خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

۳۲ مطلب با موضوع «سال ۹۸» ثبت شده است

الان درست چهار سال و نه ماه میشه که نتونستم بیام به دیدارتون .

نتونستم با پای جسمم داخل رواق‌هاتون قدم بزنم، نتونستم با چشم سرم ضریح و گنبدتون را ببینم...اما تا دلتون بخواد با پای دل راهی حرم‌تون شدم... هر وقت حس غربت گرفتم با حضور قلب بیشتری سلامتان دادم سلامی که من بیچاره از شنیدن جوابش عاجزم اما مطمئنم جوابی داره... هر وقت سلام دادم دیگه غربت واسم رنگ باخت ...آغوش شما که دور و نزدیک نداره... سایه لطف و کرمتون که مسافت نمیشناسه.

هر وقت دلم تنگ میشه یاد حرف‌های آقای د میفتم که بهمون می‌گفتن وقتی دلتون برای یه معصومی تنگ میشه اون معصوم بیاد شما هستن آقای د حرف‌هاشون سند و مدرک داشت الکی! حرفی نمی‌زدند برای همین میدونم که شما هم به یاد منید و این فکر  منو غرق خوشی میکنه این قدری که میگم خوبه! تو چقدر خوشبختی که الان مدت‌هاست امامت به یاد تو هستن.

 

آقای من

امام مهربانم

از راه دور سلام...

چقدر ما خوشبختیم که شیعه به دنیا اومدیم.

۲۵ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۰۰
کوثر متقی

بسم الله

بی مقدمه :)

ارزیابی هدف :

به سلامتی سال نود و هشت هم با سلام و صلوات (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ) تمام شد(تقریبا).

امسال سعی کردم بخشی از تلاش‌هام در راستای مثبت‌تر دیدن دنیا و... را با شما به اشتراک بذارم و مدام به خودم تذکر می‌دادم که از اشتراکشون دست نکش حتی اگه فقط واسه یه نفر هم این نوشته‌ها مفید باشه تو به هدفت رسیدی حتی اگه اون یه نفر خودت باشی. گواه عمل به حرف‌هایی که در طول این سال زده شد "گلم" هست که بعد از چند سال به گل نشست، لطفا نیاید بنویسید که این گل کلا چند سال یه بار گل میده‌هااا. در مورد هدفی که گذاشتم واسه امسالم تا یه بخشی موفق بودم که به این خاطر از همین تریبون به خودم آفرین میگم :

آفرین دخترم

یه بخش هایی هم موفق نبودم و گاهی نیاز به تذکر داشتم مثل بخش باد هوا دونستن حرف آدم ها スマイル シリーズ のデコメ絵文字         

و بخش احسن دونستن نظام خلقت واسه این آخری باز چرا چرا گفتن میامدスマイル のデコメ絵文字      و... اما خدا را شکر نسبت به قبل خودم اوضاعم بهتر بود.

 

آموخته‌های امسال :

۱. آدم فهمیده‌ای بود خوب می‌دانست کجاها خودش را به نفهمی بزند.

۲.خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست.

۳ زن عمل باش.

۴.جمله‌ی بی قراریت از طلب قرار توست طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت.゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

۵.همه چیز به بهترین نحو ممکن انجام میشه=صبر،توکل ،و امید

۶.بر هر نفس شکری واجب است.

۷. همه‌ی آدم‌ها گذشته‌ای دارن که تو ازش بی خبری این گذشته دلیل خیلی از رفتارهای امروزشونه پس نرنج! بگذر و درک کن!

۸. سه ساعت از وقتت را برای یک فرد سه دقیقه ای نگذار.

۹.دنیا را یه زمین بازی بدون بقیه آدم ها را هم همبازی هات ؛این جوری جدیش نمی‌گیری و می‌تونی راحت دووم بیاری!

 

حلالیت :

وقتی حلالیت می‌طلبی از افرادی که ندیدیشون، واست حلالیت خواستن از عزیزان و دوستانت راحتر میشه بعد هم انگیزه می گیری که به این کار ادامه بدی پس : ازون جایی که بنده امسال باز افاضات خودم را به صورت پست یا کامنت به محضرتون رسوندم ازین بابت به خودم لازم می دونم که بگم اگه اومدید و مطلب مورد نظرتون یافت نشد به خاطر حجم دانلودی که واسه خاطر عکس‌های این وبلاگ میدید عذرخواهم و همین طور اگه کامنت و پاسخ کامنت نا به جایی دریافت کردید.یه عذرخواهی ویژه از چند دوست محترمی که در طول سال جاری آن فالو کردن و دیگه دلشون نخواست اینجا را بخونند، اینو نوشتم که اگه اتفاقی ازین طرف‌ها تشریف آوردید اینو بخونید و بدونید که نویسنده‌ی این خونه اصلا دوست نداره کسی را برنجونه تمام تلاشش را هم داره که موضوعات را سنجیده انتخاب کنه ولی... امیدورام با لبخند دکمه ی قطع دنبال کردن را زده باشید :)

 

تشکر :

تشکر ویژه از آبگینه عزیزم ،جناب فیشنگار و پاییز مهربون و تشکر از همه‌ی همراهانی که با کامنت،لایک و حتی دیسلایک(؟!) خودشون چراغی در خانه روشن کردند و باعث نورانیتش شدن.(درصد خلوص لایک‌های وبلاگ بالاست چون مشخص نمی‌کنه کی گذاشتتشون؛قبول باشه:))

 

دیگه چی؟ :

دیگه این که ازین که داریم وارد آخرین سال صده‌ی هزار و سیصد میشیم بسی دوست دارم که هیجان زده باشم! و اندکی هم هستم ... واقعا با نمکه،نیست؟...خیلی خوشحالم که تو دو صده‌ی مختلف زندگی خواهم کرد (چقدرم مطمئنم!) الان مشخصه چقدر دارم تلاش می‌کنم هیجان و جو بدم به ماجرا؟!

 

امیدورام سال جدید و صده‌ی پیش رو برای کل دنیا بهتر از اونی که از سر گذروندیم باشه و حال دل هممون خوبِ خوب بشه البته به شرطی که واسه خوب شدنش دعا کنیم...

 

 

 

نقد و پیشنهاد پذیرایم لطفا :)

پست که طولانی نبود؟:)

 

۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۸ ، ۰۸:۰۰
کوثر متقی

آقای محمودی و بانو دارای چهار فرزند هستند.

فرزند سوم از حمایت مالی و عاطفی شدید والدین برخوردار است! گاهی هم خودشان کمک نمی کنند، خودش درخواست می کند و می گیرد. این فرزند دارای فرزند هم می شود و فرزندان او باز هم از حمایتی بیشتر از بقیه نوه ها برخوردار است.

 

آقای صمیمی و بانو داراری سه فرزند هستند.

یک پسر و دو دختر ... طبق قانون نانوشته ای که افراد با دید بسته و عصر حجری! دارند فرزند پسر حکم ولیعهد را دارد و در خانه سلطنت می کند به قولی گوشت غذا برای اوست آبگوشتش برای دختر ها... بعد از ازدواج حمایت مالی چند برابری از او می شود این در حالی است که یکی از دختر ها از مشکل مالی رنج می برد...

 

آقای اکبری و بانو دارای دو فرزند هستند.

هر دو فرزند جنسیت یکسان دارند. از نظر مالی از هر دو نفر به حد توان و با عدالت حمایت می شود اما از نظر عاطفی نود درصد محبت و توجه برای یکی از فرزندان است و این توجه و محبت حتی بعد از ازدواج و فرزند دار شدنشان هم ادامه دارد...

 

 

 

مشکل این موقعیت ها چیست؟

والدین دست خودشان نبوده!!! و عاشق و واله یکی از فرزندان شده اند ...

فرزندی که توجه وافر دریافت می کند از موقعیت خود لذت برده و اگر خدا ترس نباشد و همه چیز را محدود به همین دنیا بداند هیچ وقتِ هیچ وقت لب به تذکر نگشوده و به والدینش نمی گوید که هوای خواهر/برادر را هم داشته باشید.

فرزندان دیگر چون از ابتدا همین بوده عادت کرده اند و گاهی غرکی میزنند  اگر هم اذیت بشوند اما محجوب به حیا باشند ترجیح میدهد سکوت کنند و تحمل ...

 

راه حل چیست؟ اصلا راه حلی دارد ؟

شاید تحمل

شاید غر

شاید...

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۸ ، ۰۷:۲۰
کوثر متقی

توضیح عکس(!) : انگشت اشاره داره جوهر بنفش چیز می کنه!

اشاره به رای

رای بنفش

ر و ح ا ن ی

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۰۰
کوثر متقی

هم نشین موافق یه نعمته ...این یعنی یک نفر یا چند نفر تو زندگیت حضور داشته باشن که خط فکری ،اعتقادی و اخلاقیت باهاشون هماهنگ باشه! این جوری معاشرت لذت بخشه و هر بار می‌بینیشون کلی اطلاعات و حرف های دل نشین بهم میزنید و موقع خداحافظی شارژِ شارژید.

اما خب نمیشه گفت اگه هم نشین های موافق نداشته باشی نعمت نداری! اتفاقا شاید بشه گفت این یکی از اون یکی نعمت بیشتری داره!  این که هر بار نظرات و اعتقاداتت به چالش کشیده بشه و تو نیاز به فکر بیشتر داشته باشی و بری مطالعاتت را بالا ببری، این که مدام تائید نشی و فکر نکنی خیلی کارت درسته و... شاید هم نشین موافق بسیار آرامش بخش باشه اما هم نشین غیر موافق رشد آورتره.

 

البته قبول دارم بعضی وقتی ها دلت میخواد طرفو بذاری روی مود سایلنت! این قدری که حس میکنی فقط میخواد نظرات خودش را بگه نه این که حرف های تو را هم بشنوه ولی... :(

:)

هم نشین هاتون موافق و گاهی هم نا موافق :)

و

الحمدلله علی کل نعمه !

 

۰۲ اسفند ۹۸ ، ۱۴:۳۹
کوثر متقی

 من چی چی جون! هستم یک مسافر و ده سال میشه که در ترک اعتیاد به پرسیدن سوالات بی ارزشی که هیچ خیری در دونستنش نمی‌بینم به سر میبرم ... ماجرای تصمیم به ترکم بر می‌گرده به همون ده سال پیش: یه روز خانواده ام بهم اعتراااض کردند در باب این رذیله اخلاقی و به دنبالش گفتن اگه ذهنتو خالی کنی از "چرا ؟ چی؟ کجا؟ کی؟ "هایی که هیچ سودی واسه ات نداره ذهنت باز و رشدت آغاز میشه حوالی مغرب همون روز بین نماز مغرب و عشا با چادر نمازم -طبق عادت همیشگیم- راه افتادم که تلویزیون نگاه کنم، مجری برنامه ، مجری نیمه پنهان ماه بود اما نمی‌دونستم که خانم مهمان هم آیا همسر شهید بوده یا نه اما یادمه یه خانم چادر مشکی فوق روگیر بود که حرفای جدید و جذابی میزد، از عادت هاش می‌گفت ،ازین که بدون این که خانواده اش حس کنند در حد دکترا داخل حوزه درس خونده و... یه چیزی گفت که الان سال هاست با منه می‌گفت که استادی داشتم که بهمون می گفتن هر روز صبح بعد از نماز صبح یه دور تسبیح بگید به من چه  و یه حدیث هم گفتن با این مضمون که سوالی که نه خیر دنیا درش هست نه خیر آخرت نپرسید  و خاطره ای از دوستی ضمیمه‌اش کردن که حتی اعتراض کرده که تو چطور این همه نمی‌پرسی... یادمه تا چند دقیقه بعد از تموم شدن برنامه‌اش همین جوری نشسته بودم و به ارتباط حر‌ف های ظهر خانواده ام و حرف های الان این شخص فکر می‌کردم ... و این جوری بود که تصمیم گرفتم به کمپ ذهنی بروم... از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان اولش سخت بود ... روشم اول دور تسبیح بود و بعد هم هر وقت سوالی تو ذهنم ایجاد میشد با اون حدیث می‌سنجیدم که ببینم خیری داره واسم دونستنش؟ بعد هم به من چه گفتن هام زیاد شد. البته طول میکشه تا کامل از وجودت محو بشه اما همین که اراده ترکش کنی خودش کلیه!

 

پ .ن. یک: اگه دوز درگیری شخص معتاد به فضولی در زندگی مردم! بالا باشه، قطعا می گرده و خیری در پرسش‌اش پیدا می کنه! نکن این کارو! آخر این راه خوب نیست!

پ.ن دو : گاهی به تو چه هم در ذهنم میگم :)

پ.ن سه : سال جدید فرصتی برای تغییر ... هر کی اعتیادش یه چیزه دیگه؛ نه؟

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۸ ، ۰۷:۰۷
کوثر متقی

این پست حاصل توجه! من به زن هایی هست که تا حالا تو زندگیم دیدم... چند توصیه به ظاهر ساده اما کاربردی برای جوانان :) (قبلش اینم بگم که این توصیه ها  دو طرفه اس! و واسه خانم هام می تونه مفید باشه) توصیه های اخلاقی و نه فقط اسلامی

1. از دست پخت!( یا هر هنر دیگه) یک خانم تعریف خاص نداشته باشید مخصوصا اگه همسرتون در این زمینه مهارتی نداره و خزانه ی محبتش از جانب شما در این زمینه خالیه (مخصوصا در حضور خود اون خانم)

2. تا جایی که امکان داره تلفن همراه تون را از شماره همکار ، دانشجو و فامیل مونث نامحرم خالی نگه دارید در دراز مدت میتونه باعث ایجاد سوءظن بشه.

3. در حضور مادرتون از نوعروسش تعریف نکنید! شما به قصد اینکه محبت این دو تن را افزایش بدید این کار رو انجام میدید اما مادرتون حس می کنه گل پسرشو داره از دست میده و...

4. با خانم های دیگه در صورت غیر لزوم صحبتی نداشته باشید! گرم نگیرید و بلند نخندید! این مورد واسه نو عروس ها حساسیت زاتر هستش حتی نسبت به محارم آقا!!!

5. همسرتون را از محبت سیراب کنید! از دادن هدیه در حد توان بی دلیل و با دلیل .... از تشکر واسه زحمتاش ... از احترام بهش در جمع این کار باعث میشه حساسیتش به رفتار شما به زن های دیگه کم و کمتر بشه چون قلبا مطمئن میشه خودش شخص اول زندگی تونه.

6. در کارهای خانه مشارکت داشته باشید! منزل، هتل نیست!

7. بچه برای هر دو نفر هست نه فقط برای مادرش!

8. ویژگی های مثبتش را در ذهنتون پر رنگ کنید و هر از گاهی بهش بگید! با این کار هر وقت رفتار بدی دیدید ازش می تونید سریع یه ویژگی مثبتشو یادتون بیارید.

9. اگه سرتون به هر دلیلی خیلی شلوغ هست (کار و تحصیل ) این اطمینان را بهش بدید که الویت اول زندگیتون اونه و این تلاش ها واسه مهیا کردن شرایط زندگی بهتره  واسه اون.

 

دیگه چی؟! میشه ادامه اش داد دوست داشتید این لطف را داشته باشید.


عیدتون مبارک :)

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۸ ، ۱۰:۱۴
کوثر متقی
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۸ ، ۰۶:۵۴
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۶ بهمن ۹۸ ، ۱۱:۱۸
کوثر متقی

می‌گفت مطلبی خونده که داخلش نوشته بوده "خانم‌هایی که در سنین بالا بچه‌دار می‌شوند با بچه مهربان‌تر برخورد می‌کنند!" و به طور خاص اشاره کرده به این که سر بچه کمتر فریاد می‌زنند.

اطرافم می‌گردم و به مادرهایی که در سنین مختلف بچه دار شدن نگاه می‌کنم (نگاه ذهنی!)

چی میشه که یه خانم در سن سی و چند بچه دار میشه؟ به این می‌رسم که یا اون خانم دیر ازدواج کرده یا سن پایین ازدواج کرده و به هر دلیلی (که به خودش مربوطه) صلاح دیده که تا اون سن بچه ای نداشته باشه... خانمی که تا سن سی و چند صبر کرده و بعد بچه دار شده فرصت کافی داشته که به هر کاری که علاقه داره برسه از درس و سفر ماجراجویانه و... و در کل گشت‌هاشو زده و دیگه حسرتی به دلش نمونده جز آوردن یه شمبس گمبلی به این دنیا و در کل هم تو اون سن پخته‌تر از ده سال قبل‌شون هستند و اغلب صبورتر شدند

اما...

خانم‌هایی که در سنین پایین بچه دار شدند یا همزمان با مادری درس هم خوندند و بچه فرستاده شد به خانه‌ی عزیزان و نزدیکان و مهدکودک یا به خاطر فرزند قید ادامه‌ی تحصیلات عالی و کار را زدن و... این مادرها گاهی طفل خود را مقصر طی نکردن پله‌های ترقی می‌دودند و شاید دلیل بعضی از بی حوصلگی‌هاشون همین باشه که می‌تونستن بهتر باشند و حال دل خوشتری داشته باشند اما این که الان این حالات را ندارن تقصیر این طفل معصومه...شاید اگر بچه نمی‌داشتن هم به هیچ کدوم از آن درجات عالی نمی‌رسیدن اما...

دارم به این فکر می‌کنم که حق دارن سر بچه شون فریاد بزنند؟ نه هیچ کس حق نداره سر هیچ کس دیگه فریاد بزنه اما اگه زد بیا و مقایسه اش نکن نگو مادر بدیه شاید تو مادری کردن کمال گراست واسه همینه که بهش فشار اومده و اون یکی که اصلا هیچی نمیگه شاید کلا راحت گیره و ...

بعدش باز فکر می‌کنم و به این می‌رسم که در کل ازون جایی که هیچ کدوم از بنده‌های خدا را نمیشه شناخت! و ازون جایی که ما تو زندگی هیچ کس نیستیم و نمیدونم چی بهش می‌گذره بهتره خیلی زیبا(بدون قضاوت) از کنار این تیپ افراد و شرایط عبور کنیم  ...

 

 

عکس برداشت شده ازین پیج

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۸ ، ۱۱:۴۸
کوثر متقی