خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

جمعه, بهمن ۱۳۹۴

دوران طلایی

 

 

ماه اسفند را دوست دارم ...مخصوصا دو هفته ی آخرش را ... اما به همان نسبت از دو هفته اول فروردین بدم می آید!

می پرسی چرا؟

چرایش میرود به مهمانی هایی که هیچ گاه دلیل ازدیادش را ندانستم

خواستم بدانم... از خیلی ها پرسیدم :

1.

+برای رفع کدورت هاست

*این چه رفع کدورتی است که خود تازه کدورت می آفریند

2.

@برای صله ی رحم است.

*اما من هرکجای دین را بالا و پایین کردم و از کار بلد هایش پرسیدم هیچ کجا شرایط صله ی رحم را این طور تعریف نکرده بود

3.

#چون رسم است.

* چه دلیل محکمی o_O

 

از یک مشاور هم شنیدم که می گفت بعد از عید نوروز مراجعین دفترشان زیادتر می شوند

این یعنی یک جای کار این رسم می لنگد...مثل خیلی از رسم های دیگر که هیچ گاه دلیل قانع کننده ای برای برگزاری آن ها پیدا نشد

من نمی دانم اصلا باید چرایی پرسیده شود یا مثل خیلی ها فقط اجرا شود ...به خاطر حفظ احترامی احمقانه (و نه عاقلانه) ...صرفا چون از جانب بزرگتری مطرح شده است...و پرسیدن چرایی ماجرا می شود حمل بر بی ادبی و بی احترامی...ولی ناراحتی که  از پرسیدن چرا به وجود می آید،دلیلش  این نیست که پرسشگر بی ادب بوده است ، بلکه به این خاطر است که پرسش شونده پاسخی برای چرا نداشته ...تنها در ذهنش  دور گشته ...از خودش گرفته تا همه ی آن هایی که این رسم ها را  با تمام مخلفاتش هر سال و ماه و روز اجرا می کنند... و حرف و حدیثش را به جان می خرند اما نمی پرسند چرا؟...و حالا ...تو ...چون می پرسی...چون قبول نمی کنی ...می شوی سرکش

غافل ازین که اگر پای درد دل خیلی از همان اجرا کننده ها( این رسم و خیلی رسم های دیگر) بنشینی می فهمی این درد ، درد مشترک است

منتها آن ها هرسال می کِشند و جیک شان بر نمی آید تا هم خود و زندگی شان را در منطقه ی امن نگاه دارند و هم این که مبادا کسی ناراحت شود و به کسی بربخورد

 

حاصل چه می شود؟

دلخوری ها

نا آرامی ها

نا رضایتی ها

 

تا وقتی معنای ادب در نپرسیدن است
و اجرا کردن

و ماندن در منطقه ی امن

حاصلی جز این ندارد که رسم ها علاوه بر این که می مانند و می رنجانند

بلکه زاییده های منحوس تر از خود هم به بار می آورند

 

 

ضمیمه :

گاهی هم نباید پرسید چرا ...گاهی هم نباید دانست...گاهی باید گفت به من چه!

کی؟

وقتی با پرسیدن چرایت همان کاری را می کنی که با نپرسیدنش در وقت معین

پس این مهم است که چه زمانی بپرسی چرا

و چه زمانی بگویی به من چه

 

 

 

وقتی نسبت طرف مقابلت با تو این قدر دور هست(فاصله ی دل ها) که نمیدانی چرای فعلش را... پس بهتر است بگویی به من چه، چون اگر آن قدر نزدیک بودی نیاز به پرسیدن چرا نداشتی

 

 

منظور از ضمیمه :

گاهی وقت ها بهتر که به کار بقیه کاری نداشته باشیم و سرمون در لاک خودمون باشه

این وقت ها به جای این که از فرد مقابل بپرسیم چرا فلان کار را کردی بهتره بگیم به من چه ...

اگه اون واقعا حس نزدیکی باما داشت دلیل خیلی از کارهاشو واسمون میگه اگه هم نه همون بهتر که ازش نپرسیدیم و اونو تو تنگنا قرار ندادیم

الان بهتر شد؟

................................................................................................................................................


عبارت" دوران طلایی" برای افرادی که در کانون فرهنگی آموزش (قلم چی ) بوده اند آشنا است :)

دوران طلایی به ایام عید نوروز گفته می شود ... زیرا که همه ی دانش آموزان در حال هدر دادن وقت خود هستند اما کانونی ها ازین فرصت برای سبقت گرفتن از بقیه استفاده می کنند

نظرات ارشیو شد

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۳۰
کوثر متقی