خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

ایران در نظر من یک بانوی با اصالته که چند صد سال پیش از اسب افتاده،برای همین یه سری اجازه کولی گرفتن ازش را به خودشون دادن ... ولی ازونجایی که آدم با اصالت کولی دادن را زیاد تاب نمیاره یه روز به خودش اومد و خواست بشه همون ایران سابق...مستقل و محکم... این سختی ها این ت ح ر ی م ها همه واسه اینه که مثل قبل باز بشه ازش کولی گرفت ...اما این ایران دیگه ایران قبل نمیشه...شاید لباس هاش مثل قدیما خوش رنگ و آب نباشن شاید سفره اش رنگین که هیچ، گاهی خالی باشه اما اون انتخابشو کرده و پاش واستاده

 

 

هیچ وقت شرکت نکردن تو انتخابات جز گزینه هام نبوده ... شرکت نکردن مثل قهر کردنه هر دوش راه منفعلانه است ...اما پیش اومده گزینه سفید رای دادن بیاد جز گزینه های روی میزم!(سال ۹۲) به خودم گفتم سفید انداختی بعدا حق اعتراض نداری ها! چون خودت نخواستی به موقعش از حقت استفاده کنی چون خودت انتخاب کردی سکوت کنی...

 

 

یکی از آسیب های بزرگی که ایران دیده درگیر شدن با پدیده ریاکار پروری بوده ...حاصلش هم این شده که سخت اعتماد می کنیم...

آقاهه با یقه آخوندی و ریش و مدل صحبت کردن خیلی موقرانه سال ها در مسئولیت های اجرایی مختلف حضور داشته بعد یهو کلی حق ملتو تلکه میکنه و میره اولین حرکت هم برگشت به ظاهر واقعیشه!

یا با تیپ ساده و ماشین قراضه میاد اولش هم به نظر بد نیست اما چشمش به ایران و ثروت اجدادیش و پتانسیل های خدادادیش که میفته فامیلو خبر میکنه همگی بیان تا نسل های بعدشونو به فیض برسونند

یا با فن بیان خوب و اعتماد به نفس و شعارهای جوان فریب میاد بعد زیر بار مسئولیت سنگین این قدر کم میاره که دور بعد مجبور میشه نیروی کمکی بیاره اون به جاش حرف بزنه!

یا خوبه اما نمی تونه حرف بزنه...

{وی چند خطی از آرزوهایش سخن می گوید:}

شاید واسه همین مناظره هاشونو که میبینم احساس می کنم در حال مشاهده مسابقه مافیا هستم...همه سعی دارن خودشون را شهروند معرفی کنند اما این که کدوم راست میگه و شهروند واقعیه و کدوم دروغ میگه و علاوه بر این که شهروند نیست یک پدرخوانده ی داغونه هنر تماشاچیه!

به شخصه ازین هنر بی بهره ام برای همین ترجیحم اینه که ببینم مافیا باز های حرفه ای تشخیص شون چیه و نگاهشون به کدوم سمت چرخیده

 

البته که این دوره هم مثل دور قبل انتخاب سخت نیست!

 

پیوست:

وقتی کشورت مثل خانواده ات باشه  هیچ وقت نمیگی الان که شرایطش داغونه و درگیر بد بختیه! ولش کن هر موقع شکوفا شد به من زنگ بزنید من فعلا با این خانواده نسبتی ندارم...بعد که از دل طوفان ها رد شد و به شکوفایی رسید یهو قربون صدقه اش بری و...

بلکه میری هر کمکی از دستت بر میاد به خانواده ات میدی تا زودتر سرپا بشه تا غرق نشه تا بی خانواده نشی

هر کمکی یعنی حتی شده به اندازه جابه جا کردن یه وسیله ،به گفتن اگه کاری داشتی به من بگو و...

 

اگه سیاستت تو زندگی مدل اوله یعنی سیم کشیت مشکل داره بهتره بکوبی از نو بسازی چون دیر با زود با یه نسیم ملایم نظام وجودیت خود به خود فرو میریزه. بکوب با پی ریزی اصولی و درست کردن زیر ساخت ها یه بنای آبرومند برو بالا ... و من الله التوفیق.

۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۰۰ ، ۰۴:۴۴
کوثر متقی

 این پست صرفا یه خاطره نویسیه! از انتخابات و ارزش دیگه ای نداره.

واکنش من در حین دیدن مناظره نامزدهای انتخابات ۱۴۰۰ شبیه این خانومه بود :

 


مدت زمان: 6 ثانیه 

بعد با خودم فکر می کردم اگه اینا تائید صلاحیت شدن پس اون هایی که تائید صلاحیت نشدن چه جوری بودن؟!

یکی شون که ...

بی خیال ...

#انتخاب_آسان

#کودک_درون_نامزدها

🌳🌳🌳

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۵۱
کوثر متقی

 

واقعا؟

:(

 

منبع عکس

۱۴ خرداد ۰۰ ، ۰۳:۳۸
کوثر متقی

 


دریافت
مدت زمان: 59 ثانیه 

من تا حدودی با صحبت های این جوان موافقم 

البته به این معنی نیست که⚠️ چرا⚠️ در ذهنم نقش نبسته باشه ها بلکه به این معنیه که میدونم قطعا این چرا یه زیرای محکمی داشته که به این بهم ریختگی های ریز بیارزه =پس اعتماد میکنم.

 

نمیدونم چرا مدام تصویر دونده ای واسه ام تداعی میشه که چون خیال میکنه داره اول میشه دیگه اون قدرها تلاش نمیکنه و در نهایت کاپ قهرمانی میرسه به پشت سریش!

 

 

 

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۰ ، ۰۸:۰۳
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ خرداد ۰۰ ، ۱۲:۵۱
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۲۴
کوثر متقی

هروقت این قسمت از فیلم "کتاب قانون" را می‌بینم به این فکر می‌کنم که چطور یک نفر به حدی می‌رسد که درباره مسائل شخصی زندگی دیگران که هیچ درگیری برای او و زندگیش نخواهد داشت و فقط و فقط به خود آن شخص مربوط است این همه دقت می‌کند و این طور با حرص حرف می‌زند...

علمی‌ها زودتر از من فکر کرده‌اند و رسیده‌اند به این که آدم‌های بیکار ،بیمار و بدبخت به زندگی دیگران زیاد کار دارند ...ذره بین می‌گیرند دستشان و شروع می‌کنند به واکاوی دلیل مزدوج شدن/نشدن یا بچه دار شدن/نشدن چاق/لاغر شدن پولدار/فقیر شدن و... دیگران

قسمت تراژدی ماجرا آن جاست که تهمت هم قاطی غیبت های‌شان می کنند و پایش بیفتند محاکمه و دادگاه گروهی بدون حضور متهم برگزار می‌کنند و اتفاقا به نتیجه هم می‌رسند

 

آخر یکی نیست بگوید:

به تو چه فلانی چرا تا حالا ازدواج نکرده است!

دوستش داری و نگرانش هستی؟ برایش مورد مناسب معرفی کن

به تو چه فلانی چرا بچه ندارد!

یا دلش نخواسته به هر دلیلی یا مشکل داشته که در هر دو حالت به تو ربطی ندارد

به تو چه فلانی چرا جراحی پلاستیک انجام داده.

از تو زیباتر شده؟ خواستگارهایش بیشتر شده؟ اعتماد به نفسش بالا رفته؟ تو هم برو رنج جراحی را بکش عمل کن تا زیبا شوی قبل از آن روح رنجورت را مرهم بگذار

به تو چه فلانی خسیس است.

نگرانی هدیه سنگین ببری جبران نکند؟ هدیه سبک ببر!

 

می گویی مهربانی و نمی توانی بی خیال گذر کنی؟

تعریف علمی مهربانی حساسیت نسبت به رنج خودمان و دیگران است. وقتی رنج شخصی را می‌بینی و می‌بینی دارد اذیت می‌شود نتوانی بی تفاوت از کنارش بگذری و در عمق وجود تمایل آگاهانه داشته باشی تا رنجش را کاهش دهی و در رفتار به شکل متعهدانه برای کاهش این رنج اقدام کنی.

 

ولی عمل تو اسمش مهربانی نیست بزرگوار! فقط داری عملت را توجیه می کنی با عرض معذرت باید بگویم  این فعل اسمش فضولی است و خ..ز..  (شاید هم ع..م..)

خلاص

این جنس کنجکاوی ها خیلی زشت‌تر است مخصوصا برای تو، آره تو ،توی تحصیل کرده ...توی دکتر... توی مهندس... تویی که ادعای دین ات می شود...سرت را بکن در زندگی خودت هر روز هم موقع درگیر شدن برای مسائلی که خیر دنیا و آخرت برایت ندارد زیاد به تو چه را تکرار کن

 

+اصلا آدمی که دین دار واقعی باشد -یعنی نیتش اول و اخر رضای خدا است- به صورت اتوماتیک با کلاس می شود چون علاوه بر این که در زبان غیبت و تهمت ندارد آن سه مولفه ذکر شده(بی کاری بیماری بدبختی) را به خاطر پایندی به موازین شرع درمان کرده است و حتی در همان ذهن هم غیبت نمی‌کند و تهمت نمی زند...

+حجرات 12 :)

+فِت فِتو در لهجه کرمانی به افرادی گفته می شود که پر حرف هستند.(آموخته شده از پیج من لهجه دارم)
 

نفس عمیق ^_^ 

 

 

۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۵۸
کوثر متقی

مستند "خودکار" درباره زندگی علی اکبر رفوگران است! اولین تولید کننده خودکاردر ایران.

اولش که شروع به دیدن مستند کردم خیال کردم اوج داستانش همین رفتارهای هوشمندانه تحریریان در پیشرفت شغلیش و زمان گرفتن نمایندگی خودکار بیک از آقای بیک و بعدتر ماجرای تولید مداد سوسمار است اما هر چه داستان جلوتر رفت دیدم روایت بیشتر روایت ایمان عمیق قلبی است به راهی روشن و عشقی عمیق‌تر به وطن...

رفوگران(تحریریان) را بیشتر از این که باهوش،با پشتکار و زرنگ  ببینم با ایمان و با اخلاق دیدم...

 

دوستش داشتم و بیشتر پیشنهادش میدهم به آن هایی که از شرایط ایران خسته شده‌اند و تحمل و کنار آمدن با سختی‌هایش برایشان سخت تر شده...

و به آن‌هایی که در مسیر رسیدن به اهدافشان به محض دیدن کوچکترین مانع یا شنیدن اولین نه نا امیدی راحت خانه می‌کند کنج دلشان.

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۳۰
کوثر متقی

ماتیلدا یه دختر خوب و نابغه طوره که تو یه خانواده ناهم‌خوان به دنیا اومده و...

منظورم از ناهمخوان بودن اینه که داشتن یه دختر آروم و مهربون که قبل از رفتن به مدرسه خوندن و نوشتن می دونه و محاسبات ریاضی را به راحتی انجام میده واسه شون ارزش نیست چون که خودشون علاوه بر این که اهل علم آموزی نیستن بسیار متقلبن و قانون را با افتخار دور می‌زنن و...

 

 

به نظرم یکی از نعمت هایی که خدا به بنده هایش میده اینه که جایی قرارشون بده که قدرشون دونسته بشه...بعضی آدم ها مثل بذر مرغوبی بودن که تو شرایط نا همخوان رشد کردن (مثلا شرایط یه خانواده برای کشت خرمای زاهدی مناسب بوده اما یهو خرمای برحی درش سبز میشه! (اینجا:دی))  این تیپ افراد برای ادامه مسیر زندگی‌شون چند راه دارن:

*ضعیف باشن و بدون هیچ مقاومتی همراه بشن با جریانی که درش هستن و در کنارش یا همواره از خودشون ناراضی باشن یا کلا بی خیالی طی کنن...

*قوی باشن، مسیر مناسب خودشون را پیش بگیرن و برای رشدشون تلاش داشته باشن...

*بشینن، غصه بخورن که آخر چرا من باید این جا می بودم!

 

 

واسه راه دوم شدیدا بن سای به ذهنم  میاد... شاید به عظمت یه درخت نباشه اما اصالتش را نشون میده چه بسا که در حد خودش به حاصل هم بشینه فقط کمی بیشتر باید تلاش کنه...

 

 

این که دنیا و زندگی را در بند بدونی یا دربند بستگی زیادی به طرز فکر و نگاهت داره.

 

 

+مثال خانواده زدم چون فرد اختیاری برای انتخابش نداشته  وگرنه هستن افرادیکه با انتخاب ناصحیح خودشون در جایی قرار دارن که علاوه بر این که ارزشهاشون ارزش تلقی نمی شه بلکه مذمت هم میشه

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۸:۰۳
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۴۵
کوثر متقی