خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

خانه‌ی موقتی

بـسْـمِ اللَّه

یک حرف خوبی نوکِ زبانِ جهان است و هر کار می کند یادش نمی آید چه بود و همین کلافه اش کرده.
نفیسه مرشد زاده

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بنا به دلایلی تصمیم به رمزدار کردن پست های طعم دار گرفتم.اگه رمز را دوست داشتید بفرمایید، تقدیم میشه. :) (رمز برای دوستان و آشنایان یا دوستِ دوستان و آشنایان می باشد)
لطفا بدون اطلاع من رمز پست ها را به دیگران ندهید.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اصلاح طلب» ثبت شده است

ایران و فریدون چهار سال پیش در یکی از روز‌های بهاری به عقد هم در آمدند👰...در جلسات خواستگاری فریدون که حسابی از ایران خوشش آمده بود وعده‌های دل‌نشینی به او داد... ایران هم که دل پری از وصلت قبلی‌اش داشت خواست این بار با طیف دیگر شانسش را امتحان کند...اولش به ظاهر هم چیز خوب بود...بعد سفرهایشان شروع شد ...سفرهایی که دیگر نه ایران گردی بود و نه آفریقا گردی ، همه اش شده بود اروپا گردی🤔😇ایران مهربان بود و مدافع محرومان طاقت نمیاورد این همه خوشی بی بنیان را...اعتراض می کرد توهین می‌شنید...دیگر فریدون آن  فریدون سابق نبود داشت خود اصلی اش را نشان می‌داد... پیش میامد که ایران در مرحله ای به  رشد برسد اما نزدیک پیروزی که می شد فریدون با سیاست های نا منصفانه‌اش مانع می شد...کمی که پیش رفت حتی افتخارات قبلی ایران را هم از او گرفت - با این توجیه که به دردت نمی خورد- چاشنی همه ی این رفتارها تحقیر‌های فریدون بود مدام ایران را سرکوب می کرد تا اعتماد به نفسش را تا جای ممکن پایین بیاورد مبادا ایران علیه‌ش بشورد و برود...هرچه پیش میرفت اوضاع بدتر میشد.... ایران خسته شده بود😒هرچه غر میزد فریدون قول پیروزی در قراردادی را می داد که به نفع هر دوی آن هاست ... ایران پیگیر می‌شد از جزئیات قرار داد  اما فریدون طفره می‌رفت  ...قرارداد بسته شد اما برخلاف انتظار ایران، زندگیشان روز به روز بدتر شد تا جایی که کار به دخالت و حتی دست درازی طرف‌های قرارداد رسیده بود🤐 فریدون علاوه بر این که در برابر آن رفتارها ناراحت نشد و بهم نریخت بلکه به آن ها مجوز داد تا هر جور که  دوست دارند رفتار کنند😐

ایران روحیه‌اش خراب شده بود...همه‌اش در خانه بود...دیگر حتی حوصله‌ی کارهای روز مره را هم نداشت🙁

عده‌ای که از دور شاهد زندگی ایران و فریدون بودند حس کردند ایران دارد در  زندگیش نابود می‌شود علاوه بر این که در این چهار سال رشدی نداشته دارد عقب گرد هم می‌کند ...خواستند ایران را آگاه کنند و به زندگی پر تلاشش بر گردانند ... با او حرف زدند... از مشکلات فریدون... از نیت هایش... از خیلی چیزها که ایران بعضی را نمی‌دانست... بعضی به نظرش نیامده بود و بعضی را هم...

ایران مدتی خانه ی فریدون را ترک کرد...

فریدون واسطه فرستاد ...فرستاده هایش چرب زبان بودند.‌.. دوباره وعده های جدید به ایران دادند... ایران را ترساندند...ایران گول خورد...ایران خیال کرد فریدون برود آسایش می رود...ایران را یاد وصلت قبلش انداختند...ترسید !برخلاف قبل که شجاعتش زبانزد بود...

فریدون از چند سال قبل این روز را دیده بود...نتیجه سرکوب شدن های ایران امروز خودش را نشان داد...ایران برای این زندگی هزینه داده بود...هزینه اش عزت نفسش بود...

ایران دودل شد

 اما عاقبت به خانه ی فریدون بازگشت...

اطرافیان ترجیح دادند برای مدتی سکوت کنند ...منتظر بمانند تا ایران بفهمد باز هم فریب خورده است...ایران باید سرش به سنگ بخورد تا دیگر نترسد تا شرفش را راحت نبازد.

 

 

 

+نظرات ارشیو شد...

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۳۴
کوثر متقی

یادمه اون سال به همسرم گفتم من رای‌م را سفید میاندازم

گفتم فقط می‌خواهم به جمهوری و اسلامی بودنش  رای بدهم !

تک تک‌شان را شنیدم...حرف هیچ کدام به دلم نمی‌نشست

 یکی را نمی‌خواستم چون شهردار بود (هست)... مثل قبلی

آن یکی را هم که نه؛ چون کابینه ی پیر میاورد!!(مثل فعلی )

و دیگری که زیادی شبیه قبلی به نظر میامد!!!

آن دیگری هم که پایه ثابت است ...بی خیال

آخری هم مثال پیری مهربان برای خالی نبودن میدان آمده است انگار!

و اما گزینه رییس جمهور امروز که اصلا در گزینه هایم نبود

می گفت میان گرا هستم !

نتوانستم قبول کنم... یادم هست حرف‌هایش اما برایم جذاب بود  ... می‌گفت نمی‌گذارم دست و پای کسی بلرزد وقتی میاید از من یا روش من انتقاد می‌کند...داس نمی‌گیرم دستم همه را از دم درو کنم و موافق هایم را بگذارم  سر کار ... می‌گفت عزت پاسپورت ایرانی را بهش برمی‌گردونم ... فقط صد روز واسه تغییر فرصت نیاز !!

آمد

اصلاح طلبانه آمد

انتقاد ناپذیر‌تر آمد

با داس آمد

کلیدش را جا گذاشت لابه لای وعده‌هایش

یادش رفت قول‌هایش را

مثل همه ی دیگه

هیچ کدام ازین‌ها  برایم مهم نیست

چیزی که برایم آزار دهنده است این است که زیاد می گویند نمی‌توانیم !

زیاد ناامید می کنند ملت را...هم خودش هم کابینه‌اش

حرف من اما این است:

ای روحانی عزیز!

این قدر شیک و کادو پیچ شده هر بلایی می‌خواهی سرمان نیاور پلیز!

هرچه به دست آوردیم را گرفتی؟

بعد هم جَو را جوری می‌سازی که همه به به کنند و کف بزنند و تشکر کنند ،که چه؟؟؟؟

خیلی ممنون ازین که زدید ترکوندید و اندکی  مال خودمان را که حقمان بود گرفتید تا به لفت و لیس آقا زاد‌هایشان (و تان )برسد

و با دشمن‌مان دست دوستی دادید و... و این همه توانایی ؟!! این همه کاری که قبلی‌ها در 8 سال انجام می‌دادند ...شما... حوالی 3 سال انجام دادی؟!!!!

هدف چی خدا داند؟

 

 

عزت پاسپورت نخواستیم از شما! عزت نفس‌مان را نگیرید پلیز!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پستی خارج از نوبت جهت غافلگیری!!!

ممنون از دعاهاتون

این که کامنتی نمیگذارم دلیل بر این نیست که نمی خوانمتان :)

 

+نظرات آرشیو شد...

موافقین ۱۰ مخالفین ۳ ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۴۶
کوثر متقی