خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

چهارشنبه, آبان ۱۳۹۹

چی شد؟

این کتاب :

 

همین؟ نه این تازه شروعش بود...

ماجرا این جوری بود که یکی از نزدیکانم این کتاب را به من برای خوندن دادن! رضا امیر خانی را نمی‌شناختم،تصویر روی جلدش را اصلا دوست نداشتم و وقتی چشمم به اون 10 روز با ره‌بر افتاد دلیل کافی پیدا کردم که نخونمش! یکی دو ماه بعد ازم سراغ گرفتن که  فلان کتاب چطور بود؟ گفتم نخوندمش هنوز! ایشون هم ارمیا و من‌او را بهم دادن برای خوندن.از اسم ارمیا خوشم اومد و شروعش کردم و خیلی دوستش داشتم بعد از اونم من او...قلم را پسندیدم،رضا امیر خانی را تا حدودی شناختم و دنیاش را دوست داشتم این‌ها انگیزه‌ای شد برای تورق و شروع خوندن کتاب داستان سیستان...کتاب،خوب شروع شد چون حس کردم نویسنده حزب اللهی (با تعاریفی که تا اون زمان از این عبارت داشتم )و افراطی نیست خوندم و خوندم و خوندم...

و این شد شروع تغییر نگاهم

مرجع تقلیدم تازه فوت شده بودن و به دنبال مرجع تقلید جدید میگشتم! این باعث شد جدی تر بشنوم، بخونم و پیگیر بشم...

 

چرا ره‌بر را دوست نداشتم؟ چون ره‌بر را نمی‌شناختم سنم و به تبع اون عقلم کم بود و ایشونو از روی مدعیان ولایت‌مداری قضاوت می‌کردم البته که اون‌هایی که من تا اون روز دیده بودم اندکی دچار افراط بودند اول از همه تیپ لباس پوشیدنشون واسه‌ام یه علامت سوال بزرگ بود که آخه چرا این همه گشاد این همه مشکی (این همه توجهم به ظاهرِ همه چی جدای از بصری بودن، به خاطر سنم بود شما به دل نگیرید لطفا)

چرا این همه تضاد این همه افراط این همه رفتار دگم...

اما اون شخصی که اون کتاب را به من داده بودن اون مدلی نبودن به واسطه ایشون با افراد ولایتی دیگه ای آشنا شدم که متفاوت بودن با اون‌هایی که من تا اون روز دیده بودم.

[دیدن آدم‌های جدید و یا حتی خوندن‌شون باعث باز شدن یه دریچه جدید به روی دنیا میشه واسه‌ام و باعث تغییر چارچوب‌های ذهنیم ]

به شخصه واسه‌ام هضم نمیشه یه نفر بگه ولایی هستم و ره‌بر را دوست دارم اما حرف‌هاشونو سلیقه‌ای برداره این چه دوست داشتنیه!!! به قول یه بنده خدایی که وقتی بهش گفته شده بود آخه اینی که شما انجام نمیدی و میگی خوب نیست را خود امام خمینی واسه بچه شون انجام داده بودن اون شخص هم پاسخ داده بوده که امام پیرو خط امام نیستن :)

 

حالا خودم چی؟ راستش یه مدت جوگیر شده بودم اما الان که سنی ازم گذشته سعی می کنم در دنیای واقعی خیلی عقایدم را بروز ندم. اون‌هایی که جدید باهام آشنا میشن به لطف خدا ^_^ کلا خیلی طول می‌کشه تا اونی که واقعا هستم را بشناسند و معمولا هم بدتر ازچیزی که هستم تصور میشم! برای همین تا چیزی پیش نیاد خودم هیچی نمیگم یه حس با نمکی هم داره وقتی حدس‌های دیگه در موردم زده میشه البته نمی ذارم خیلی شور بشه:) بگذریم.

نمیگم چون، یا ممکنه اون شخص شیطنت کنه و بخواد روی نروم پیاده روی داشته باشه یا یه رفتاری داشته باشم که بشم مثل همون دفع کننده‌ها.

عکس‌شونم ندارم راستش نه تو خونه‌مون نه تو گوشیم...همین حجابی که به سر دارم به حد کافی مسئولیت همراهش میاد و...

 

یعنی بحث پیش بیاد هم سکوت می‌کنم؟بستگی به طرفی داره که حرف میزنه و بستگی به چیزی که میگه!

آخرین بار یه نفر داشت مقایسه می کرد علاقه مردم کره شمالی به رهبرشون (کیم جونگ اون^_^) را با علاقه مردم ما به ره‌برمون و این که واسه خاطرش چه اشک‌ها که نمی ریزن و... گفتم ما اصلا مثل اون ها نیستیم برای همین تو یه خانواده ایرانی هم یه ضد نظام هست هم یه ولایتی هم یه بی تفاوت اما تو یه خانواده کره شمالی هم چین چیزی وجود داره؟ وقتی رهبر واسه‌شون مثل خداست و این همه قداست داره اون شخص دیگه چیزی نگفت منم ادامه ندادم.

 

 

جانم فدای رهبرم؟ نمی‌دونم واقعا نمی‌دونم ولی می‌دونم تو هر بحران منطقه‌ای یا اجتماعی با عملکردشون علاقه م بهشون بیشتر شده

آخریش هم  این تصویر بوده.

 

 

 

:)

دومین چالشی بود که درش شرکت کردم :) چه با نمکه این چالش ها:)

شروعش از "این جا" بوده ولی من از وبلاگ در" جستجوی کوچ" باهاش آشنا شدم

 

 

 

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۹/۰۸/۲۱
کوثر متقی

نظرات  (۲)

۲۱ آبان ۹۹ ، ۰۷:۳۱ دُردانه ‌‌

منم خوندم این کتابو:

http://nebula.blog.ir/post/937

پاسخ:
چه قشنگ بود🤩خیلی ممنونم برای اشتراکش👼 
+من جوابو ویرایش کرده بودم نمیدونم چرا حذف شده کلا🙈

چه مسئولیت گریز...!

 

سلام

ممنون خبر دادید. لینکتون و گذاشتم.

پاسخ:
مسئولیت گریز نیستم. شاید چون به میزان سنگین بودن مسئولیتش و عواقبش آگاهم
و چون زمانی خودم در سمت مخالف بودم و میدونم چه مدل رفتاری دفع کننده است

سلام
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">