خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

چهارشنبه, فروردين ۱۴۰۰

بی‌باک شو

به سال های رفته که نگاه می‌کنم می‌بینم از همه‌ی آدم‌ها -از دور تا نزدیک- همواره انتظار داشته‌ام که روحیه شهودی داشته باشند و  خودشان بفهمند که من چه نیاز و درخواستی دارم! یا طی طریقت کرده باشند و بتوانند ذهن من را بخوانند و بدانند که الان در ذهنم چه می گذرد و چرا گرفته‌ام...یا گاهی فکر کردم این که نیاز و درخواستم را مستقیم بگویم خیلی زیبا نیست برای همین تا توانستم پیچش دادم! مثلا نگفتم من پفک می‌خواهم! گفتم آن نارنجی پوشان موجود در قفسه‌های آبی مغازه‌ی آقای "م" بسی رنگ‌شان با قفسه ناهم‌خوان است چه بهتر میشد اگر به کابینت خانه‌ی ما میامد! یا خیلی وقت‌ها همین را هم نمی‌گفتم و فقط به نارنجی پوش نگاه می‌کردم!

 

چند وقتی است که دارم تلاش می‌کنم نیازهایم را به طور شفاف و قاطع در پیامی کامل! به سمع و نظر عزیزانم برسانم...آن ها هم خیلی راحت‌تر منظور من را متوجه می‌شوند و ...

البته قبل از آن دارم تلاش می‌کنم خودم احساساتم را درست متوجه شوم^_^

 

اندر محاسن آموختن این که بتوانیم درخواست‌ها و نیازهایمان را به طور شفاف بیان کنیم یک مثال پر تکرار دارم:

آقا پسری که سال‌ها به خواستگاری رفته...به خانواده دختر و خانواده خود زحمت داده بعد هم آمده روی دختر مردم چند ایراد خیلی سنگین گذاشته و حتی از معرف شاکی شده و... و در نهایت کاشف به عمل آمده که در تمام این سال‌ها دل در گرو فلانی (دختر فامیل دور مثلا) داشته و در نهایت با او پیمان ازدواج می‌بندد و... 😐 خب! این همه وقتِ رفته و دل شکسته و هزینه روانی و انرژی گذاشته شد اگر از اول به نزد پدر یا مادر یا هردو می‌رفت و می‌گفت "من دل در گرو فلانی دارم می شود برایم خواستگاریش بفرمایید" خدا پسندانه‌تر نبود؟

 

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۰/۰۱/۱۸
کوثر متقی

نظرات  (۴)

منم معمولاً همین طوریم و سخته برام مطرح کردن دقیق چیزی که میخوام و سعی میکنم کمش کنم این ویژگی رو چون گاهی وقتا به خود آدم ضربه میزنه =]

الانم یه چیزی مطرح کنم 

راستش من یک کانال تلگرامی دارم ( که البته متعلق به همه ی اهالی دنیای وبلاگ نویسیه) که توش پست های قشنگ و جالب وبلاگ هایی که میبینم و میخونم رو با ذکر اسم وبلاگ و نویسندش و لینک اون پست نشر میدم تا بیشتر دیده و خونده بشن. شاید این کار رونق بده به وبلاگ هامون و راحت تر نوشته های مطابق سلیقمون رو پیدا و دنبال کنیم.

به تازگی وبلاگ و پیج اینستا هم براش راه انداختم تا گسترش بدیم این مسیر و هدف رو. 

اگه دوست داشتی تو جمعمون باشی، از نوشته هات استفاده بشه یا اینکه فقط تو وبلاگ لینک بشی بهم بگو ^^

اینم آیدی کانال @Blog_Reader

و آدرس وبلاگ blog-reader.blog.ir 

پاسخ:
با ضربه موافقم...اصلا تو این زندگی هرچی پر رو تر باشی برنده ایی البته نمیدونم باید بگم خوشبختانه یا متاسفانه :)

سلام خوش آمدید
چه طرح زیبایی یه کانالی قدیم ها به اسم وبلاگ زنان از وبلاگ های خانم ها فقط مطالبشون را نشر میداد الان شما حرکتتون جامع تر میشه با این حساب ...موفق باشید
ممنون برای لینک ها

چرا بود.

 

عکس چی توز منو یاد اولین باری انداخت که داداشم منو برده بود پارک بعد یک دکه کوچیک کنار لوازم بازی بود من چشمم به پفکا افتاد. روم نشد بگم پفک میخوام به داداشم گفتم اینا فروشی اند؟! :))))

باز خداروشکر داداشم سریع گرفت. گفت یعنی برم بخرم ؟ گفتم نه همینجوری پرسیدم (همچنان انکار میکردم) خلاصه رفت خرید دیگه. بهم گفت ولی این اخرین بار بود خریدم اینا ضرر داره. دیگه روزای بعد که باهم میرفتیم پارک برام نمیخرید:| 

پاسخ:
والا :)


:))) دقیقا می فهمم چی میگی ... حالا من می گفتم "وای چه این قشنگه" بعد ازون جایی که تعداد"وای چه این قشنگه" هام بالا بود مصلحت این بود فقط تایید بشم :))
اما الان مثلا میگم این گزینه ی مناسبیه برای هدیه تولدم :) یا میگم اگه یه روزی خواستید منو شاد کنید با یکی ازین ها این کار را انجام بدید :دی
۱۸ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۲۸ جوینده آرامش

سلام

خیلی خوبه بتونیم اون چیزی که توی دلمونه رو واضح بیان کنیم خیلیا قادرن این کارو بکنن و خیلیا هم نمیتون و همیشه عواقبش گریبانگیرشون میشه!

به نظرم به روحیه درونگرا یا برونگرا بودن افراد هم ربط میتونه داشته باشه.

پاسخ:
سلام بر شما :)

موافقم باهاتون... نوشتن هم می تونه مفید باشه به جای گفتن ... انتقال حس ها به روش صحیح خیلی کمک کننده اس

موافقم قطعا این ویژگی اثر داره ...
البته من در گروه برونگراهای  با توقع نا به جا بودم یعنی می تونستم بگم اما نمی گفتم =در کل انتظار به جایی نیست که گفته بشه "خودش باید بفهمه"

وای چقدر من بودم :(

پاسخ:
الکی خودمونو اذیت می‌کنیم:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">