خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

۲۸ مطلب با موضوع «سال ۹۴» ثبت شده است

هفت ساله است که می رود به مدرسه...

هرروز پنج ساعت را آن جا می گذارند

ریاضی می خواند و علوم و فارسی و دینی...

پیش تر که می رود  علوم تفکیک می شود به زیست و شیمی و فیزیک و... (بسته به رشته:))

ذهنش ورز می خورد...پر از فرمولو اسمو ضابطه می شود

 

وقت هایی که از مدرسه به خانه می آید هم این قدری درس ها سنگین است که فرصت خانه بودن را برای درس می گذارد؛ چون می داند دارد در کشوری زندگی می کند که علم (شما بخوانید مدرک) تقریبا همه چیز است ...می شود گفت تاثیر گذار در سرنوشت(متاسفانه)...

پس عاقلانه ترین کار همین درس خواندن است

 

چند سال بعد...

 

روز سرنوشت ش می شود روز کنکور!!!

 

چند سال بعد تر...


یک دختر/پسر + یک مدرک تُپل

 

 

 

خب الان نوبت چی؟

نوبت تشکلیل زندگی و اختیار همسر

یک دنیا علم دارد ،مگر کم چیزی است؟

چه علمی؟

علمی که به درد به دست آوردن شغل خوب می خورد و وجهه اجتماعی اش...

علمی که باعث شده بتواند بهتر تحلیل کند و بهتر تصمیم بگیرد....

اما...آیا این ها برای شروع زندگی مشترک موفق کافی است؟

معلوم که نه

این ها حتی مواد لازم برای پخت و شروع یک تجربه هم نیست ،بلکه صرفا ابزار و وسایل مورد نیاز است که بتوان با آن مواد لازم را درست انتخاب و تهیه کرد

قبل از شروع یک زندگی مشترک حداقل کاری که می شود انجام داد این است که : به شناخت خوبی از خود رسید ،چند کتاب خوب 1خواند +چند زندگی موفق دید +کمی فکر و آنالیز کرد تا حداقلِ مواد لازم برای پخت غذا را کاملا درست انتخاب کرد

تا بعد، که آن تکه ی گمشده ی پازل زندگی پیدا شد به سلامتی ،شروع پخت و پز تنها نیازمند کم و زیاد کردن درصد مواد اولیه باشد... نه این که تازه بخواهی انتخاب کنی ...تازه بخواهی فکر تهیه باشی

این جور کمتر از یک سال (ان شاءالله )می رسی به آن غذای جا افتاده ای  که یک عمر از دستور العمل اش راضی هستی

 

 

+ کاش  در مدرسه ها درس زندگی تدریس میشد و در هر واحد درسی روی یک خصیصه و فضیلت اخلاقی کار می شد بدون نمره و تست و امتحان کتبی فقط به دانش آموز گفته می شد ملاک رفتار توست با اطرافیانت

تا انسان تربیت کند و نه صرفا یک دانشمند!! (تازه اگر بشود)

(البته نظام آموزشی ما از بیخ و بن مشکل داره ها واسه همین حس کردم این راهکار در دسترس تر)

+بچه عاقل اون که کنار درس مدرسه ! و دانشگاه روی درس زندگی2 هم کار کن تا از پایه قوی بشه

+قسمت مادر بزرگ وجودم اشاره می کنند که اینم بنویس که : لطفا تا وقتی معیار هاتون به پختگی نرسیده و به قولی هنوز نمی دونید با خودتون چند چند هستید! ازدواج نفرمایید... یهو از وسط کتاب ها نپرید وسط یه زندگی... یکم آمادگی داشته باشید به جایی برنمی خوره :)

 

این پست تقدیم می شود به:

تمام بچه مثبت ها

سر به زیر ها

اهل خانه و خانواده ها

درسخون ها

همان ها که روزهای عمر را در راهی مطلوب و خدا پسندانه صرف می کنند

 

.............................................................................................................................................................................................................

 

1 توصیه : مطلع مهر برای دوستان مجرد در آستانه ازدواج /سر دلبران برای دوستان متاهل -هر دو برای دکتر بانکی پور فرد

نمی دونم چرا بعضی ،وقتی توصیه میکنی فلان کتاب برای زمان تجرد هیچ کاربردی نداره ،باز هم اصراری دارن که حتما بخوانند آن را ...!!!

2. درس زندگی یعنی یاد بگیری همه را انسان ببینی
 در عین این که همه را مثل هم نبینی

و این که کسی را قضاوت نکنی

:)

+نظرات ارشیو شد...

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۵:۵۱
کوثر متقی

می گوید:

زندگی ات را که شروع کردی

مودت و رحمت را که دریافت کردی

تخته گاز نرو

گاهی بزن جاده خاکی

مودت و رحمت هم نیاز به مراقبت دارد

(مثل همه ی نعمت ها)


+نقل به مضمون

۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۴۵
کوثر متقی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۷
کوثر متقی

می گوید :

آن که بیشتر عمل می کند مورد نظر نیست

فقط با نیت صادقانه و ترس از خداست که می توان به هدف رسید

باقی بودن بر عمل برای خالص کردن آن از خود عمل مهم تر است

و عمل خالص عملی است که به خاطر آن از کسی جز خدا انتظار مدح وثنا نداشته باشی و نیت از عمل برتر است

عمل همان نیت است...

۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۷
کوثر متقی

 

یه عیدی ایده آل (هم برای دهنده و هم گیرنده)

شامل : قرآن. نهج البلاغه.صحیفه سجادیه. رساله ی عملیه ی آیت الله خامنه ای* .دیوان حافظ.

فروشگاه شماره ی یک:قم خیابان شهدا
۰۲۵۱-۷۷۴۴۶۱۶

فروشگاه شماره ی دو: تهران،خیابان انقلاب،چهاراه کالج ،جنب بانک ملت ،پلاک۷۱۵
۸۸۹۱۱۲۱۲

 

* این هدیه ی ارزشمند یکی از نزدیکان عزیز به همسرم و بنده است؛ برای همین من اطلاعی ندارم که برای مراجع دیگر هم موجود هست یا خیر...

 

جدید نوشت :

طبق گفته ی یکی از دوستان یه مدل دیگه ی این پیکیج رساله دانشجویی مطابق با نظر 10 تن از مراجع هم دارد( به جای رساله ی آقای خامنه ای)

 

 


 

جان من رمزو اصلا زدید؟
این قدر پیچیده نکنیم همه چیز را
ساده است
باورکن

 

نظرات آرشیو شد...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۰۶
کوثر متقی

یک

 

روزهای عید بود و ما در منزل عمه جانمان مهمان

من و یکی دیگر از بچه ها قرار شد بمانیم منزلشان برای گذران ایام تعطیل به بهترین وجه ممکن

غروب با شوهر عمه جان و دو تن از دختر عمه جات که یکی نه ساله و دیگری ده ساله بود برای نماز مغرب و عشا راهی مسجد محل شان شدیم

به من توصیه شد که نروم...  چون هفت ساله بودم و پیش بینی میشد چه می شود...اما رفتم !

آن هادر صف های آخر ایستادند و من هم اواخر همان صف؛ زیرا که آن دو  تازه  به سن تکلیف رسیده بودند و بر اساس قوانین نانوشته ی مسجدها صلاحیت لازم برای ایستادن در صف های اول را نداشتند!

و من هم که وضعیتم کاملا مشخص بود!

وقتی خواست نیت شود، خانوم های محترم، خیلی شیک و مجلسی بنده را به بیرون صف هدایت فرمودند

منِ حساسِ از صف رانده شده در تمام طول آن مدت کِز کرده بودم و فقط به فرش نگاه می کردم...

نماز که تمام شد یک خانوم محترم واقعی که چهره ش را ندیدم ( چون باز هم به فرش نگاه می کردم) و تنها شیرینی حرف هایش را حس کردم ...آمد  ... زیبا مرا دلداری داد... بعد هم اسکانسی نو صد تومانی به عنوان عیدی داد و رفت

 

دو

 

اول راهنمایی بودم

دبیر دینی و عربی و قرآنمان بود... همیشه دعوتمان می کرد به حجاب! و معنای نماز را به صورت اجباری از ما می خواست

نمره روخوانی قرآنم را به من 18داد ...

من هم نامه ای به انضمام آیه ای آموخته از همان روز  (که مضمونش عدالت بود) در صندوق انتقادات انداختم

انداختن نامه همانا و بد شدن آن دبیر با من همانا

در حدی که کل کلاس ،که نه... اما دوستان تیز ترم دانسته بودند

کاش فقط سردی جواب سلام هایم بود ،نمره ی 19 و نیم  عربی را می داد 17 ...دوستان می رفتند نمره را تصحیح می کردند(آن هم به زور ) و من گریه می کردم که چرا با من این جور می کند... آن هم نه در همان سال... بلکه در سوم راهنمایی... یعنی بعد از چند سال!

 

 سه

 

 دوم دبیرستان بودم

دبیر دین و زندگی فوق خوش اخلاق و مهربان و دلسوزی داشتیم که بر اهل ش به قدری تاثیر گذاشت که بچه ها نماز شب می خواندند ...واجبات که بماند...

 

 

شاید اگر آن زن آن روز  در جبران حرکت غیر ورزشکاری(!) بقیه با لحنی محبت آمیز حرف نمی زد ...

شاید اگر دبیر دین و زندگی دبیرستانم که مصداق یک انسان دین دار بود و با محبت ش دل ها را را نرم کرد نبود

و شاید اگر انسان های زیادی که اسلام واقعی داشتن را نشناخته بودم

 

به این راحتی نمی توانستم بنویسم که : دین را با دین دار قضاوت نکن ...

دین را از دین بشناس!

 

+میدانم هستند آن هایی که دین را با معنای واقعی اش و برای خدا به جا میاورند و نه برای دل من و تو

آن هم خیلی اصولی و درست...

 

+نظرات ارشیو شد...

 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۰۳
کوثر متقی

می گوید نگاه نکن ؛

نه به نامحرم،

نه به زندگی دیگران

فلسفه ی نگاه نکردن آرامش است.

۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۲۶
کوثر متقی

 

 

ماه اسفند را دوست دارم ...مخصوصا دو هفته ی آخرش را ... اما به همان نسبت از دو هفته اول فروردین بدم می آید!

می پرسی چرا؟

چرایش میرود به مهمانی هایی که هیچ گاه دلیل ازدیادش را ندانستم

خواستم بدانم... از خیلی ها پرسیدم :

1.

+برای رفع کدورت هاست

*این چه رفع کدورتی است که خود تازه کدورت می آفریند

2.

@برای صله ی رحم است.

*اما من هرکجای دین را بالا و پایین کردم و از کار بلد هایش پرسیدم هیچ کجا شرایط صله ی رحم را این طور تعریف نکرده بود

3.

#چون رسم است.

* چه دلیل محکمی o_O

 

از یک مشاور هم شنیدم که می گفت بعد از عید نوروز مراجعین دفترشان زیادتر می شوند

این یعنی یک جای کار این رسم می لنگد...مثل خیلی از رسم های دیگر که هیچ گاه دلیل قانع کننده ای برای برگزاری آن ها پیدا نشد

من نمی دانم اصلا باید چرایی پرسیده شود یا مثل خیلی ها فقط اجرا شود ...به خاطر حفظ احترامی احمقانه (و نه عاقلانه) ...صرفا چون از جانب بزرگتری مطرح شده است...و پرسیدن چرایی ماجرا می شود حمل بر بی ادبی و بی احترامی...ولی ناراحتی که  از پرسیدن چرا به وجود می آید،دلیلش  این نیست که پرسشگر بی ادب بوده است ، بلکه به این خاطر است که پرسش شونده پاسخی برای چرا نداشته ...تنها در ذهنش  دور گشته ...از خودش گرفته تا همه ی آن هایی که این رسم ها را  با تمام مخلفاتش هر سال و ماه و روز اجرا می کنند... و حرف و حدیثش را به جان می خرند اما نمی پرسند چرا؟...و حالا ...تو ...چون می پرسی...چون قبول نمی کنی ...می شوی سرکش

غافل ازین که اگر پای درد دل خیلی از همان اجرا کننده ها( این رسم و خیلی رسم های دیگر) بنشینی می فهمی این درد ، درد مشترک است

منتها آن ها هرسال می کِشند و جیک شان بر نمی آید تا هم خود و زندگی شان را در منطقه ی امن نگاه دارند و هم این که مبادا کسی ناراحت شود و به کسی بربخورد

 

حاصل چه می شود؟

دلخوری ها

نا آرامی ها

نا رضایتی ها

 

تا وقتی معنای ادب در نپرسیدن است
و اجرا کردن

و ماندن در منطقه ی امن

حاصلی جز این ندارد که رسم ها علاوه بر این که می مانند و می رنجانند

بلکه زاییده های منحوس تر از خود هم به بار می آورند

 

 

ضمیمه :

گاهی هم نباید پرسید چرا ...گاهی هم نباید دانست...گاهی باید گفت به من چه!

کی؟

وقتی با پرسیدن چرایت همان کاری را می کنی که با نپرسیدنش در وقت معین

پس این مهم است که چه زمانی بپرسی چرا

و چه زمانی بگویی به من چه

 

 

 

وقتی نسبت طرف مقابلت با تو این قدر دور هست(فاصله ی دل ها) که نمیدانی چرای فعلش را... پس بهتر است بگویی به من چه، چون اگر آن قدر نزدیک بودی نیاز به پرسیدن چرا نداشتی

 

 

منظور از ضمیمه :

گاهی وقت ها بهتر که به کار بقیه کاری نداشته باشیم و سرمون در لاک خودمون باشه

این وقت ها به جای این که از فرد مقابل بپرسیم چرا فلان کار را کردی بهتره بگیم به من چه ...

اگه اون واقعا حس نزدیکی باما داشت دلیل خیلی از کارهاشو واسمون میگه اگه هم نه همون بهتر که ازش نپرسیدیم و اونو تو تنگنا قرار ندادیم

الان بهتر شد؟

................................................................................................................................................


عبارت" دوران طلایی" برای افرادی که در کانون فرهنگی آموزش (قلم چی ) بوده اند آشنا است :)

دوران طلایی به ایام عید نوروز گفته می شود ... زیرا که همه ی دانش آموزان در حال هدر دادن وقت خود هستند اما کانونی ها ازین فرصت برای سبقت گرفتن از بقیه استفاده می کنند

نظرات ارشیو شد

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۲۲
کوثر متقی

 

خانواده‌ای هستند دارای دو فرزند

 

یکی دهه شصتی و دیگری دهه هفتادی

دهه شصتی به ندرت به مسائلی که باب میل‌ش نیست اعتراض می‌کند، وقتی هم که اعتراض می‌کند آرام و موقر است !!

دهه هفتادی برای اکثر غیر ایده‌آل‌هایش اعتراض می کند و از نظر اعضای خانواده لحن‌ش زیاد مودبانه نیست و انگار دارد با دوستان مدرسه‌ش حرف میزند... ولی او می داند که هیچ گاه با دوستان مدرسه این قدر مودب و ملایم و کم هیجان حرف نزده است!!!

 

دهه شصتی  استرس‌های خاصی دارد... بر سر تمام مسائل... این استرس بین همه ی هم سن و سالانش مشترک است

مادر همه ی دهه شصتی‌ها آن را تقصیر جنگ می‌دانند...

اما دهه هفتادی فراغ بال بیشتری دارد
و بی خیال تر است نسبت به مسائل ش

 

این احساس ها تنها از جانب پدر و مادری که برای دهه ی سی و چهل هستند نیست

این احساسی است که دهه شصتی هم به دهه هفتاد دارد

و دهه هفتادی به دهه شصتی نیز !


این که یکی لوس و تنبل است آن یکی قانع‌تر و بسازتر

این که آن یکی چقدر پرررررو است ! و آن یکی ملاحظه کار

فکر می کنم پرررو *کلمه ی جامعه‌ای است برای توصیف بچه‌های دهه‌ی هفتاد ؛ البته از سال 70 تا سال 79 درصدش بسیار توفیر دارد با یکدیگر اما همه در یک قالب میایند و می‌شوند از دم دهه هفتادی

 

+ آن ها در خانواده‌شان یک دهه هفتادی دارند و یک دهه هشتادی

می گوید نمی‌دانی چه می کشیم از سر‌و‌زبان این دهه هشتادی‌مان !

می گویم این دهه هشتادی‌تان قرار است بشود مادر یک 1400! باید از پس هم بربیایند.

 

 

 

برای 1400 باید چی گفت؟ دهه صفری؟!
* پرررو بودن حُسن است!!!!و جسارت و شجاعت!! را هم شامل می‌شود!
 

+اون‌هایی که در خانواده ، فزرندان از دو نسل متفاوت هستند این پست را بهتر می‌خوانند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دریافت
حجم: 6.89 مگابایت
توضیحات: ای جان جانان /سامی یوسف

برای من یکی از رنج ها در فضای مجازی این هست که ندانم مخاطبی که لطف داشتن و کامنت گذاشتن و بنده در حال پاسخ دادنم به کامنت شون خانم هستن یا آقا ...
نابرده رنج گنج...!!
 

 

+نظرات ارشیو شد...

 

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۵۰
کوثر متقی

از باب مهربانی مرا عضو گروهی با مضمون "انرژی مثبت" کرده است.

کنجکاویم گل می کند و صفحه را باز می کنم.

مهشاد نامی پیام داده است: مادرم بیمار است و...

اعضا در جهت همدردی با مهشاد نوشته اند انرژی های مثبتمون(!!!) را واسه ی مادرت می فرستیم.

صفحه را بالا و پایین می کنم

بالا

.

.

پایین

.

.

بالا

.

خیر...

خبری نیست...

اعضای محترم خود را دارای دم مسیحایی و دستان شفا بخش و وجودشان را مملو از پرتوهایی با انرژی آلفا و قدرت نفوذ گاما گونه ای  دیده اند

و

خبری از این که "به درگاه خدا در جهت شفای مادرت دعا می کنیم" نیست که نیست.

نکند معاذالله آن ها خود را ...

 

یاد برنامه ای میفتم که می گفت هر چه به کائنات بدهی آن را به تو پس می دهد!

از شبکه ی چهار پخش شد ... دو بار.

از همین صدا و سیمای جمهوری اسلامی!!!

اسلامی...

همان اسلامی که می گوید پاسخ برخی از اعمالت را در همین دنیا می بینی و آن هایی که از ظرفیت این دنیا خارج است میرود برای آن دنیایت

همان اسلامی که می گوید انجام فلان کار حلال است بیسار کار حرام و تاثیرش را بر جسم و جانت خواهی دید

همان اسلامی که می گوید هر وقت حاجتی داشتی دست به دامان خدا شو ...خدا برای تو کافی است

همان اسلامی که می گوید ...

اما

حرف هایی که این ها می گویند شبیه اسلامی نو است
انگار چند شیمی دان و فیزیک دان آمده اند و خواسته اند دین ما را از نگاه شیمی فیزیکی باز نویسی کنند ؛این شده است که افراد دارای انرژی های مثبت و منفی شده اند ...و کار ها هم به دنبال آن ...و همین طور مکان ها

 

به دنبال این اعتقادات نو هم میشنوی:

*وضو  میگیری ؟

+نه ...این ها چاکراهای بدن است... برای انرژی

*انگشتر عقیق را برای ثوابش دست می کنی؟!

+ثواب! نه عقیق قرمز انرژی مثبت دارد!!!

 

این دین جدید انگار برای کسانی ساخته شده که با خودشان رودربایستی دارن

از یک طرف به اسلام و موازینش علاقه دارند و از طرف دیگر ژست های روشنفکری جدید و تصورات زشت و سیاهی که برخی با رفتار غلطشان  ازدین و دین داری ساخته اند مانع ازین می شود که خیلی شیک و مجلسی خود را دین دار بنامند

 

حاصل این می شود که وقتی توصیه ای می کنی باید باب انرژی مثبت داشتن را هم بگویی تا قبول کند !!!

 

 

 ...

+نظرات ارشیو شد...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۲۰
کوثر متقی