طبقه بندی موضوعی

۲۶ مطلب با موضوع «سال 96» ثبت شده است


 

بسم الله

 

سال 96 سال عزیز و محترمی واسه ی من بود...مثل یک پرستار مهربان و دانا

 

امسال یاد گرفتم بیشتر با آدم ها مدارا کنم، بیشتر سکوت کنم ،کمتر آدم ها و حرف هاشون را جدی بگیرم  در نتیجه کمتر بحث کنم *

یاد گرفتم دنیا کوچک و بی ارزشِ خیلی بیشتر از اونی که قبلا خیال می کردم

یاد گرفتم بعضی از چهارچوب های زندگیم را بشکنم و کمی آسون بگیرم زندگی را{به غیر از شاخه ی عقیدتیش}

حالا هر کدوم ازین یاد گرفتن ها داستانی  یا حتی داستان هایی پشتش نهفته اس که مجال گفتنش نیست شاید بعد تر نوشتم... شاید

 

امسال کمتر نوشتم نسبت به قبل ، بیشتر اشتراک گذاشتم حتی کمتر کامنت دادم = بیشتر گفتم "به تو چه"اما اگه در همین سعیم در کم گویی رنجشی ایجاد شده حلال کنید.


دیگه این که

چند تا درخواست داشتم :


1. اگه دوست داشتین و حوصله داشتین نظرتون را در مورد " خانه ی موقتی" و نویسنده ی خانه بدید... لطفتون بوده همیشه ها  اما منظورم بیشتر در مورد سبک نوشته هاس این که سبک وبلاگ همین مدل بمونه یا تغییر ایجاد بشه (مثلا به جای اشتراک عکس و ویدئو داخل وبلاگ یه کانال به اسم خانه درست بشه و اشتراکات بیشتر بشه و اون جا نشر داده بشه تا نشرش واسه بقیه هم آسون بشه ) یا سبک نوشته ها چی ... حتی قالب وبلاگ  یا مثلا برم یه آدرس دیگه و اون جا سبک جدیدی را شروع کنم و...

+ از دوستانی که این مدت اینجا را خوندن و کامنت هایی دادن که واقعا مکمل متن بود سپاس گزارم ...گاهی وقت ها آدم کار بزرگی انجام نمیده به نظر خودش اما باطن کار بزگ هست... کلا مرسی هستین و می خونید و..

2. هرچه می خواهد دل تان این جا بگید خوشحال میشم... از درس هایی که یاد گرفتید امسال و هر سال ، پیشنهاد های چالش بر انگیز برای تغییر در فتار و کردار و..

همین

ممنون

 

*حدود دوسالی میشه که بحث های روانشناسی را جدی تر از گذشته می خونم و می شنوم... این کار بهم کمک کرده که رفتار آدم ها را برای خودم راحت تر هضم کنم بعد هم اگه تونستم کمکشون کنم یا حداقل رابطه ام را مدیریت کنم و اگر هم نتونستم بدون دلخوری کم رنگش کنم یا کلا حذفش کنم.


چقدر زود به زود میرسم به این پست ! پست سالانه ام!!

انگار همین دیروز بود "به یادماندنی مهربان" را نوشتم

"شیطونک" که همین یه ساعت پیش انگار نوشته شده

هعی کجا داری میری ای عمر؟!

 

 

۲۰ نظر ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۷
کوثر متقی



منبع عکس : ریحانه
۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۳۲
کوثر متقی


 

 


مدت زمان: 2 دقیقه 42 ثانیه

آیت الله مجتهدی تهرانی

 

 

*خدایا ببخش آن گناهانی که نعمت‌ها را تغییر می‌دهند (دعای کمیل)

 

:(

 

۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۴۸
کوثر متقی

هفته ای یک بار شنیدن یک موعظه از یک عالم فقیه جهت جلوگیری از فرورفتن به خواب لازم و ضروری است

آن هم در این سرما و یخبندان


شنیدن 

نه دانستن

خیلی وقت ها خیلی چیزها رو میدونی اما باید بشنوی تا بیدار بمونی

 اگر گوش ندهی 

و مدام پشت گوش بیاندازی

یهو فرو میروی به خوابی زمستانی 

بعد هم دنیا را آب میبرد و تو را خواب




سعی کردم حق مطلب را ادا کنم امیدوارم تونسته باشم :)

۱۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۱ ۲۰ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۰۰
کوثر متقی



در تلگرام گروه هایی به عنوان گروه فامیلی تشکیل میشه که درش خانم ها و آقایون فامیل عضو هستن و گاها دیالوگ هایی به خاطر پیام های ارسال شده سر می گیره

داشتم فکر می کردم این ها در حالی هست که همین گروه ِمتشکل از آقایون و خانوم های فامیل در مهمانی ها به ندرت با یکدیگر مکالمه دارند و به همین خاطر ممکن هست سال ها برود و بیاید اما آن ها از خلق و خو و علایق و سلایق هم بی اطلاع باشند اما به واسطه ی این گروه ها افراد این امکان را پیدا کرده اند که خودشان را _حتی خود دروغینشان را _برای دیگران عرضه کنند ...

...

نتیجه ی خیلی سطحی اش می شود صمیمیت !

نتیجه ی دورش هم می شود مقایسه

و...

هیچ کدامش برای زندگی مفید نیست ،هست؟



تکمله : خودم از ب بسم الله دور گروه های میکس را خط کشیدم، پست هم بر اساس شنیده ها نوشته ام

قطعا این پست برای خانواده هایی هست که بر اساس چارچوب دین دوست دارند رفتار می کنند ...و البته اخلاقیات


۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۸
کوثر متقی



1. نامش" زهرا " بود .
می گفت خانه ی ما زنگ زدید بگویید با "نیلوفر" کار دارم؛ در خانه کسی به نام" زهرا " صدایم نمی کند.
پرسیدم خب وقتی قرار نبود با نام "زهرا" بخوانند تو را چرا از ابتدا در شناسنامه تو را به این نام ثبت کردند!!

دلیلش  ... :

 به خاطر مدرسه و دانشگاه و برای آینده شغلی" زهرا " کارا تر است تا " نیلوفر "!

...

2. نامش" آرزو " بود.
می گفت در خانه "فاطمه" می خوانند مرا !
سوال مشابه پرسیدم...
گفت به خاطر احترام به مادر بزرگ نام من و خواهرم را آرزو و" ..." گذاشته اند.

3. نامش مهرداد بود...
مشرف شد عتبات عالیات...
نامش را شناسنامه ای تغییر داد به نام یکی از معصومین ...


سال هاست به نام ها دقت می کنم و به شخصیت ها
نام مهم است چون هرجا که بروی با توست ...با آن خوانده می شوی... و گاهی و فقط گاهی همانی خواهی شد که با آن خوانده شده ای

 
سال هاست به نام ها دقت می کنم و به فرهنگ ها
نام ها گاهی شاعرانه بودن خانواده را نشان می دهند...
گاهی بی حوصله و بی سلیقه بودنشان را...
کاهی توقفشان در گذشته
گاهی تلاش شان برای خاص بودن
گاهی...

اما

در این سال ها هیچ گاه نداستم که چرا بعضی خیال می کنند اگر نام عربی باشد اسلامی تر است؟!!

و این که نام خوب چه نامی است ؟



* نام مستندی درباره زینب (میترا) کمائی است.

کتاب "راز درخت کاج" هم درباره ی این شهید چهارده ساله نوشته شده است.

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۲۵
کوثر متقی

بچه تر که بودم یکی از آرزوهام این بود که نقاشیم را بفرستم برای برنامه کودک اون هام پخشش کنند و مجری بگه: این نقاشی را "چی چی جون"کشیده "چند ساله " از "آن جا"...حتی گاهی کنار نقاشی هام مشخصاتم را به همین ترتیب می نوشتم...

پارسال یکی از کانال های تلگرام یه مسابقه نقاشی گذاشت که می بایست بر اساس یه حدیث  نقاشی می کشیدی که نشون دهنده ی سبک زندگی دین دارانه باشه

منم شروع کردم به جست و جو در نت برای پیدا کردن موضوع مرتبط

در جست و جو هام،  کمی! اتفاقی این عکس را دیدم :


موضوع را پیدا کردم...

نقاشی را کشیدم ....

برای حدیث هم از حدیثی که داخل این عکس بود استفاده کردم 

...

از برکت کشیدن این نقاشی ِ به ظاهر ساده این شد که هر وقت حس می کنیم نیاز داریم، به محک کمک کنیم.

بعد هم برکت هایی که سرازیر میشه تو زندگیمون را می شماریم !

:)


۱۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۰۰
کوثر متقی

سال هشتاد و هشت رویه ی آشفتگی ها سیاسی بود و الآن رویه ی اقتصادی دارد اما متن و بطن آشفتگی و لایه زیرینش تعارض های اجتماعی است.  
اشتباه جبهه انقلاب در سال هشتاد و هشت این بود که با تحلیل سطحی به سراغ مشکلات سیاسی رفت و دائم از عدم وقوع تقلب در انتخابات سخن گفت در حالی که اصل و ریشه مشکل این نبود.
تو را به خدا عمیق تر باشید!
ما چون فکر کردیم مشکل سیاسی است در طول این سالها به جای ترمیم آسیب های اجتماعی دائم روی فتنه و نهم دی تمرکز کردیم و نتیجه اش را دیدیم!
الآن هم چون تصورمان از علل مشکلات غلط است و تصور اقتصادی بودن ریشه بحران را داریم فکر می کنیم با تکذیب گران شدن بنزین یا اعلام کاهش قیمت تخم مرغ اوضاع آرام می شود!
مثل این که یک جوان به خاطر این که ازدواج نکرده و شغل و پول ندارد ناراحت باشد و به کت و شلوار پدرش پیله کند و پدر به جای درک ریشه ناآرامی او ساعتها در باره کت و شلوارش توضیح بدهد!
اکنون هم اصل مشکل جامعه نه سیاسی است و نه اقتصادی بلکه تعارض های اجتماعی فضای بروز بحرانی را ایجاد کرده که از سالها قبل پیش بینی و به صراحت اعلام شده بود و غده چرکین مشکلات اجتماعی با نیشتر سیاست یا اقتصاد سرباز کرده!
مشکل پرسشهای بی جواب مردم است؛ از گم شدن مجسمه ها در تهران تا اسیدپاشی در اصفهان و شایعه جاسوسی دختر فلان و دزدی برادر بهمان و این قدر هم به مردم دروغ گفته ایم که دیگر تکذیب و تایید هایمان را هم باور نمی کنند!
مشکل جوک هایی است که صاف توی روی مردم گفته ایم، مثل خواب آلودگی سعید مرتضوی موقع امضای چک بابک زنجانی!  
مشکل گسلها و شکافهای اجتماعی ست و احساس تحقیر فراگیر که در لایه های مختلف مردم احساس می شود.
مشکل تبعیض است، وگرنه صرف نداشتن و نخوردن باعث آشوب نمی شود، وقتی همه مثل هم باشند و شخص گرسنه ببیند که فرزند رییس جمهور هم شغل ندارد و دختر وزیر هم با جهیزیه ساده و مختصر به خانه بخت می رود!
مشکل وهن عقل و تخصص در اداره کشور و بی اعتنایی به نظر نخبگان است وگرنه سالهاست جامعه شناسان دارند نسبت به شرایط بحرانی کشور هشدار می دهند! 
مشکل این است که تراکم خشونت و عصبانیت را دیدیم ولی تا از اسلام رحمانی سخن به میان آمد دهان ها را بستیم!
مشکل خطبه های جمعه امثال آقای موحدی کرمانی و جنتی است. 
مشکل فاصله طبقاتی است، و اوضاع تأسف بار صداوسیما، مشکل تضییع حقوق زندانی هاست، مشکل غیبت بخش عمده ای از مردم در نقش آفرینی مؤثر و عدم حضورشان در رسانه ملی است و نقش مخرب آگهی های بازرگانی ، مشکل ویژه خواری و پارتی بازی ، عدم گردش نخبگان و چسبیدن مسؤولان نسل اول و دوم به مناصب مختلف ، تصمیم گیری های بی ربط و سخنرانی های ابلهانه بعضی از مسؤولان، دروغ هایی که در عرصه های مختلف به مردم گفته شده، تمرکز بر موضوعات ظاهری چون حجاب یا بزرگداشت کورش و غفلت از ریشه ها و موضوعات اساسی چون عدالت و آزادی اندیشه و آزادی بیان ، ریاکاری ها و تظاهرها، سوء استفاده ها و اختلاس ها و ظلم و ستم به طبقات محروم و فرودست است. 

منبع:
کانال پیشنهادهای محمدرضا زائرى

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۰۹:۲۸
کوثر متقی

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۰۹:۲۱
کوثر متقی


وقتی تصمیم می گیری بعضی از ویژگی هات را تغییر بدی ...بعد هم در این راه از خدا بخوای که کمکت کنه ...

خدا هم لطف کنه و یه آدمی که دو تا از ویژگی های خاکستری ات را به صورت نوک مدادی داره سر راهت قرار بده *

 نتیجه این میشه که سر یه سری مسائل- با  این که هم خط هستید- درگیری لفظی پیدا کنید ...

بعد تو که یادت میاد در ایام ترک آن ویژگی های خاکستری به سر می بری بحث را رها کنی و ...

بعد هم تو تصمیم ات برای ترک، قاطعانه تر عمل می کنی و خدا را شاکر میشی به خاطر این کمک



تکمله : یکی از ویژگی ها تعصب بیش از حد بود و یکی دیگر رُک بودن! که هر دو را نزدیکانم به درخواست خودم و در راستای کمک برای تغییر بهم گفته بودن ...

از جمله کارهایی که انجام میدم این هست که دیگه مثل قبل حرف افراد را جدی نمی گیرم و دیگه این که بیشتر سکوت می کنم و کمتر از گذشته بحث می کنم و...


+تخته گاز نرو گاهی بزن خاکی، یکم استراحت، یکم وارسی، یکم تغییر ...خدا نکنه طولانی مدت در یک مسیر اشتباه پیش رفته باشی


*خیلی کوتاه مدت!

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۶ ، ۰۶:۳۴
کوثر متقی