خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

سه شنبه, آذر ۱۳۹۹

عروسی خوبان

میگه

اوایل انقلاب ازدواج کرده و تحت تاثیر حال و هوای اون روزها دچار زهد و پارسایی (شما بخوانید جوزدگی) شده و مراسم ازدواج را با چادر نماز و بر سر سجاده برگزار کرده.الان بعد از گذشت این همه سال با داشتن سه فرزند بزرگ در باغی مراسم عروسی با شکوهی ترتیب داده و لباس عروس پوشیده و سفره عقد چیده و بقیه مخلفات...

 

اولش نمیدونستم بخندم یا گریه کنم!

ولی یکمی که گذشت تو دلم تحسینش کردم که اینقدر شجاعت داشته که به جای این که یه "زشته" بلند بگه و تا آخر عمر در دلش حسرت لباس فلانی و عکس بیساری و ماشین عروس بهمانی را بخوره یه روز تصمیم گرفته تمومش کنه و به خودش این شادی را داده

 

تازه بچه هاشم تو مراسمش بودن خیلی خاص و جالب (البته برای ایران :بی)

 

 

+عروسی خوبان اسم یه فیلمه که من تا حالا ندیدمش

 


راستی دوستان نماز اول ماه یادتون نره یه وقت! چی؟ ماه دسامبر دیگه! آهان اون فقط برای ماه های قمری بود!

"ستاد گسترش شوخی های لوس و خنک"

 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۹/۰۹/۱۱
کوثر متقی

نظرات  (۸)

جالبه فک و فامیلش بهش نخندیدن؟ 

پاسخ:
این بنده خدا که میگفت که ریز ریز می خندید و تعریف می کرد
به نظرم کارش درست بوده :)

میگم خوبه که فک و فامیلش ضایعش نکردن و از دماغاش درتیاوردن

خوبه که نترسیده از حرف مردم 

خوبه که شوهرش پایه بوده برا همچی خل و چل بازیایی

پاسخ:
احتمالا جوانبشو سنجیده و دل به دریا زده :)

شاید هم تو اون سال هایی که این چیزها واسه اش حسرت شده بوده کلافه شده بوده و نهایتش ختم شده به این حرکت با نمک :دی
۱۱ آذر ۹۹ ، ۱۲:۴۶ خانم ۲۹۱۲

خوبه همسرشونم همراهیشون کرده:)

پاسخ:
آرهههه:)
شاید اون بنده خدا هم حسرت داشته
شاید هم حسرت نداشتن همسرش واسه اش مهم بوده :)
۱۱ آذر ۹۹ ، ۱۴:۵۸ جوینده آرامش

سلام

اینکه شجاعت به خرج داده و نخواسته این حسرت به دلش بمونه خوبه واقعا

ولی از اساس با این نوع حسرتها زیاد موافق نیستم یعنی به نظرم این نوع حسرت ها آدمو توی مسیر جلو نمیبره بلکه متوقف میکنه

پاسخ:
سلام


موافقم ولی راستش به نظرم وقتی یه چیزی به شکل حسرت می مونه به دل یه شخص که در پس انجام دادن یا ندادنش باور عمیق قلبی وجود نداشته باشه
بلکه تحت تاثیر دوست و جو یا حتی نبود امکانات یه حرکتی انجام شده مثل همین بنده خدا که مراسم ازدواج را برگزار نکرده
۱۱ آذر ۹۹ ، ۲۰:۱۶ جوینده آرامش

بله درسته اصلا شاید بعضی حسرتها به خاطر همین که در کاری باور عمیق قلبی وجود نداره ایجاد میشه و بعضی دیگه جور دیگه ای که خودمون هم در ایجادش دخیل نبوده و نیستیم؛ درکل به نظرم ذهن اگر درگیر هرنوع حسرتی بشه دیگه متعالی فکر نمیکنه

 

 

+ کمی که فکر میکنم میبینم نوع اول از نظر من میتونه اسم عقده روش گذاشته بشه البته نه به معنای منفی ای که همیشه ازش استفاده میشه عقده در لغت به معنای گره هست و این یعنی یه گره که در ذهنت داری و باید بازش کنی

پاسخ:
موافقم باهاتون داخل "این پست" هم اندکی به این مسئله اشاره داشتم (لینک هستش)

عقده گاهی بی صدا ایجاد میشه و ممکنه وقتی  بفهمیش که شاید گرهش کور شده باشه یا دیر شده باشه واسه بازگشایی برای همین به نظرم هرکی تو هرکاری باید متناسب با ظرفیتش پیش بره
مثلا اگه از بچگی عاشق لباس عروس و مخلفات بوده و نتونسته با زیاد کردن ایمانش و... این عشقو کم کنه همون بهتر که نذاره بمونه به دلش

۱۱ آذر ۹۹ ، ۲۱:۰۲ صـــالــحـــه ⠀

به نظرم اگر یک صدم هزینه اون عروسی رو خرج خریدن چند کتاب مفید یا خرج رفتن به یک همایش اعتماد به نفس یا جذابیت یا nlp استاد حورایی (صرفا برای مثال گفتم) می‌کرد و ذهنش و باورهاش رو تغییر میداد گرچه کار سخت تری بود ولی لذت پایدارتر و عمیق‌تری رو تجربه می‌کرد.

به نظر من اینجور جسارت به خرج دادن ها خیلی قابل ستایش و تحسین نیست. بااحترام به نظرات بقیه دوستان البته. چرا که از صفت شجاعت که نشات گرفته از عقل و عقلانیت هست نیست.

پاسخ:
با ایده های قشنگت موافقم ولی به نظرم بعضی چیزها کار هرکسی نیست تغییر باورها در نگاه اول عالیه ولی قدم در راه گذاشتن و پیش رفتن واسه بعضی سخته
و شاید این بنده خدا هم تو همون سال ها با این حسرتش مبارزه می کرده که تونسته دوام بیاره تا یه حدی ولی احتمالا از اولش چون با باور قلبی این حرکت را انجام نداده بوده واسه اش شده حسرت برای همین به نظرم بهترین تصمیم را گرفته

 اون شخصی که واسه م تعریف می کرد میگفت مدل ازدواج خودش هم همین جوری بوده یعنی با چادر نماز و... اما هنوز هم از عملش راضیه و می گفت اگه منو رها کنی می خوام همه پول هامو بدم به نیازمندها و... کلا فازش فرق می کرد و مشخص بود با باور اون کار را انجام داده

راستش خودم هم اولش که شنیدم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم ولی به نظرم آدم ها باید ظرفیتشون را بشناسن و متناسب با اون برخورد کنند
ظرفیت آدم ها و آرمان هاشون فرق داره
حتی ظرفیت یه نفر تو حیطه های مختلف متفاوته ممکنه تو یه سری مسائل بتونه زاهدانه رفتار کنه ولی تو یه سری دیگه نه
۱۲ آذر ۹۹ ، ۰۶:۵۳ صـــالــحـــه ⠀

موافقم باهات :) مخصوصا اینکه آدما باید ظرفیت خودشونو بشناسن!

اون چیزی که بیشتر برای من ناراحت کننده است اینه که مردم وقت و انرژی‌شون رو صرف تغییر دادن زندگی مادی شون می‌کنند اما با باورها و زیربناهای فکری شون هیچ کاری ندارند. :/

پاسخ:
آره این خیلی مهمه خیلی
آدم ها این قدر سر خودشونو شلوغ می کنند(با چیزهای بد، خوب و خنثی) که اصلا یادشون میره یه چیزی به اسم "خود" دارن برای همین نیازی به شناختنش و تغییرش نمیبینند :(
۱۴ آذر ۹۹ ، ۲۱:۵۰ بانوچـه ⠀

کاش برای از بین بردن همه‌ی حسرت‌های زندگی فرصت دوباره‌ای بود.

پاسخ:
اوهوم...
کاش زود بتونیم تشخیص بدیم که اگه الان فلان اتفاق نیفته حسرت میشه واسه ات و...🙁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">