خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

۱۴ مطلب با موضوع «سال ۱۴۰۰» ثبت شده است

بعضی از آدم ها همیشه گوشه ذهنشون اینه که مرغ همسایه غازه ،سختی و مشکل فقط برای اوناست بقیه در فردوس برین سکنا گزیدن حاصلش این میشه که تو کل زندگی همیشه شاکی و معترض به خالق و مخلوق هستن ...

بعضی ازین بعضی ها که اهل تحمل نیستن  تصمیم میگیرن برن خونه همسایه تا روی چمن سبزتر اون، بقیه زندگی شون را بگذرونند غافل از اینکه رنج از زندگی بنی بشر جدا شدنی نیست... چه بسا خونه همسایه فقط شکل رنج هاش متفاوته و حتی گاهی سختتره ...

البته واسه بعضی این تغییر جنس سختی مطلوبه و با علم قدم در راه میگذارن

 

 

 

‌"باتلاق وان" یه مستنده و روایت افرادی را میکنه که به امید داشتن زندگی قشنگتر از راه های غیر قانونی ایران را ترک کردند... در اصل قصدشون این بوده که از شهر وان ترکیه به عنوان پلی برای رفتن به کشورهای پیشرفته استفاده کنند ولی اوضاع اون جوری که میخواستن پیش نرفته و داخل شهر وان که به تعبیر یکیشون جهنم سبزه اقامت چند ساله پیدا کردند (تعبییر باتلاق وان توسط یکی از همین مهاجرین استفاده شد و...)

 






یکی از هدف های امسالم نشر کمتر پست بود... ماکسیمم سی پست که اگه عادلانه بخوام قسمت کنم سهم نیمه اول امسال تمام شد...

 

چرا این هدف را گذاشتم؟به دلایل مختلف:) ولی یکیش این بود که یه حسی از اواخر سال گذشته میگه وبلاگ نویسی بسه تا کی میخوای بمونی اینجا! تو از اول قرار نبود این همه سال وبلاگ نویس باشی! من هم همین جور مقاومت داشتم عاقبت با مادربزرگ وجودم مشورت کردم ایشون فرمودن "باش ولی کم باش"

ولی حسه بی خیال نشد ...

 البته هنوز نتونسته قانعم کنه!خلاصه که فعلا هستم ولی کم هستم تا ببینم چی پیش میاد

:)

تا نیمه دوم سال ،فعلا🙋‍♀️

به روز رسانی: تا اسفند ماه🙋‍♀️

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۰۰ ، ۱۳:۲۰
کوثر متقی

 

 

ایشون 4 سال و 9 ماه و 1 هفته و 2 روز 6 ساعت قبل آپلود شدن ولی هیچ وقت منتشر نشدن ...

امروز گویا روز قلم هست ...چه بهانه ای بهتر از این واسه نشرش :)

 

#روضه_طور

۱۴ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۶
کوثر متقی

بیا از گذشته حرف بزنیم...

 

 

فکر کنم حداقل یه قسمت از این تله فیلم(؟) سریال طور را هممون دیده باشیم ...ماجرای سه خانم سن بالا که به صورت گروهی ایران گردی دارن... مشهد و شمال و جنوب و یزد و... چیزی که بین خانم های هم سبک و هم سن شون تو ایران کمتر دیده میشه و شاید در حد همون سفرهای زیارتی بمونه و دیگه سفر تفریحی قرتی بازی تلقی بشه اونم تفریح از نوع جوانانه :)

فیلمش را دوست دارم و شدیدا خواهان اینم که اگه سفر دنیاییم تا اون سن کشدار شد حتما این مدلی پیر بشم... یه پیر که با وجود از سر گذروندن فراز و نشیب های زیاد دنیا به جای انتخاب انزوا یا انتظار از اطرافیان خودش بزنه به دل کوه و دشت و قوی بمونه که ضعیف تو این دنیا چیزی عایدش نمیشه جز غصه

 

یک سال دیگه از سفر دنیایی من گذشت ...

به نظرم یکی از چیزهایی که تو این سفر دنیایی لازمه داشته باشیش، قدرت بخشیدنه... کینه سنگین میکنه و زمین گیر... اگه بدونی همسفرهات صرفا همسفرن و این لطف از جانب خداست که بعضی هاشون به حضور تو نیاز دارن... همسفرهایی که هر کدوم سفرنامه ای دارن که تو ازون بی خبری ...حتی اون زمانی که با تو در سفر مشترکی هم هستند باز هم سفرنامه شون از تو جداست =ازشون دلگیر نشو و کسی را دلگیر نکن که این سفر هم انتهایی داره ...

با همسفرهات مدارا کن تا به خودت هم بیشتر خوش بگذره...

 

 

یکی دیگه از چیزهایی که برای سفر بهش نیاز داری اینه که بدونی تو طول سفر اگر خطر سقوط حس کردی اول ماسک اکسیژن خودت را بزن تا بتونی به کنار دستیت هم یاری برسونی =هوای خودت را همه جوره داشته باش

برای طول سفر کوله پشتی خودت را پر نگه دار که اون وقت هایی که فرازو نشیب ها ازت انرژی گرفتن و توان نداشتی بری از مغازه! توشه تهیه کنی بتونی از اندوخته ات تغذیه بشی و حتی به همراهات هم تغذیه رسانی داشته باشی

به توانایی ها و محدودیت هات واقف باش! به خودت زور نگو همه اهل فتح قله اورست نیستن

البته این به این معنی نیست که خودت را باور نداشته باشی و از دامنه هیچ کوهی تکون نخوری با تمرین خودت را قوی کن تا بتونی در حد توانت رو به جلو حرکت کنی

هرچند وقت یه بار هم از خودت بپرس : رو به رشدی عزیز؟

 

 

یکی از روزهای پیش رو تولد منه میشه لطفا بهم اسم یک کتاب خوب یا یه فیلم خوب یا یه جمله خوب متحول کننده! هدیه بدید؟

تا حالا کسی خودش اومده بود بهتون بگه به من هدیه بدید؟

:دی

:)

منبع عکس دوم

۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۰۰ ، ۰۷:۰۵
کوثر متقی

 


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه

۰۷ تیر ۰۰ ، ۱۰:۳۵
کوثر متقی

ایران در نظر من یک بانوی با اصالته که چند صد سال پیش از اسب افتاده،برای همین یه سری اجازه کولی گرفتن ازش را به خودشون دادن ... ولی ازونجایی که آدم با اصالت کولی دادن را زیاد تاب نمیاره یه روز به خودش اومد و خواست بشه همون ایران سابق...مستقل و محکم... این سختی ها این ت ح ر ی م ها همه واسه اینه که مثل قبل باز بشه ازش کولی گرفت ...اما این ایران دیگه ایران قبل نمیشه...شاید لباس هاش مثل قدیما خوش رنگ و آب نباشن شاید سفره اش رنگین که هیچ، گاهی خالی باشه اما اون انتخابشو کرده و پاش واستاده

 

 

هیچ وقت شرکت نکردن تو انتخابات جز گزینه هام نبوده ... شرکت نکردن مثل قهر کردنه هر دوش راه منفعلانه است ...اما پیش اومده گزینه سفید رای دادن بیاد جز گزینه های روی میزم!(سال ۹۲) به خودم گفتم سفید انداختی بعدا حق اعتراض نداری ها! چون خودت نخواستی به موقعش از حقت استفاده کنی چون خودت انتخاب کردی سکوت کنی...

 

 

یکی از آسیب های بزرگی که ایران دیده درگیر شدن با پدیده ریاکار پروری بوده ...حاصلش هم این شده که سخت اعتماد می کنیم...

آقاهه با یقه آخوندی و ریش و مدل صحبت کردن خیلی موقرانه سال ها در مسئولیت های اجرایی مختلف حضور داشته بعد یهو کلی حق ملتو تلکه میکنه و میره اولین حرکت هم برگشت به ظاهر واقعیشه!

یا با تیپ ساده و ماشین قراضه میاد اولش هم به نظر بد نیست اما چشمش به ایران و ثروت اجدادیش و پتانسیل های خدادادیش که میفته فامیلو خبر میکنه همگی بیان تا نسل های بعدشونو به فیض برسونند

یا با فن بیان خوب و اعتماد به نفس و شعارهای جوان فریب میاد بعد زیر بار مسئولیت سنگین این قدر کم میاره که دور بعد مجبور میشه نیروی کمکی بیاره اون به جاش حرف بزنه!

یا خوبه اما نمی تونه حرف بزنه...

{وی چند خطی از آرزوهایش سخن می گوید:}

شاید واسه همین مناظره هاشونو که میبینم احساس می کنم در حال مشاهده مسابقه مافیا هستم...همه سعی دارن خودشون را شهروند معرفی کنند اما این که کدوم راست میگه و شهروند واقعیه و کدوم دروغ میگه و علاوه بر این که شهروند نیست یک پدرخوانده ی داغونه هنر تماشاچیه!

به شخصه ازین هنر بی بهره ام برای همین ترجیحم اینه که ببینم مافیا باز های حرفه ای تشخیص شون چیه و نگاهشون به کدوم سمت چرخیده

 

البته که این دوره هم مثل دور قبل انتخاب سخت نیست!

 

پیوست:

وقتی کشورت مثل خانواده ات باشه  هیچ وقت نمیگی الان که شرایطش داغونه و درگیر بد بختیه! ولش کن هر موقع شکوفا شد به من زنگ بزنید من فعلا با این خانواده نسبتی ندارم...بعد که از دل طوفان ها رد شد و به شکوفایی رسید یهو قربون صدقه اش بری و...

بلکه میری هر کمکی از دستت بر میاد به خانواده ات میدی تا زودتر سرپا بشه تا غرق نشه تا بی خانواده نشی

هر کمکی یعنی حتی شده به اندازه جابه جا کردن یه وسیله ،به گفتن اگه کاری داشتی به من بگو و...

 

اگه سیاستت تو زندگی مدل اوله یعنی سیم کشیت مشکل داره بهتره بکوبی از نو بسازی چون دیر با زود با یه نسیم ملایم نظام وجودیت خود به خود فرو میریزه. بکوب با پی ریزی اصولی و درست کردن زیر ساخت ها یه بنای آبرومند برو بالا ... و من الله التوفیق.

۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۰۰ ، ۰۴:۴۴
کوثر متقی

 این پست صرفا یه خاطره نویسیه! از انتخابات و ارزش دیگه ای نداره.

واکنش من در حین دیدن مناظره نامزدهای انتخابات ۱۴۰۰ شبیه این خانومه بود :

 


مدت زمان: 6 ثانیه 

بعد با خودم فکر می کردم اگه اینا تائید صلاحیت شدن پس اون هایی که تائید صلاحیت نشدن چه جوری بودن؟!

یکی شون که ...

بی خیال ...

#انتخاب_آسان

#کودک_درون_نامزدها

🌳🌳🌳

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۵۱
کوثر متقی

 

واقعا؟

:(

 

منبع عکس

۱۴ خرداد ۰۰ ، ۰۳:۳۸
کوثر متقی

 


دریافت
مدت زمان: 59 ثانیه 

من تا حدودی با صحبت های این جوان موافقم 

البته به این معنی نیست که⚠️ چرا⚠️ در ذهنم نقش نبسته باشه ها بلکه به این معنیه که میدونم قطعا این چرا یه زیرای محکمی داشته که به این بهم ریختگی های ریز بیارزه =پس اعتماد میکنم.

 

نمیدونم چرا مدام تصویر دونده ای واسه ام تداعی میشه که چون خیال میکنه داره اول میشه دیگه اون قدرها تلاش نمیکنه و در نهایت کاپ قهرمانی میرسه به پشت سریش!

 

 

 

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۰ ، ۰۸:۰۳
کوثر متقی

هروقت این قسمت از فیلم "کتاب قانون" را می‌بینم به این فکر می‌کنم که چطور یک نفر به حدی می‌رسد که درباره مسائل شخصی زندگی دیگران که هیچ درگیری برای او و زندگیش نخواهد داشت و فقط و فقط به خود آن شخص مربوط است این همه دقت می‌کند و این طور با حرص حرف می‌زند...

علمی‌ها زودتر از من فکر کرده‌اند و رسیده‌اند به این که آدم‌های بیکار ،بیمار و بدبخت به زندگی دیگران زیاد کار دارند ...ذره بین می‌گیرند دستشان و شروع می‌کنند به واکاوی دلیل مزدوج شدن/نشدن یا بچه دار شدن/نشدن چاق/لاغر شدن پولدار/فقیر شدن و... دیگران

قسمت تراژدی ماجرا آن جاست که تهمت هم قاطی غیبت های‌شان می کنند و پایش بیفتند محاکمه و دادگاه گروهی بدون حضور متهم برگزار می‌کنند و اتفاقا به نتیجه هم می‌رسند

 

آخر یکی نیست بگوید:

به تو چه فلانی چرا تا حالا ازدواج نکرده است!

دوستش داری و نگرانش هستی؟ برایش مورد مناسب معرفی کن

به تو چه فلانی چرا بچه ندارد!

یا دلش نخواسته به هر دلیلی یا مشکل داشته که در هر دو حالت به تو ربطی ندارد

به تو چه فلانی چرا جراحی پلاستیک انجام داده.

از تو زیباتر شده؟ خواستگارهایش بیشتر شده؟ اعتماد به نفسش بالا رفته؟ تو هم برو رنج جراحی را بکش عمل کن تا زیبا شوی قبل از آن روح رنجورت را مرهم بگذار

به تو چه فلانی خسیس است.

نگرانی هدیه سنگین ببری جبران نکند؟ هدیه سبک ببر!

 

می گویی مهربانی و نمی توانی بی خیال گذر کنی؟

تعریف علمی مهربانی حساسیت نسبت به رنج خودمان و دیگران است. وقتی رنج شخصی را می‌بینی و می‌بینی دارد اذیت می‌شود نتوانی بی تفاوت از کنارش بگذری و در عمق وجود تمایل آگاهانه داشته باشی تا رنجش را کاهش دهی و در رفتار به شکل متعهدانه برای کاهش این رنج اقدام کنی.

 

ولی عمل تو اسمش مهربانی نیست بزرگوار! فقط داری عملت را توجیه می کنی با عرض معذرت باید بگویم  این فعل اسمش فضولی است و خ..ز..  (شاید هم ع..م..)

خلاص

این جنس کنجکاوی ها خیلی زشت‌تر است مخصوصا برای تو، آره تو ،توی تحصیل کرده ...توی دکتر... توی مهندس... تویی که ادعای دین ات می شود...سرت را بکن در زندگی خودت هر روز هم موقع درگیر شدن برای مسائلی که خیر دنیا و آخرت برایت ندارد زیاد به تو چه را تکرار کن

 

+اصلا آدمی که دین دار واقعی باشد -یعنی نیتش اول و اخر رضای خدا است- به صورت اتوماتیک با کلاس می شود چون علاوه بر این که در زبان غیبت و تهمت ندارد آن سه مولفه ذکر شده(بی کاری بیماری بدبختی) را به خاطر پایندی به موازین شرع درمان کرده است و حتی در همان ذهن هم غیبت نمی‌کند و تهمت نمی زند...

+حجرات 12 :)

+فِت فِتو در لهجه کرمانی به افرادی گفته می شود که پر حرف هستند.(آموخته شده از پیج من لهجه دارم)
 

نفس عمیق ^_^ 

 

 

۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۵۸
کوثر متقی

مستند "خودکار" درباره زندگی علی اکبر رفوگران است! اولین تولید کننده خودکاردر ایران.

اولش که شروع به دیدن مستند کردم خیال کردم اوج داستانش همین رفتارهای هوشمندانه تحریریان در پیشرفت شغلیش و زمان گرفتن نمایندگی خودکار بیک از آقای بیک و بعدتر ماجرای تولید مداد سوسمار است اما هر چه داستان جلوتر رفت دیدم روایت بیشتر روایت ایمان عمیق قلبی است به راهی روشن و عشقی عمیق‌تر به وطن...

رفوگران(تحریریان) را بیشتر از این که باهوش،با پشتکار و زرنگ  ببینم با ایمان و با اخلاق دیدم...

 

دوستش داشتم و بیشتر پیشنهادش میدهم به آن هایی که از شرایط ایران خسته شده‌اند و تحمل و کنار آمدن با سختی‌هایش برایشان سخت تر شده...

و به آن‌هایی که در مسیر رسیدن به اهدافشان به محض دیدن کوچکترین مانع یا شنیدن اولین نه نا امیدی راحت خانه می‌کند کنج دلشان.

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۳۰
کوثر متقی